آیه قرآنی درمورد شراب
یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ.[1]
در باره شراب و قمار، از تو میپرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو میپرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن میگرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.
یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً[2]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه میگویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کردهاید و آب نیافتهاید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.
یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[3]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.
این آیه هم در مدینه نازل شد و حکم قطعی حرمت شراب را بیان کرد. در شأن نزول این آیه گفته اند وقتی که آیه 43 سورة نساء نازل شد. عمر گفت:
اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا.یعنی خدایا درباره خمر بیانی روشن و کافی... برای ما بیاور چون خلیفه دوم تا آن زمان شراب می نوشید. و بعد این آیه نازل شد. البته درباره شأن نزول آیه فوق نظرات دیگری هم هست. این آیه در سال چهارم هجرت و 17 بعثت نازل شد و خمر به طور قطعی و کامل تحریم شد. البته آیات دیگری نیز در مذمت خمر وجود دارد. در روایتی امام صادق(ع) فرمود:
مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا وَ قَدْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّهُ إِذَا أَکْمَلَ لَهُ دِینَهُ کَانَ فِیهِ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً إِنَّ الدِّینَ إِنَّمَا یحَوَّلُ مِنْ خَصْلَةٍ ثُمَّ أُخْرَی فَلَوْ کَانَ ذَلِکَ جُمْلَةً قُطِعَ بِالنَّاسِ دُونَ الدِّینِ[4]
یعنی: خداوند هرگز پیامبری را بر نیانگیخت مگر آنکه می دانست که چون دین او را کامل کند تحریم شرابخواری نیز در آن است. شراب همیشه حرام بوده است. دین از خصلتی به خصلت دیگر تحول می یابد و اگر از ابتدا کامل بود مردم دین را نمی پذیرفتند.
در اینجا عباراتی را از کتاب آیات الأحکام (الجرجانی) در ذیل خدمتتان ارائه می نمائیم
قوله تعالی فی سورة المائدة یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[5]
یعنی ای گروه مؤمنان اینست و جز این نیست که شراب و قمار و بتان و عمل نمودن به تیرها که عادت اهل جاهلیت بود جهة قمار یا استخاره پلیدیست ناشی از عمل شیطان پس اجتناب کنید از خمر شاید که رستگاری یابید.
پوشیده نماند که علماء متفقند بر آن که آیت آخر آیتی است که نازل شده است در شأن خمر لیکن اصحاب ما بر آنند که هیچ آیت نازل نشده است که دلالت کند بر تحلیل خمر بلکه هر آیت که در شأن او نازل شده دالست بر تحریم او و حرمت او متفق علیه جمیع شرایع و ادیان است بنا بر آن که مدار تکالیف شرعیه بر عقل است و او مزیل عقل است و جمهور مخالفین بر آنند که خمر در اول اسلام حلال بود»[6] و در آخر حرام شد باین آیت.
و گویند که چهار آیت نازل شده است در شأن خمر یکی قول خدای تعالی در سوره نحل وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً[7] یعنی و از جمله موهای درختها خرما و انگور فرا میگیرید از هر یک ازین میوههای شراب که مزیل عقل است و روزی نیکو[8] این آیت نازل شد در مکه و مردم به شرب خمر مشغول بودند و به حلالی میخوردند بعد از آن عمر و معاذ و جمعی از اصحاب رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم گفتند ای رسول خدا فتوی ده ما را در باب خمر
از جهت آن که او زایل کننده عقل است و بر اندازنده مال است پس نازل شد قول خدای تعالی یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ[9] یعنی میپرسند از تو ای محمد در باب خمر و قمار بگو در ایشان گناه بزرگست و فایدههاست از برای مردم[10] پس بعد از نزول این آیت بعضی میخوردند و بعضی نمیخوردند بعد از آن عبد الرحمن بن عوف روزی ضیافت کرد جمعی را از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و پیشنمازی کرد یکی ازیشان و در نماز سوره قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ خواند و خواند که اعبد ما تعبدون پس نازل شد:
قول خدای تعالی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری[11] _ [12]
بعد از نزول این آیت مردم به شرب خمر کم اقدام مینمودند تا آن که روزی ضیافت کرد عتبان بن مالک سعد بن ابی وقاص را با جمعی از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و شعرها میخواندند و با یکدیگر تفاخر میکردند سعد شعری خواند در هجو انصار بود پس شخصی از انصار که آنجا حاضر بود زد سعد را به استخوانی طرف دهان شتر و سر او را شکست چنانکه سفیدی سر استخوان او نمایان شد پس سعد شکایت کرد نزد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پس نازل شد این آیت که إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ الی آخر[13] پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود که اگر قطره از شراب در چاهی افتد پس به جای آن چاه مناره بنا کنند اذان نگویم بر آن مناره و اگر قطره از شراب در دریا افتد پس خشک شود آن دریا و از زمین او گیاه برآید نچرانم آن گیاه هیچ حیوانی را[14] و بعضی محققان گفتهاند که همه آیات مذکوره دلالت میکند بر تحریم خمر چنانکه به اندک تأملی ظاهر میگردد و ازین مقدمات معلوم شد که مقصود از آیت مذکوره بیان حکم خمر است و باقی امور تبعیت اوست.[15]