تاج اف سی

نستوه

نستوه

خستگی ناپذیر

نستوه

خستگی ناپذیر

نستوه

سلام
عنوان وبلاگ ما (نستوه) به معنای خستگی ناپذیره و این به این معناست که ما خسته نمیشیم و ادامه میدیم و در رابطه با هر چیز مفید ممکن پست میذاریم انقدر که شما خسته بشین که چرا ما خسته نمیشیم.

آخرین نظرات
نویسندگان

وقتی باز می شود به تو می نگرد

وقتی بسته می شود به تو می اندیشد

چشمانم را می گویم

همان چشم هایی که وقتی به آن خیره می شوی

غم و درد و شادی مرا استنباط می کنی

و به راستـــی چه سخت است غم کسی را درک کردن

با خنده اش خندیدن و با گریه اش گریستن

در عمق نگاهت نگرانی را حس می کنم

آری این چشم ها نگران من هستند

چشمانت را نبند مــــادر به چشمانت احتیاج دارم.

۰ نظر ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۷
محمّد امین سرلکی

بعضی از روانشناسان از تست های فرافکن استفاده می کنند که شامل تصاویر مبهمی است و از روی پاسخ فرد می توان به اطلاعات شخصیتی او دست یافت.


به گزارش نستوه با انجام تست زیر  به آن چیزی که هم اکنون در ذهنتان است پی ببرید.

۱۰ ثانیه به تصویر نگاه کنید. اولین چیزی که در تصویر می بینید چیست؟


 


تست شخصیت شناسی

۱. غار

تست شخصیت شناسی

به سختی عصبانی می شوید و تعادل خود را از نمی دهید. شما فرد آرامی هستید که همیشه به جنبه مثبت هر چیزی نگاه می کنید. به علت خوش بین بودن و قدرت درونی که دارید اتفاقات و موقعیت های منفی نمی توانند هیچ فشاری به شما وارد کنند. مردم همیشه روی کمک و پیشنهادات شما حساب می کنند. از کسانی که دوستشان دارید حمایت کنید و انرژی مثبت خود را به آن ها نیز بدهید.

۲. سفینه فضایی

تست شخصیت شناسی

همیشه در آستانه شکست و ناامیدی هستید. کوچک ترین استرسی سلامت شما را به خطر می اندازد و دچار مشکلاتی مثل کم خوابی و کابوس های شبانه می شوید. احساساتتان را سرکوب نکنید و اجازه ندهید هر چیز کوچکی آزارتان دهد زیرا باعث میگرن، تهوع و دیگر عوارض جانبی می شود.

۳. چهره آدم فضایی

تست شخصیت شناسی

دوست دارید از هر چیزی یک مشکل بسازید و این عادت منجر به بالا رفتن سطح استرس در شما می شود. باید احساسات خودتان را کنترل کنید و انرژی خود را صرف نگرانی های بی مورد نکنید. برای این که بتوانید آسان تر با استرس مقابله کنید تمرین تنفس کنید. از بینی نفس عمیق بکشید و از دهان بیرون بدهید.


منبع: باشگاه خبرنگاران جوان (اون بنده خدا ها هم از سایت "بدونیم" کپی زدن😁)

۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۲
محمّد امین سرلکی

سلام 

به گزارش نستوه ما برگشتیم 

بله ما بعد از چند ماه غیر فعال بودن دوباره شروع به کار می کنیم (از امروز) البته میدونم براتون هیچ اهمیتی نداره ولی برای منم اهمیت نداره که برای شما اهمیت نداره و شاید برای شما هم اهمیت نداره که برای من اهمیت نداره که برای شما اهمیت نداره. چی گفتم اصلا؟ ولش کن...

امیدوارم ما رو همراهی کنید مثل همیشه


۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۰۴:۴۰
محمّد امین سرلکی

خوندی: ایرانیان سالیانه 4میلیارد دلار از ایرلاین های خارجی بلیت می خرند/ عبور ایرباس از سد آمریکا

تهران- ایرنا- وزیر‌ راه و شهرسازی با توجه به هماهنگی های فرانسه و آمریکا از صدور اجازه عقد قرارداد ایرباس با ایران از سوی دفتر کنترل دارایی های وزارت خزانه داری آمریکا (OFAC) و همچنین قصد ایران برای بازپس‌گیری سهم چهار میلیارد دلاری خود از آسمان منطقه خبر داد.

به گزارش ایرنا بر پایه آمارهای منتشر شده وزارت راه و شهرسازی در سی ام خردادماه، جمهوری اسلامی ایران دارای 17 شرکت بهره بردار هواپیمایی است و ناوگان هوایی آن در مجموع 273 فروند می رسد که 266 فروند از آن مسافری است. 
از این میزان ناوگان فعال کشور را 163 هواپیما (65 درصد کل) و شمار صندلی های فعال را 26 هزار و 626 عدد تشکیل می دهد.
متوسط عمر کل ناوگان ایران 23.74 سال و متوسط عمر کل ناوگان فعال 22.9 سال است.
در همین پیوند به گزارش وزارت راه و شهرسازی، «عباس آخوندی» درباره وضع ناوگان هوایی کشور گفت: اکنون 266 هواپیما در کل ناوگان هوایی داریم که 110 فروند آن غیرفعال است، بنابراین فقط 156 فروند هواپیمای فعال با میانگین عمر 23 سال داریم.
وی تاکید کرد استفاده بیشتر از هواپیماهایی که در آستانه 24 سالگی قرار دارند، هزینه اضافه بر دوش صنعت می‌گذارد. هزینه تامین قطعات این هواپیماها و تعمیر آنها بسیار گران است و برخی قطعات دیگر در بازار نیست. همچنین مصرف سوخت این هواپیماها بسیار بالاست.
وزیر راه و شهرسازی گفت: بسته به سال های مختلف، فقط پول بلیتی که ایرانیان به ایرلاین های خارجی پرداخت می کنند بین سه میلیارد تا چهار میلیارد دلار است که به دلیل وضع تاسف بار ناوگان هوایی نتوانستیم از این سهم استفاده کنیم و پول زیادی از ایران خارج شده است.
آخوندی یادآوری کرد: اگر بخواهیم خرید هواپیما را از جهت حرفه‌ای بررسی کنیم، سازمان هواپیمایی کشور و وزارت راه مرجع آن است. از جنبه اقتصادی نیز شورای اقتصاد و رییس جمهوری تصمیم می گیرند. ما این بحث را مکرر در خدمت رییس جمهوری مطرح کرده‌ایم و با آن موافقت شده است.

** خرید هواپیما برای استفاده از ظرفیت ترانزیتی کشور
وزیر‌ راه و شهرسازی گفت: مسافر ما را از تهران به دوبی می‌برند و سپس به جای دیگر منتقل می‌کنند. در حالی که مسیر معقول تهران است اما با ناوگان موجود امکان رقابت و استفاده از ظرفیت ترانزیتی خود را نداریم.
آخوندی درباره آخرین وضعیت قرارداد خرید هواپیمای ایرباس از فرانسه گفت: وقتی قراردادی در حضور رییس جمهوری فرانسه تنظیم شود به طور قطع تا جایی مورد تدبیر این مقام عالی قرار گرفته است که از آن حمایت می‌کند. تصور ما این طور است که هماهنگی های اولیه در طرف مقابل صورت گرفته که اجازه عقد قرارداد با دولت ایران صادر شده است.
به گزارش ایرنا، پس از آغاز اجرای برجام در دی ماه 1394، رییس‌جمهوری اسلامی ایران بهمن‌ماه پارسال در سفر به پاریس، قرارداد با ایرباس فرانسه را امضا کرد. این قرارداد مربوط به خرید 118 فروند هواپیمای ایرباس بود. 
به گفته وزیر راه و شهرسازی، «طرف فرانسوی متعهد شده است در سال جاری میلادی هشت فروند و تا سال 2024 میلادی- یعنی در یک بازه زمانی هشت ساله- 110 فروند هواپیما به ایران‌ایر تحویل دهد.»
آخوندی آن زمان افزوده بود: در مجموع 118 فروند هواپیما شامل 45 فروند ایرباس 320، 45 فروند ایرباس از سری 330 و 16 فروند ایرباس 350 و همچنین 12 فروند ایرباس 380 خریداری شد.
اکنون وزیر راه و شهرسازی درباره شیوه تامین مالی برای خرید ناوگان جدید توضیح داد: قرارداد خرید هواپیما به صورت اجاره به شرط تملیک است؛ یعنی اینکه شرکتی بین ما و ایرباس قرار می‌گیرد و این شرکت کل پول را به ایرباس می‌دهد و به صورت اجاره به شرط تملیک هواپیماها به ما اجاره داده می‌شود. وقتی اقساط تمام می‌شود مالکیت نهایی دراختیار ما قرار می‌گیرد. 
به گفته وی، مبلغ اجاره از محل خدمات ارایه شده مانند فروش بلیت تامین می شود.
آخوندی افزود: یک شرکت لیزینگ هواپیمایی همه مبالغ را تامین می کند و هواپیماها را اجاره به شرط تملیک در اختیار ما قرار می‌دهد.
وی تاکید کرد با این مدل مالی نه دولت و نه بانک مرکزی زیربار قرض نمی روند.
آخوندی درباره خرید هواپیماهای پهن‌پیکر یادآوری کرد: ما برای خرید هواپیمای A380 حق انتخاب داریم و به هیچ وجه تعهدی برای خرید آنها نداریم. 
وی درباره تصمیم دولت برای خرید این هواپیماهای دوربرد گفت: این تصمیمی است که باید پنج سال آینده در کشور گرفته شود و شخصی که آن زمان مسئول خریداری هواپیما در کشور است مشخص می‌کند باید از این گزینه (دوربردی) استفاده شود یا نه. به نظر من برخورداری دولت و ملت ایران از این حق انتخاب اقدامی خوب و مناسب محسوب می‌شود.
وزیر راه و شهرسازی تاکید کرد «ضرورت دارد از رقابت سازنده‌ها استفاده حداکثری به نفع مردم داشته باشیم».
به گزارش ایرنا، چندی پیش دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی درباره مشکلات ایرباس برای فروش هواپیما به ایران گفت «بین شرکت‌های بوئینگ و ایرباس یک رقابت تنگاتنگی در بازار ایران وجود دارد که متاسفانه فروش هواپیما به ایران را با مشکل روبرو کرده است.»
وی یادآوری کرد شرکت ایرباس برای فروش هواپیما به ایران باید مجوز اوفک را داشته باشد اما آمریکا می‌خواهد ابتدا مشکل بوئینگ را برای ورود به بازار ایران حل کند، بنابراین ایران ایر و این شرکت‌ها هنوز در حال مذاکره اند تا مشکلات رفع شود.
مدیرعامل ایران‌ایر نیز به خبرگزاری انگلیسی «رویترز» اعلام کرد: این شرکت در حال مذاکره برای انعقاد یک قرارداد تاریخی خرید هواپیما با بوئینگ است که احتمالا مشابه سفارش خرید بیش از 100 فروند هواپیما از ایرباس خواهد بود اما موانع پیش روی هر دوی این قراردادها باید حل شود تا توافق پارسال در زمینه لغو تحریم‌ها رعایت شود.
به گفته وی، ایران برای یک دهه آینده به دستکم 300 فروند هواپیما نیاز دارد.
«اصغر فخریه‌کاشان» قائم‌مقام وزیر راه و شهرسازی در امور هوانوردی، نیز گفت: امکانات بانکی برای پرداخت هزینه خرید این هواپیماها وجود دارد. از سوی دیگر، اصلا قرار نیست هزینه این قرارداد از ایران پرداخت شود که نگران این موضوع باشیم. طبق توافق‌ها این هزینه‌ها را شرکت اجاره‌دهنده هواپیما تامین می‌کند.
این مقام تاکید کرد «به طور قطع تحریم‌های بانکی در قرارداد با ایرباس موضوعیت ندارد؛ زیرا اعتبار این قرارداد را از طریق فاینانس تامین خواهیم کرد. با وجود این، اکنون منتظر پایان مذاکرات قراردادی هستیم که در جریان است و با صدور مجوز اوفک برای فروش هواپیما به ایرباس، پروسه انعقاد قرارداد و تحویل هواپیماهای جدید آغاز می شود.»
وی پیش‌بینی کرد «تا پایان ماه ژوئن (دهم تیرماه) مذاکرات قراردادی به پایان می‌رسد و تا آن زمان نیز اوفک مجوز فروش هواپیما را صادر می‌کند.»

۰ نظر ۱۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۴
محمّد امین سرلکی

۰ نظر ۱۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۱
محمّد امین سرلکی
جمهوری اسلامی ایران در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر، از مبارزه‌ی حق‌طلبانه‌ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.» (اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز، فاطمه شهابی؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی از جمله مسائلی که در حوزه سیاست خارجی از جانب امام خمینی (ره) به آن توجه و تاکید شد، مسئله حمایت از فلسطین در مقابل رژیم غاصب صهیونیستی بود، اما چرایی این مسئله از همان ابتدا تاکنون از جانب افراد و گروهایی مورد سؤال و گاه شبهه قرار گرفت. در رابطه با چرایی این مسئله دلایل گوناگونی مطرح شد که در ادامه به بررسی این دلایل می‌پردازیم.
 
یکی از مهم‌ترین دلایل ایران در حمایت  از مردم مظلوم فلسطین، مبانی اعتقادی و ایدئولوژیک است. با تأسیس نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت اسلام در ایران قوانین منبعث از اسلام و به ویژه فقه شیعه در جامعه جاری شد و امام خمینی به عنوان شاگرد این مکتب به خوبی می‌دانست که دین اسلام دینی محدود به حوزه ی فردی و احکام عبادی صرف نیست، بلکه دینی جامع و کامل است که برای تمامی شئون زندگی افراد برنامه دارد که از جمله این شئون، شأن سیاسی و اجتماعی، و یکی از زیر مجموعه‌های حوزه سیاسی، بحث روابط خارجی است.
 
پس این موضوع نباید چندان عجیب باشد که ما شاهد پیاده شدن احکام و قوانین اسلام در حوزه سیاست خارجی باشیم. سیاست خارجی ایران سیاستی اعتقادی و منبعث از قوانین اسلامی است که حمایت از فلسطین را برای ما به عنوان یک تکلیف بیان می‌کند. تکلیف و وظیفه ای که رهبر معظم انقلاب در سخنان خود بارها به آن تاکید کرده‌اند:«طرح مسئله‌ی فلسطین برای جمهوری اسلامی یک امر تاکتیکی نیست؛ یک امر بنیانی است، از اعتقاد اسلامی ناشی می‌شود. وظیفه‌ی ماست که این کشور اسلامی را از سلطه و چنگ قدرت غاصب و پشتیبان‌های بین‌المللی‌اش در بیاوریم، به دست مردم فلسطین بسپاریم؛ این وظیفه‌ی دینی است، وظیفه‌ی همه‌ی مسلمان‌هاست؛ همه‌ی ملت‌های اسلامی، همه‌ی دولت‌های اسلامی وظیفه دارند که این کار را انجام بدهند؛ این یک وظیفه‌ی اسلامی است.»(بیانات رهبر انقلاب، 25/5/91)
 
اما این اصول و قواعد کدم‌اند که بر اساس آن‌ها حمایت از فلسطین به عنوان یک تکلیف برای مسلمان واجب شمرده می‌شود. اولین اصلی که می‌توان به آن اشاره کرد نص صریح قرآن است. آیات متعددی در قران وجود دارد که در آن به دفاع از مظلوم در مقابل ظالم وجنگ با تجاوزگر به مسلمان دستور داده شده است. «چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکان که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما» (نسا/75). علاوه بر قرآن، درسیره و سخن پیامبر و ائمه معصومین نیز به این موضوع بسیار سفارش شده است. «هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری می‌طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست» (حر عاملی، جلد 11، ص 108) واین نکته قابل ذکر است که اعتقاد پیامبر به دفاع از مظلوم در مقابل ظالم محدود به زمان مبعوث شدن ایشان نمی‌شد بلکه ایشان در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام با شرکت در پیمان (حلف الفضول) اعتقاد خود را مبنی بر یاری ستمدیدگان و مظلومان نشان دادند.
 
 یکی دیگر از اصولی که در سیاست خارجی اسلام به آن اشاره شده است تقسیم بندی تمامی جهان به دو قسمت دارالکفر و دارالایمان است؛ یعنی در اسلام مرزبندی‌هایی وجود دارد که فراتر از مرزبندی‌های جغرافیایی است و آن مرزهای معنوی است بر این اساس، تمام امت اسلامی به عنوان یک امت واحد هستند که حمایت از آن‌ها در مقابل دار الکفر به عنوان یک وظیفه برای دولت اسلامی در نظر گرفته شده است و از آن جا که ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می‌شود این وظیفه مهم یعنی حمایت از مسلمانان در تمامی جهان از جمله فلسطین را بر عهده دارد.
 
حضرت امام خمینی نیز در رابطه با دفاع از سرزمین‌های اسلامی و وحدت مسلمانان می‌فرمایند: «ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیا هستیم. برنامه‌ی ما برنامه‌ی اسلام است، وحدت کلمه‌ی مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است، برادری با جمیع مسلمین است. در تمام نقاط عالم هم پیمانی با تمام دول اسلامی است سرتاسر جهان، در مقابل صهیونیسم مقابل اسراییل مقابل دول استعمار طلب مقابل کسانی که ذخایر این ملت فقیر را به رایگان می‌برند» (صحیفه امام،جلد 1، ص 336)
 
قاعده دیگر، قاعده نفی سبیل است. براساس این قاعده فقهی، در اسلام هیچ دولت کافری حق ندارد بر دولت مسلمانی سلطه خود را اعمال کند و مسلمانان نیز نباید تحت سلطه کفار باشند. پس مبارزه با صهیونیست و دولت نامشروع اسرائیل بر اساس این قاعده فقهی یک وظیفه برای مسلمانان و دولت‌های اسلامی ایجاد می‌کند تا با پشتیبانی از دولت فلسطین از تسلط یک دولت کافر جلوگیری کرده و مانع پیشروی آن شوند.
 
امام خمینی در این باره می‌فرمایند:«دفاع از نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد اسلامی و دفاع از همه حیثیات مسلمین امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان یعنی حزب الله و مسلمانان انقلابی  سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد «یا للمسلمین» سر می‌دهند. با تمام قدرت مادی و معنوی در مقابل اسرائیل و متجاوزین بایستیم و در مقابل آن همه سفاکی ها و ددمنشی‌ها مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم و سازشکاران را شناسایی و به مردم معرفی کنیم.» (سخنرانی امام خمینی، 1366).
 
این اصول در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز لحاظ شده است و قانون اساسی در رویکردها و دستور کار سیاست خارجی خود حمایت از مظلومان و مستضعفان جهان به ویژه مسلمانان را قرار داده است که از جمله این قوانین عبارت است از:
 
- «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری... دفاع از حقوق همه‌ی مسلمانان می‌باشد.» (اصل 152 قانون اساسی جمهوری اسلامی).
 
- «جمهوری اسلامی ایران در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر، از مبارزه‌ی حق‌طلبانه‌ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.» (اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران).
 
بر اساس این اصول مشخص می‌شود حمایت از مظلوم یک امر اعتقادی – دینی است که از همان ابتدا به عنوان یک اصل در فقه اسلامی مطرح شده است و به خاطر همین اصول است که از همان ابتدای تشکیل اسراییل تمامی گروهای اسلامی و انقلابی اصیل، مبارزه با آن را جزء اهداف اصلی خود قرار دادند.
 
در ایران نیز، حتی قبل از تشکیل جمهوری اسلامی توجه به این موضوع و مبارزه با رژیم صهیونیستی از جانب افراد و گروهایی متعددی چون: آیت الله کاشانی، آیت الله بروجردی، آیت الله بهبهانی و فداییان اسلام و بسیار دیگر از گروه‌ها و علمای برجسته قابل مشاهده است. پس این جریان محدود به زمان تشکیل جمهوری اسلامی نمی‌شود که آن را مورد شک و شبهه قرار دهیم؛ چرا که هرگاه مسئله ای به عنوان یک اصل اعتقادی پذیرفته می‌شود دیگر کوتاهی در آن به هیچ وجه قابل توجیه نیست. در نتیجه، حمایت از فلسطین به عنوان یک اصل پذیرفته شده در فقه و قانون اسلامی همواره باید در دستور کار سیاست خارجی و مردمان ایران قرار بگیرد.
 
در پایان با ذکر کلامی از استاد شهید مرتضی مطهری اهمیت حمایت از مظلوم در برابر ظالم را متذکر می‌شویم. ایشان در این زمینه می‌فرماید: «هرگاه گروهی با ما نخواهد بجنگد ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده انسان شده است و ما قدرت داریم آن انسان‌های دیگری را که تحت تجاوز قرار گرفته‌اند نجات دهیم، اگر نجات ندهیم در واقع به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم کمک کرده‌ایم.
 
ما در جایی که هستیم، کسی به ما تجاوزی نکرده، ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند مثل جریان فلسطینی‌ها که اسرائیلی‌ها آن‌ها را از خانه‌هایشان آواره کرده‌اند، اموالشان را برده‌اند، انواع ظلم‌ها را نسبت به آن‌ها مرتکب شده‌اند، ولی فعلاً به ما کاری ندارند، آیا برای ما جایز است که به کمک این مظلوم‌های مسلمان بشتابیم برای نجات دادن آن‌ها؟ بله، این هم جایز است، بلکه واجب است، این هم یک امر ابتدایی نیست. این هم، به کمک مظلوم شتافتن است، برای نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد». (مطهری،ص 29).
 
 
منابع:
سخنرانی امام خمینی در جمع اعضای مرکزی حزب الله لبنان،9/12/1366
بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از آزادگان،25/5/1391
مرتضی مطهری، جهاد، قم، انتشارات اسلامی
وسایل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، محمدبن الحسن الحر العاملی، ج11، ص108، باب 59،. «من سمع منادیا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس به مسلم»
قانون اساسی جمهوری اسلامی
هفته نامه رخداد گیلان
۰ نظر ۱۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۰۹
محمّد امین سرلکی

برخی مردم به اشتباه ماکروفر را با مایکروویو یکی می‌دانند اما مایکروویو متفاوت از ماکروفر است.

پخت غذا در مایکروویو از طریق تابش و رخنه امواج کوتاهی صورت می‌گیرد که وارد مولکول‌های غذا شده، آب داخل مواد خوراکی را به جنبش و سایش وامی‌دارد.


این عمل سبب ایجاد گرما، افزایش سرعت پخت و آماده شدن غذا می‌شود.

اگر از مایکروویو استفاده می‌کنید، نکات پی‌آمده را همواره در نظر بگیرید:

با وجود تحقیقات گوناگون هنوز هیچ مدرک قابل قبول مبنی بر مضر بودن تشعشعات تابیده شده بر مواد غذایی از طریق دستگاه مایکروویو به دست نیامده؛ بنابراین تصور سرطان زا بودن غذاهای پخته شده با این دستگاه نادرست است.

با خیال راحت غذایتان را میل کنید. حجم، شکل ظاهری و مقدار رطوبت موجود در ماده غذایی بر زمان و کیفیت پخت اثرگذار است. اگر این موارد را در نظر نگیرید احتمال پختن کامل برخی قسمت‌ها و نیمه‌پخته ماندن قسمت‌هایی دیگر بعید نیست.

بهترین راهکار رفع این مشکل، کوچک کردن، ایجاد برش‌های مناسب و سوراخ‌های متعدد در خوردنی‌های بزرگتر است.

بهترین ظروف برای استفاده در این دستگاه، ظروف سرامیکی، پیرکس، آرکوپال و برخی ظرف‌های پلاستیکی با علامت مایکروویوند.

ظروف فلزی و فویل‌ها باعث ایجاد جرقه و آتش‌سوزی احتمالی شده، ظروف پلاستیکی معمولی یا غیرمناسب آب می‌شوند. دقت کنید لبه یا دیواره ظروف با رنگ‌های فلزی تزئین نشده باشد.

از خراب نبودن و بسته شدن کامل در، نداشتن خوردگی در واشر یا جداره بین در و اتاقک، کارکرد درست قفل و لولای دستگاه مطمئن شوید.

در صورت خراب شدن جداره پلاستیکی بین در و اتاقک دستگاه، لولا، یا شیشه موجگیر آن به هیچ وجه دستگاه را روشن نکنید و حتما از دستکاری یا تعمیر شخصی آن خودداری کنید.

برای تعمیر، آن را به تعمیرکاران مجرب بسپرید تا تشعشعات به سلامتی و جیبتان لطمات بیشتر نزند. همواره درون اتاقک دستگاه را تمیز نگاه دارید، ذرات سوخته، پاشیده و پرت شده درون آن را پاکسازی کرده، مدام صحت عملکرد لبه‌های در و قسمت لولا را بررسی کنید.


برای نظافت، بویژه تمیز کردن واشر درزگیر، به هیچ وجه از اسکاچ، سیم ظرفشویی و ابزار خراشدهنده یا مواد شوینده خورنده استفاده نکنید.


برای جلوگیری از پاشیدن محتویات غذا روی ظروف را با درهای مناسب بپوشانید اما هرگز درها را محکم نکنید. این کار خطر انفجار و ترکیدگی را محتمل می‌کند.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۵
محمّد امین سرلکی


تفاوت ماست چکیده با معمولی, خواص ماست چکیده


ماست یک فرآورده لبنی تخمیری است و در هرم غذایی در گروه لبنیات جای دارد. این ماده غذایی نیز مانند سایر هم گروه های خود منبع بسیار خوب کلسیم، فسفر، پروتیین، ریبوفلاوین و ویتامین های گروه B به خصوص B2 و B5 است.


جالب است بدانید که ماست به هضم و جذب غذا نیز کمک می‌‌کند زیرا اسید لاکتیک موجود در آن باعث جذب بهتر کلسیم می‌شود و محیط مناسب بیولوژیکی را برای بهبود جذب کلسیم و سایر ویتامین‌ ها فراهم می‌‌آورد.

یکی از انواع ماست، ماست چکیده است که از آبگیری ماست معمولی به دست می‌آید. یادتان باشد که مهم‌‌ترین تفاوت ماست معمولی و چکیده در میزان آب موجود در بافت آنهاست. در حقیقت، ماست چکیده جزو مواد غذایی تغلیظ‌ شده‌ای‌ است که در اثر فرآیند، آب موجود در بافتش را از دست داده است. البته هر چقدر مقدار آب موجود در بافت ماست گرفته شود در واحد وزن، کالری و ارزش غذایی آن افزایش پیدا می‌کند.

لازم به ذکر است هنگامی که آب ماست گرفته می‌شود، فقط آب موجود در بافت کاهش نمی یابد بلکه مقداری از پروتئین و ویتامین‌های گروه B که محلول در آب هستند نیز همراه آب از ماست جدا می‌شوند. ولی این مساله به این معنا نیست که ماست چکیده فاقد ارزش غذایی یا پروتئین است. بنابراین با توجه به اینکه ماست چکیده طعم خوشمزه‌ای دارد و از سوی دیگر کالری آن بالاست، مصرفش برای افرادی که دچار اضافه وزن هستند، توصیه نمی‌شود.

اما اگر ماست چکیده را به صورت کم چرب تهیه کنند، مصرف آن منعی ندارد. برعکس افرادی که کم اشتها و لاغر هستند و مشکلات گوارشی از جمله عدم تحمل لاکتوز دارند یا معده‌شان حجم زیادی غذا قبول نمی‌کند، بهتر است ماست چکیده را به عنوان همراه غذای خود انتخاب کنند.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۳
محمّد امین سرلکی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم،  روزنامه سعودی عکاظ در مقاله ای به قلم عبدالله سلطان، مدعی شد: تنوع و اختلاف نژادی و دینی در ایران، مانعی در برابر تحقق وحدت جغرافیایی در این کشور به شمار می رود و تحقق وحدت در زمینه نژاد، زبان، فرهنگ و تاریخ را دشوار می سازد و مشکلات بسیاری را برای ایران به وجود خواهد آورد.
این روزنامه سعودی در ادامه ادعا کرد: ایرانی ها معتقدند که به علت منسوب بودن به نژاد آریایی که آن ها را به هندو-آلمانی ها (که ادولف هیتلر هم از آن نژاد است) ربط می دهد، نژاد برتر هستند. نام "ایران" برگرفته از کلمه "آریان" است، به همین دلیل، ایرانی ها خود را برتر از بقیه می دانند و به ویژه به عرب ها و تاریخ و تمدن عربی و اسلامی آنان به دیده تحقیر می نگرند و عرب ها را بدوی، متوحش، عقب افتاده و خونریز می دانند و صفات مذموم و ناپسندی را که شایسته عرب ها نیست، به آن ها نسبت می دهند. تقریباً همۀ نویسندگان، شعرا و صاحبنظران ادبیات ایران، در نسبت دادن چنین صفاتی به عرب ها اتفاق نظر دارند و سخنرانی های مسئولان ایران، امروزه شاهدی بر وجود چنین نگاهی به عرب هاست!
به ادعای این نویسنده سعودی، ایرانی ها به دلایل تاریخی، خشم و غضب خود را نسبت به اعراب ابراز می کردند و به طور گسترده تر، این خشم هر کسی غیر از ایرانی ها را شامل می شد. آن ها در طول قرون گذشته به بدی از عرب ها یاد کرده و عرب ها را به بدترین شکل به تصویر کشیده اند و تقریبا" هر صفت و ویژگی منفی را به عرب ها نسبت می دهند!
وی در ادامۀ مقالۀ خود نوشت: حال سوال اینجاست که چرا ایرانی ها و فارس ها از عرب ها تنفر دارند؟ پاسخ این است که افزون بر مواردی که در بالا ذکر کردیم، فارس ها معتقدند که عرب ها، تمدن فارسی (زرتشتی) آن ها را از بین بردند و اسلام را منتشر کردند. برخی از ایرانی ها از اسلام بیزارند و آن را دینی عربی می دانند که به ظلم و ستم دعوت می کند. آن ها عقب ماندگی خود و بدنام شدن وجهۀ زبان و تاریخ فارس ها را به اعراب و اسلام ربط می دهند. از این رو، برخی از ایرانی ها، خواستار حذف واژه ها و کلمات عربی از زبان فارسی شدند و این افراد، ندای بازگشت به فرهنگ آریایی (هندو-آلمانی) را سر می دهند.
به نوشتۀ این روزنامه سعودی، فارس ها به دین زرتشتی خود که پیش از اسلام پیرو آن بودند، افتخار می کنند اما به اسلام افتخار نمی کنند و برخی از آن ها معتقدند که تمدن زرتشت برتر است و با تهاجم عرب ها و مسلمانان و اشغالگری های آنان، تمدن زرتشتی از بین رفت و به جای آن تمدنی متشکل از خشونت، خونریزی و وحشی گری جای آن را گرفت و تمدن عربی قبل از اسلام که در سرزمین ها و ممالک عربی مانند المعینیه، السبئیه،القتبانیه، الحضرمیه، النبطیه و الحمیریه متجلی شده بود، جای تمدن فارسی را در حافظه ایرانی ها گرفت.
نویسنده عکاظ می افزاید: حملات ایرانی ها به عرب های المناذره در الحیره و مناطق اطراف آن که قبل از امدن اسلام صورت گرفت و نیز حملات آن ها به مناطق تحت حاکمیت الحمیریه در یمن با آمدن اسلام پایان یافت و اشغالگری ایران دراین مناطق به پایان رسید. و حاکم فارس آن به نام " بدهان " در سال 628 هجری، به اسلام گرایید و با این حال، عرب ها از فارس ها متنفر نشدند و به علت حملات آن ها به اراضی عربی خود و اشغال این اراضی، نسبت به آن ها کینه ای به دل نگرفتند.
نویسنده سعودی در پایان تلاش کرده نگاه ایرانیان به حملۀ قادسیه و شکست ایران در این حمله را بزرگنمایی کند، در حالی که این مسأله در حافظۀ تاریخی ایرانیان، فضای قابل توجهی را اشغال نمی کند. وی مقاله خود را این گونه پایان می دهد:
«مساله قابل توجه این است که اکثر ایرانی ها، مسلمان و شیعه هستند و اسلام را پذیرفته اند و این مساله قطعا" با تنفر و نژادپرستی آن ها در قبال عرب ها که اسلام را برای آن ها به ارمغان آورده اند، متناقض است، با این حال شکست آن ها از عرب ها در نبرد قادسیه علی رغم گذشت صدها سال همچنان در حافظه شان باقی مانده است و بر اساس آن نسبت به عرب ها کینه و تنفر دارند و این مساله در سیاست ها و خلق و خوی مردم ایران امروز به چشم می خورد... و الله اعلم».

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۱
محمّد امین سرلکی

حتی در زمان پادشاه عثمانی شاه سلطان سلیمان در پی تهاجم به ایران‌، ترکان عثمانی تا کاشان پیشروی کردند و عراق کنونی و غرب کشور تمام به دست ترکان سنی مذهب عثمانی افتاد که اگر نبود ایران شیعی قطعاً بیش از نیمی از ایران اکنون در دست ترکیه بود و ما هم اکنون ترک عثمانی بودیم. شیعه مذهبی است که تعصب را قبول ندارد.

فرشاد فروزش- صاحب نیوز

موضوع بحث این است که ما چگونه مسلمان شدیم؟ چرا شیعه شدیم؟ به هر حال ما در زمان سنی‌ها مسلمان شدیم. چرا شیعه‌ایم؟ و سوال دیگر اگر ما مسلمان نبودیم و مسلمان نمی‌شدیم چه دینی داشتیم؟ همه فکر می‌کنن اگر ما مسلمان نبودیم حتما زرتشتی بودیم‌. امپراتوری ساسانی آخرین امپراتوری باستانی شاهنشاهی ایران، مذهبی‌ترین امپراتوری ایران باستان است‌. به شدت شاهنشاهی ساسانی مذهبی‌ست، و تاکید بر زرتشتی گری دارد. اصلا امپراتوری ساسانی بر آمده از آتشگاه است. اما دین زرتشت دینی بود که از سمت شرق توسط بودایی‌‌ها مورد حمله قرار گرفته بود و هم‌چنین بودائیت داشت پیشروی می‌کرد به سمت ایران مرکزی برسد و تا دروازه‌های خراسان پیش آمده بود. اگر یادتان باشد چند سال پیش زمانی که حکومت طالبان در افغانستان قدرت داشت دو تا از مجسمه‌های بودا را که در دل کوه کنده بودند توسط طالبان منهدم شد. پس مشخص است که بودایی‌ها تا مرزهای شرقی خراسان پیشروی کردند.

چون آن زمان امپراتوری ساسانی‌، افغانستان کنونی تا مرز‌های هند مختص ایران بود. پس دیدید تا آنجا را بودایی‌ها گرفتند ولی دین زرتشت توان مقابله نداشت. از سمت غرب با توجه به نزدیکی ایران به روم مسیحیت ایران را در نوردیده بود. یعنی خوزستان اکثریت مسیحی بودند. مرز‌های غربی و جنوب غربی ایران مسیحی نسطوری بودند. بعدا مسیحیان یعقوبی نیز اضافه شدند. ارمنستان هم مسیحی بود، ولی امپراتوری ساسانی جنگ‌های بسیار شدیدی داشت بر سر ارمنستان که مال ایران بود تا ارمنستان زرتشتی بماند. آخرش هم اسمش یا مسیحی می‌شد یا اسمش زرتشتی بود. چندین مرتبه جنگ می‌شد. سپاه ساسانی به آنجا حمله می‌کرد تا این مسیحی‌ها را زرتشتی بکنند، تجاوز کردند، غارت کردند، چندین مرتبه ارمنستان را به آتش کشیدند، آخرش تا سپاه ساسانی عقب نشینی می‌کرد، با توجه به این که مسیحیت رشد چشمگیری در اروپا پیدا کرده بود، مجدداً مسیحیت می‌کشید سمت ارمنستان و دوباره ایران به محض اینکه ساسانی عقب‌نشینی می‌کرد‌، دوباره مسیحی می‌شدند. اگر ما مسلمان نبودیم، صد در صد مسیحی بودیم. چون دیگر دین زرتشت دین به روزی نبود. دینی نبود که پاسخ گوی مسائل آن زمان مردم باشد.

خیلی هم اعمالش سخت بود. مردم را برای عبادت به آتشگاه‌ها می‌کشیدند. عبادت سنگین، خسته کننده، کسل کننده. شما در تمام کوره دهات‌ها تشریف ببرید، آتشگاه می‌بینید که البته تغییر کاربری داده‌، خود زرتشتی‌ها دائم دچار مشکل بودند. مانوی‌ها یک فرقه می‌شدند، داخل زرتشتی‌ها اختلاف می‌انداختند و می‌گفتند که این قسمتش را قبول نداریم. ‌‌یعنی دین زرتشتی در حال دست و پا زدن بود تا از بین نرود. اواخر امپراتوری ساسانی وضعیت در دربار شاهنشاهی ایران دچار اختلال می‌شود. خسرو پرویز وقتی کشته می‌شود‌، همان کسی که نامه پیامبر در مورد اسلام را پاره می‌کند و پیامبر به او می‌گوید که انشاء‌الله سلطنتت پاره شود. دقیقاً خسرو پرویز در زندان کشته می‌شود طی چهار سال دوازده پادشاه در ایران حکومت می‌کنند که طول عمر سلطنت بعضی از آن‌ها بیشتر از دو ماه نبوده است. بعضی از آن‌ها با توطئه زنان حرم سرا و یا دخالت فرماندهان نظامی عزل و نصب می‌شدند. وقتی ساسانی‌ها ضعیف شدند و دین زرتشت هم دیگر جوابگو نیست ارتش ساسانی هم در کار دولت اخلال ایجاد می‌کند ما شاهد ظهور اسلام هستیم. اما اولین حاکم بعد از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم (کیست؟ ابوبکر؛ از همین جا اختلاف شیعه و سنی شروع می‌شود. فقه شیعه معتقد است در زمان حضور معصوم یا پیامبر هیچکس حق ندارد دست به جهاد ابتدایی بزند. یعنی ابتدا به ساکن قصد حمله به کشوری را داشته باشد. حتی اگر آن کشور کافر، مشرک و یا هر دین دیگری داشته باشد. حتی با نیت اسلام آوردن یا جهاد. این کار فقط در اختیار معصوم است.

مگر اینکه در زمان غیبت معصوم امنیت کشور اسلامی مورد تهدید قرار گیرد و حاکم اسلامی مجبور شود به خاطر حفظ بقای کشور دست به یک حمله پیشگیرانه بزند. اولین حمله در زمان ابوبکر انجام شد. علت این حمله خشکسالی، وجود قحطی در عربستان است. اختلاف از اینجا شروع شد. شیعه اصلاً حکومت ابوبکر را به رسمیت نمی‌شناسد که بخواهد اقدامات او را نیز قبول کند. شخصی به اسم “خالد بن ولید” فرمانده ارتش اعراب به ایران حمله کرد. خالد بن ولید کیست؟ همان کسی است که سپاه پیامبر را در کوه احد دور می‌زند و از پشت به سپاه پیامبر حمله می کند و ضربه‌ی بسیار مهلکی به سپاه پیامبر می‌زند و منجر به جراحت پیامبر شد و دندان آن حضرت شکست و بسیاری از اصحاب ایشان به شهادت رسیدند و عملاً جنگ احد به نفع کفار به پایان رسید. من در هیچ یک از منابع شیعه و تاریخی ندیدم که از “خالد بن ولید” تمجید شود. ولی در منابع اهل سنت می‌گویند‌: “خالد بن ولید” رضی ا… عنه‌. همین گروه مرسوم به جیش العدل که چهارده نفر از مرزبانان ما را در سرابان به شهادت رساندند، اسم عملیات خود را “خالد بن ولید” گذاشته بودند. آیا شما تاکنون شنیده‌اید اسمی از این‌فرد را علمای شیعه به کار ببرند.

“خالد بن ولید” که فردی بسیار شجاع و قوی بود، اولین حمله را به ایران انجام می‌دهد و امپراتوری پیر ساسانی را از وسط به دو نیم می‌کند. ولی با روی کار آمدن خلیفه دوم حملات دوباره شروع می‌شود. در اولین حمله در نبردی به نام “جسر” یعنی پل، سپاه ایران به فرماندهی “بهمن جاوید” و سپاه اعراب به فرماندهی “ابو‌عبیده ثقفی” ( پدر مختار) است که با رشادت ایرانی‌ها مواجه می‌شوند. ابوعبیده ثقفی در این جنگ کشته می‌شود، که در پی آن عمر خلیفه دوم تا یک سال از حمله به ایران منصرف می‌شود. اختلاف در دربار ایران و عزل و نصب شاهان، باعث می‌شود تا مجدداً خلیفه دوم به ایران حمله کند.

  در نبردی که در نخیله انجام می‌شود، فرمانده ارتش اعراب شخصی است به نام “سعد بن ابی وقاص”. هیچ جایی در منابع شیعه وجود ندارد که از “سعد بن ابی وقاص” تعریف شده باشد. در این حمله سپاه ایران شکست می‌خورد و در حمله بعدی که به اسم جنگ” قادصیه” مشهور است، نقل می‌کنند که سپاه اعراب حدود ۳۰ هزار نفر و سپاه ایران ۶۰ هزار نفر، که البته این آمار چون در منابع عربی است معتبر نیست. ما اگر بخواهیم اقراق اعراب را در سپاه ایران به حساب نیاوریم، اما قطعاً سپاه ایران از لحاظ تجهیزات جنگی برتری چشمگیری داشته. ولی اعراب روحیه‌ی بهتری نسبت به سپا‌ه ایران داشتند که همان روحیه ی جهادی بود که از پیغمبر(ص) به ارث برده بودند. دوم به خاطر گرفتن غنائم و ذخایر چشمگیر ایران انگیزه‌‌ی آن‌ها بسیار بیشتر بود. نماینده عراق در “جنگ قادصیه” به اردوی ارتش ایران می‌آید که با فرمانده ارتش ساسانی مذاکره کند. فرمانده ارتش ساسانی شخصی است به نام “رستم فرخ زاد”. من این قسمت را از منابع عربی که به فارسی ترجمه شده است نقل می‌کنم‌، در کتابی به نام زندگانی امام حسن (ع) نوشته‌ی آقای زین العابدین رهنما.

 آن عرب وقتی وارد سپاه ایران می‌شود ((می‌گوید که من دیدم‌، سپاه ایران در صفوفی بسیار منظم، لباس‌هایی بسیار فاخر و با خط و خطوط ابریشم و بسیار زیبا ایستاده بودند. وقتی من وارد خیمه فرمانده‌ی سپاه ایرا ن شدم‌، دیدم که افسرانی دور تا دور فرمانده سپاه ایرانی ایستاده‌اند و او نیز بر تختی جواهر نشان نشسته است. می‌گوید که من یک لحظه احساس کردم آن مرد خدای ایرانیان است. مدتی همه‌ی آن‌ها به من خیره شدند. فرش‌هایی که آن جا پهن شده بود، بسیار گران بها و زیبا بود که یکی از آن‌ها را من در تمام مجد و حجاز به چشم ندیده بودم. من با همین دشداشه در مقابل همان مردمی که در لباس‌های فاخر و درخشان و قیمتی غرق بودند، خیلی ناچیز و حقیر جلوه نمودم. فرمانده سپاه ایران به من گفت شما گروه عرب برای طعمه و خوراک مانند سوسماران درنده می‌دوید و کثیف‌ترین و آلوده‌ترین افرادی هستید که می‌توان سراغ گرفت و من نمی خواهم شمشیر‌ها و زوبین‌های سپاهیان من  با اجسام متعفن شما نجس و آلوده شود. در همین حال من چشم به درخشندگی گلابتون‌ها و نقره دوزی‌های آنجا خیره شده بودم)).

اما نقل شده است که رستم فرخ زاد از این سادگی اعراب به فکر فرو می‌رود و سپاه ساسانی سراسر غرور، که متأسفم بگویم که سپاه ساسانی وقتی در حال حرکت به سمت خطوط مرزی بودند در راه از هر روستایی عبور می‌کردند به زنان آن روستا تجاوز می‌کردند که رستم فرخ زاد با مشاهده این موارد زبان به گلایه می‌گشاید و می‌گوید این‌گونه که شما به زنان خودمان تجاوز می‌کنید، اعراب این‌گونه نمی‌کنند. مذاکرات چهار روز به طول می‌انجامد. یک قولی می‌گوید که در طی این چهار روز و رفت و آمد اعراب رستم فرخ‌زاد تحت تأثیر سادگی آنها قرار می‌گیرد و حتی گفته می‌شود که خود وی نیز در این مذاکرات مسلمان شده است. یعنی فرمانده‌ی ارتشی ساسانی که باید بزرگترین مراقب دین زرتشتی باشد، خود تحت تأثیر اسلام قرار می‌گیرد و مسلمان می‌شود.

اعراب دست به یک تاکتیک نظامی می‌زنند و وانمود به عقب نشینی می‌کنند. این باعث می‌شود که سپاه ساسانی که علاقه‌ای به حمله نداشته است و در موضع تدافعی بوده، تحریک به حمله شود و وقتی حمله صورت گیرد اعراب بر سپاه  ایران می‌تازند و در یک جنگ بسیار شدید، به صورتی که اجساد کشته شدگان با زمین هم سطح می شود. ولی با رشادت اعراب و دست کم گرفتن سپاه ساسانی نسبت به اعراب سپاه ساسانی شکست خورده و رستم فرخ زاد کشته می‌شود. وقتی که سپهسالار ارتش ایران کشته می‌شود انسجام سپاه ایران از بین  می‌رود. نبرد بعدی نبرد آسان‌تری است، چون سپاه ایران از هم پاشیده شده است و سپاه اعراب راه خود را به سمت پایتخت اول ساسانی محل نگه داری ذخایر طلا و جواهرات که در تیسفون یا مدائن بوده ادامه می‌دهند و با تصرف پایتخت همه‌ی آن‌ها را به غنیمت می‌گیرند. در این جا ما شاهد دو نبرد دیگر هستیم. نبرد “جلولا” که مجدداً سپاه ایران شکست می‌خورد و آخرین مقاومت سپاه ساسانی در محلی به نام “نهاوند” انجام شد که این آخرین تلاش از بازماندگان سپاه ساسانی است که خود یزدگرد پادشاه ایران در این جنگ شرکت می‌کند. چهار روز تمام خونین‌ترین جنگ صورت می‌گیرد. روز و شب‌، شب و روز‌. به طوری که “عمربن خطاب” خلیفه دوم شب چهارم تا صبح نخوابید و از شدت نگرانی به خود می‌لرزید. ولی صبح خبر پیروزی اعراب و شکست پارسیان را به او می‌رسانند. در این جا اتفاق بسیار تأسف باری رخ می‌دهد. بعد از این حمله عمر از شدت خستگی دستور ترک جنگ را صادر می‌کند و به اعراب دستور بازگشت را می‌دهد اما یکی از فرماندهان عرب به خاطر تعصبات قومی و چشم وهم‌شچمی با قبیله دیگر عربی از دستور عمر سرپیچی می‌کند و به طور خود سرانه حمله خود را به قلب سرزمین پارس ادامه می‌دهد و آن کسی نیست جز “ابو موسی عشعری”. همان کسی که بعد‌ها توسط عمروعاص فریب می‌خورد و امام علی (علیه السلام) را بعد از جنگ صفین از حکومت برکنار می‌کند. اما اعراب در موقع مواجهه شدن با شمشیر‌های ایرانی در ابتدا می‌گفتند یا مسلمان شوید و از حقوق مسلمانی بهره ببرید یا بجنگید که در صورت تصرف‌، زنانتان را کنیز و مردان را غلام و شهرتان را در اختیار می گیریم. یا صلح کنید ما وارد می شویم اما زنان و فرزندانتان در امان هستند و می‌توانید در دین خود باقی بمانید اما باید جزیه و سکه بپردازید. که معمولاً شهر‌های ما یکی پس از دیگری به صلح فتح می‌شود. در اینجا اتفاق جالبی می‌افتد. بعضی از سپهسالاران ایرانی در صورت امان خواستن به خود و فرزندانشان و یا بعضی ایرانیان‌، خود را شبانه به سپاه اعراب می‌رسانند و برای دریافت جاه و مقام راهنمای سپاه اعراب می‌شوند و به آن‌ها می‌گویند که از کدام گذرگاه‌ها می‌شود به داخل شهر وارد شد. بسیاری از شهر‌های ما با همکاری خود ایرانی‌ها تصرف گردید.

یکی از آن‌ها شخصی است به نام “هرمزان” که به “ابو‌موسی عشعری” فرمانده اعراب می‌گوید‌: ایران به منزله‌ی پرنده‌ای است که دو بال برافراشته دارد. اگر هر کدام از بال ها را شکستی، بال دیگر بار را به دوش می‌کشد. اما اگر قلب سرزمین فارس را به تصرف در آوری هر دو بال را نیز در اختیار خود خواهی گرفت. فارس و جنوب ایران یک بال‌، گیلان و آذربایجان نیز یک بال. اما اصفهان قلب سرزمین پارس است که البته آن روز یزد و چهار محال بختیاری جز اصفهان بوده‌، با نام اسپاهان که بعد از تصرف آن توسط اعراب به اصفهان تغییر نام داده است. اصفهان به صلح فتح می‌شود، به جز یک منطقه به نام “گی” که به جنگ فتح می شود و اعراب نام آن را به “جی” تغییر دادند. در هیچ یک از مراحل حمله اعراب به ایران ما حضور هیچ کدام از اهل بیت پیامبر (ص) را نداریم. تنها کسی که من در تاریخ نام آن را خواندم “عمّار بن یاسر” است که در همان حمله اول عمر به ایران از کار برکنار می‌گردند. ولی هیچ کدام از امامان شیعه در این حمله شرکت نداشتند. بنا‌بر قولی عمر خلیفه دوم به دست یک ایرانی به نام ابو لولو کشته می‌شود. فتح نهایی ایران در زمان عثمان انجام می‌گیرد.

 در زمان حکومت امام علی (ع) بعد از عثمان حاکم ناحیه‌ی “غور” در افغانستان کنونی به دست امام علی (ع) مسلمان می‌شود. شخصی است به نام “شنسب” که ناحیه غور و بامیان شیعه آن امام می‌شوند. اکنون نیز بامیان بعد از ۱۳۰۰ سال که این همه ‌حکومت سنی مذهب در ایران حکومت کرد.‌کماکان شیعه باقی ماند و هیچ گاه نیز در زمان حکومت بنی امیه که به امام علی (ع) لعن می‌گفتند، آن جا نگفتند و همیشه بر این امر افتخار  می‌کردند که همه جا لعن  می‌گویند، الا غور. آن شهر به زور شمشیر فتح نشد. همه‌ی افغانستان سنی مذهب است و اکنون نیز به دست طالبان، وهابی‌ها و القاعده است ولی بامیان شیعه مذهب.

 در زمان حکومت امام علی (ع) بعد از عثمان ما هیچ گونه حمله به هیچ یک از شهر‌های ایرانی نداریم. هر کس در زمان ایشان مسلمان شده است، صرفاً با نامه و سفیر بوده است. ولی متاسفانه بعد از شهادت امام علی (ع) و روی کار آمدن بنی‌امیه وضعیت در ایران دشوار‌تر می‌شود. چون اعرابی که در ایران بر مسند قدرت می‌نشینند، همان روحیه جاهلیت عربی و تعصبات قومی شدت گرفت. ایرانی‌ها حق نداشتند در صف اول نماز بخوانند. چون در روایتی از پیامبر نقل شده است‌: اگر مسلمانان بدانند صف اول نماز چه فضیلتی دارد بر روی هم‌شمشیر می‌کشیدند برای نشستن در صف اول. بنابراین ایرانی‌ها در حضور اعراب حق نداشتند در صف اول نماز بایستند. از ایرانیان دختر می‌گرفتند ولی به ایرانیان دختر نمی‌دادند. اموال بیت‌المال را به عدالت تقسیم نمی‌کردند. مثلاً اگر قرار بود از بیت المال به مسلمانان ۱۰ سکه بدهند، به ایرانی‌ها سکه‌ای نمی‌دادند یا تنها ۱ سکه می‌دادند. بر عکس آن چیزی را که عوام فکر می‌کنند اعراب نمی‌خواستند ما مسلمان شویم.

 چرا؟ چون آن ها جزیه می‌خواستند. حتی بنی‌امیه از تازه‌مسلمان‌ها نیز جزیه می‌گرفت که این خلاف شرع اسلام است. در زمان بنی امیه خلفای آن‌ها با بهانه تراشی و توطئه به عمد به شهر‌های ایرانی مجدداً حمله کردند. مخصوصاً شهر‌هایی که به صلح فتح شده بود. چرا؟ چون می‌خواستند قرار داد‌های جدیدی را وضع کنند. مجدداً غنائم و سکه و کنیز به دست آوردند. شخصی به نام “قتیبه بن مسلم” که حاکم اموی در خراسان بود و آن زمان بخارا که جزء ایران بود‌، در آن زمان مسلمان نبودند و هر کدام به دین خود بودند و مسلمان هم نمی‌شدند. در آن زمان دویست هزار عرب به مناطق خوش آب و هوای خراسان مهاجرت کردند. در ابتدا سپاه اعراب که حمله نمود آن‌ها به ظاهر اسلام آوردند، اما بعد از بازگشت سپاه اعراب آن‌ها مجدداً دین خود را ظاهر کردند. اعراب در مجموع سه بار به خراسان حمله نمود. “قتیبه بن مسلم” حاکم اموی اجبار نمود که تمام اهالی بخارا باید نیمی از خانه های خود را در اختیار یک عرب قرار دهد که آن عرب به صورت دائم بر زندگی آن شخص نظارت کند که آن شخص حتماً نماز خوانده و مسلمان باشد. حالا شما فکر کنید آیا می‌شود یک نفر بیاید در خانه شما ساکن شود و بر زن و فرزند خانواده نظارت داشته باشد. ایرانی‌ها باز هم قبول نکردند و خانه‌های خود را ترک کردند و آن‌ها را تحویل اعراب دادند و در خارج از شهر هفتصد کوشک ساختند و در آنجا اقامت گزیدند. یعنی حتماً می‌گفتند که به زور شمشیر باید مسلمان شوید و هم جزیه بدهید و هم آن‌ها را به اسم موالی یا آزاد شده تحقیر می‌نمودند. به غیر از حاکمی به نام “عمر بن عبد العزیز” که جزیه را از مسلمانان برداشت که البته بعد از مرگ او مجدداً جزیه را بر مسلمانان وضع کردند. در دوران بنی‌امیه و در حکومت یزید شورشی به فرماندهی فرزند “ابو عبید ثقفی” به نام “مختار ثقفی” که گرایشات شیعی داشت در عراق صورت گرفت که ۱۸ ماه بیشتر طول نکشید. مختار توسط “مصعب بن زبیر” کشته می‌شود اما تعدادی از ایرانیان که در سپاه مختار بودند و شیعه هم بودند به ایران آمدند و در خراسان فرقه‌ی شیعی مذهب “کیسانیه” را ایجاد نمودند. مورخ این واقعه حمزه‌ی اصفهانی است و همچنین بنی‌هاشم که از دست بنی‌امیه می‌گریختند به ایران می‌آمدند که بیشتر در مناطق شمالی ایران ساکن می‌شدند.

به خاطر این‌که آن‌جا با توجه به موانع طبیعی‌ مانند کوه‌ها و جنگل‌ها دست سپاه اعراب به آن جا نرسیده بود. مانند شخصی به نام “زید ابن علی” (علیه السلام) و یحیی بن زید بن علی (علیه السلام) که ضد بنی امیه قیام کرده بودند و به شهادت رسیده بودند و یاران آن‌ها به این منطقه فرار می‌کردند. منطقه شمال ایران به علت وجود مواضع طبیعی مسلمان نشده بودند و از سپاه اعراب در امان بودند. تا بعد از حدود دو قرن به دست همین شیعیان فراری که به آنجا وارد شدند، مسلمان و شیعه شدند. اصلاً هیچ گاه سنی نبودند. آن‌ها در آن‌جا حکومت شیعه مذهب ایجاد نمودند و شخصی به نام “داعی کبیر” و “داعی صغیر” در آن جا حکومت شیعه مذهب ایجاد کردند. مردم اهالی گیلان و دیلم بدون شمشیر و صرفاً با مشاهده منش این افراد که هیچ تبعیضی قائل نبودند و با ایرانی‌ها برادرانه رفتار می‌کردند و هم‌چنین تشریح قیام امام حسین (علیه السلام)، شیعه شدند. در آنجا حکومت مقتدر و قدرتمند “آل‌بویه” شکل گرفت. عوام فکر می کنند که ما در زمان صفویه شیعه شده ایم. خیر در زمان صفویه مذهب شیعه به رسمیت شناخته شد. مثلاً قیام ابومسلم که منجر به سقوط امویان شد، نشان از این مسئله دارد که یکی از ایرانیان در قیام ابومسلم می‌گوید‌: ما تعجب می‌کنیم مگر می‌شود مسلملنان اهل بیت پیامبر باشند اما  از کسانی غیر از اهل‌بیت را خلیفه بگذارند. در کل ایرانیان از تبعیض و تعصب و نابرابری اعراب گریزان بودند. تنها عضوی از اهل بیت که در ایران پا گذاشتند امام رضا (علیه السلام) است و با آمدن ایشان اسلام ناب وارد ایران شد و حتی بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام) یاران ایشان در ایران پراکنده شدند و شیعه در همه جا گسترش یافت.

تا اینکه می‌رسیم به حمله‌ی مغولان به ایران و پایان خلافت اهل سنت در ایران که خلافت اهل سنت به مصر منتقل می‌شود. شیعه تازه سر بر آورد. شیعه‌ای که تا آن موقع پنهانی بود و با هرج و مرج مغولان آشکار گردید. بعد از مغولان ایلخانان که همان نوادگان مغولان هستند حتی در ایران شیعه می‌شوند و بعد هم شاه اسماعیل صفوی که شاگرد روحانی بزرگی به نام آیت ا… گیلانی بوده است شیعه می‌شود. شیعه ایرانی از شمال سر برآورد و توسط سربازان ترک قزلباش در دوران حکومت شاه اسماعیل گسترش یافت که البته حمله‌ی ترکان عثمانی سنی مذهب هم در گسترش شیعه برای مقابله با آن‌ها بسیار موثر بود. حتی در زمان پادشاه عثمانی شاه سلطان سلیمان در پی تهاجم به ایران‌، ترکان عثمانی تا کاشان پیشروی کردند و عراق کنونی و غرب کشور تمام به دست ترکان سنی مذهب عثمانی افتاد که اگر نبود ایران شیعی قطعاً بیش از نیمی از ایران اکنون در دست ترکیه بود و ما هم اکنون ترک عثمانی بودیم. شیعه مذهبی است که تعصب را قبول ندارد. نژادها را برابر می‌داند.  سیاه و سفید را برابرمی‌شمارد. انسان‌های بی گناه را با بمب و انفجار نمی‌کشند. شما اکنون جهان اسلام را ببینید. وهابی‌ها ببینید در تمام دنیا سر انسان های بی گناه را می‌برند و در بازار و شهر بمب‌های انتحاری منفجر می‌کنند و زن و بچه مردم را به خاک و خون می‌کشند. پول عظیم عربستان و حوزه‌های علمیه‌ی پاکستان و میدان وسیع افغانستان باعث شده سراسر جهان زیر بار بمب‌گذاری و ترور و کشتار روند و آمریکا و انگلیس و اسرائیل و دنیای مسیحیت از این مسئله سوء استفاده کنند و اسلام را بد نام کنند. حتی دیدند که شیعه یک مذهب صلح طلب است. مذهب تهاجمی نیست. گفتند چه کار کنیم که شیعه را هم از بین ببریم. آمدند فرقه منحرفی را وارد شیعه کردند مثل بهائیت و بابیت و صوفیه را درست کردند. حتی به‌نام تبیلغ تشیع شبکه‌های تلویزیونی منحرفی را در انگلیس و آمریکا برپا کردند که هدف‌شان تفرقه در جهان اسلام و راحت‌تر شدن حرکت‌های شیعه‌کشی در جهان است.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۶
محمّد امین سرلکی
بهترین کارها از لحاظ ثواب چیستند؟ اول که نماز است بعد تلاوت قرآن بعد کدام است؟


ذکر

در مورد این که در اسلام «بهترین عمل» کدام است، به طور قاطع نمی توان اظهار نظر کرد، چون در این باره روایات مختلفی از معصومین نقل شده است. ولی سطور زیر تا حدودی این موضوع را به قلم کشیده است:

1- ذکر خدا

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: بهترین و پاکیزه‏ترین و بلندترین اعمال، که شما را به عالی‏ترین و بالا‏ترین درجه قرب الهی می‏رساند و بهترین چیزی است که خورشید بر آن می‏تابد، ذکر و یاد خدا است.(1)

2- نماز

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جای دیگر فرمود: بهترین اعمال شما، نماز است، (2) که نماز ذکر و یاد خدا است.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هیچ عملی نیکی نیست مگر این که ثواب روشنی در قرآن برای آن بیان شده، مگر نماز شب که خداوند بزرگ، ثواب آن را به خاطر اهمیت آن روشن نساخته و فرموده : هیچ کسی نمی‌داند ثواب‌هایی که مایه روشنایی چشمان است، برای آن ها نهفته شده است.(3)

3- انتظار فرج

امیرالمۆمنین علیه السلام می فرماید: «فَانَّ احَبَّ الْاعْمالِ الى‏ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظارُ الْفَرَجِ».

حضرت على علیه السلام در یک جلسه چهارصد موضوع به یارانش تعلیم داد که براى دین و دنیاى آن‏ها مفید بود (یکى از آن موضوعات این بود): منتظر فرج باشید. از رحمت الهى مأیوس نشوید، چون محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند متعال انتظار فرج است». ( 4)

4- بهترین عمل، آن است که مورد قبول خدا باشد!

در قرآن کریم یکی از ویژگی هایی که از زبان بزرگان بیان شده و ما را غیر مستقیم هدایت می کند برای قدم برداشتن ، به آن سمت و سو حرکت کنیم این است که باید آن عمل ، جوری باشد که مورد پذیرش خداوند واقع شود ؛ به عبارتی اگر آن کس که کار انجام مى‏دهد، ابراهیم و همکارش اسماعیل و محل کارش مسجدالحرام و نوع کارش ساختن کعبه باشد؛ امّا قبول نشود، ارزشى ندارد؛ لذا حضرت ابراهیم هنگام ساختن کعبه تمام فکر و ذهنش این است که کارش مورد قبول خداوند واقع شود و می فرماید  «ربّنا تقبّل منّا؛ خداوندا! این عمل را از ما قبول فرما. »(بقره، 127)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جای دیگر فرمود: بهترین اعمال شما، نماز است، که نماز ذکر و یاد خدا است

در جای دیگر می بینیم که اگر نذر کننده مادر مریم و مورد نذر، فرزندى باشد که سالها انتظارش را داشته و فرزندش را وقف مسجد کند، باز هم باید به فکر قبولى آن باشد، همان گونه‏که مادر حضرت مریم پس از نذرش گفت: «فتقبّل منّى؛ خداوندا! این عمل را از من پذیرا باش. »(آل عمران، 35)

5- ولایت اهل بیت، بهترین عمل

از امام صادق(علیه السلام) سوال شد: معنای «حی علی خیر العمل» چیست و کدام عمل است؟

فرمود: « خیر العمل، الولایة؛ بهترین عمل، ولایت ما اهل بیت است.»(مستدرک الوسائل ، ج 4 ، ص 70)

علامه بحرانى در کتاب غایة المرام ص 329 در تفسیر آیه 89 الى 90 سوره نمل که مى فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَع یَوْمَئِذ آمِنُونَ * وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِئَةِ فَکبَّتْ وُجُوهِهِمْ فِى النّارِ هَلْ تُجْزَوُنَ اِلاّ ما کنْتُمْ تَعْمَلُون ؛یعنى کسانى که در قیامت نیکوکار وارد محشر مى شوند پاداش بهتر از آن یابند و علاوه بر آن از هول و هراس قیامت در امان باشند . و کسانى که بدکار و زشت کردار درآیند در آن روز به رو در آتش جهنّم افتند و این کیفر و عقوبت جز سزاى اعمال آنان نخواهد بود

6- سخت ترین کارها، بهترین است!

« افضل الأعمال، احمزها؛ بهترین اعمال مشکل‏ترین آنهاست.»(بحارالانوار، ج 7، ص 191)

یعنى کسانى که در قیامت نیکو کار وارد محشر مى شوند پاداش بهتر از آن یابند و علاوه بر آن از هول و هراس قیامت در امان باشند. و کسانى که بدکار و زشت کردار درآیند در آن روز به رو در آتش جهنّم افتند و این کیفر و عقوبت جز سزاى اعمال آنان نخواهد بود

نیت

7- ارزش و دشواری نیّت

امامان معصوم (علیهم السلام) فرموده اند: «نیة المۆمن خیر من عمله»( اصول کافی ، ج 2 ، ص 84 ) و یا: «أفضل الأعمال أحمزها»( بحار، ج 67، ص 237) نیّت روح عمل، و کار دشواری است. چون اصل کار را بسیاری از انسانها انجام می‏دهند، امّا همه قدرت نیّت صحیح ندارند؛ چرا که:

اوّلاً: می‏شود کار ناپسند را «قربة الی الله»، انجام داد. بنابراین، باید کار، شایستگی نزدیک ساختن انسان به خدا را داشته باشد، دارای (حسن فعلی) باشد.

ثانیاً : باید کار، از «حُسن فاعلی» برخوردار باشد. یا اگر کسی مسجد یا مۆسسه خیریه‌ای می‏سازد ، علاقمند است که نام او در چهره تابلو آن ثبت شود و یا در محافل برده شود و بعضی هم علاقه مندند که نامشان برده نشود تا دیگران بگویند: او بدان حد رسیده که حتی حاضر نشده مردم نامش را ببرند که این هم یک نوع ریاست؛ یعنی، گاهی انسان ریا می‏کند و نمی‏داند که ریاکار است، که البته این ریای مرموزی است و کمتر مورد توجه قرار می‏گیرد و شیطان هم هر کسی را از راه مخصوص او فریب می‏دهد. برخی هم برای این که دیگران نگویند فلان کس ریاکاری می‏کند کار خیر را انجام نمی‏دهند که در حقیقت، سخن مردم انگیزه ترک کار خیر، است.

8- سیر کردن و سیراب کردن

در بعضى از روایات نیز تصریح شده: اطعام گرسنگان به طور مطلق (هر چند مۆمن و مسلمان هم نباشند) از افضل اعمال است، چنان که در روایتى از پیغمبر است: مِنْ أَفْضَلِ الأَعْمالِ عِنْدَ اللَّهِ إِبْرادُ الْکبادِ الْحارَّةِ وَ إِشْباعُ الْکبادِ الْجائِعَةِ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله بِیَدِهِ لا یُۆْمِنُ بِی عَبْدٌ یَبِیتُ شَبْعانَ وَ أَخُوهُ- أَوْ قالَ جَارُهُ- الْمُسْلِمُ جائِعٌ؛

یکى از برترین اعمال نزد خدا خنک کردن جگرهاى داغ است، و سیر کردن شکم‏هاى گرسنه، سوگند به کسى که جان محمّد در دست او است !بنده‏اى که شب سیر بخوابد و برادر- یا فرمود همسایه- مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است»!. (بحارالانوار ج 74، ص 369)

9- نشانه عمل صالح

قرآن می‌فرماید: « أَیُّکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»(ملک/2) در سوره کهف خداوند می ‌فرماید: « لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»(کهف/7) ما مردم را آزمایش می‌کنیم تا ببینیم که کدام عملشان بهتر است.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «منظور از احسن عملاً، اکثر عملا، به معنای زیادی عمل نیست، چرا که زیادی عمل ملاک نیست، بلکه نیکی و کیفیت عمل مهم است .

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هیچ عملی نیکی نیست مگر این که ثواب روشنی در قرآن برای آن بیان شده، مگر نماز شب که خداوند بزرگ، ثواب آن را به خاطر اهمیت آن روشن نساخته و فرموده : هیچ کسی نمی‌داند ثواب‌هایی که مایه روشنایی چشمان است، برای آن ها نهفته شده است

10- بهترین عمل از نگاه شیخ بهایی

همه روز روزه بودن همـه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدینـه تا بــه کعبه سر و پـا برهنه رفتن

دو لـب از بـرای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهــی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجــود بـی نیــازش طلــب نیــاز کردن

بـه خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد

کــه بروی ناامیـدی در بسته باز کردن

 

نتیجه گیری:

همه اعمال، یک وجه بهترین دارد، و این که بشود یک عمل را بصورت کلی بعنوان بهترین عمل قلمداد کرد، دشوار است. اما در یک جمع بندی کلی می توان گفت که: شناخت و عمل به وظیفه می تواند در یک کلام بهترین اعمال باشد .

حضرت برترین وسیله تقرب به خداوند را ده چیز برشمرده:

«برترین وسیله‏اى که متوسّلان به خدا، به آن توسّل مى‏جویند، ایمان به خدا و پیامبر اوست . جهاد در راه خدا که قلّه رفیع اسلام است . کلمه اخلاص (و شهادت به یگانگى خدا) که هماهنگ با فطرت انسانى است، برپا داشتن نماز که حقیقت دین و آیین است، اداى زکات که فریضه‏اى واجب است، روزه ماه رمضان که سپرى در برابر عذاب الهى است، حج و عمره خانه خدا که نابود کننده فقر و شستشو دهنده گناه است . صله رحم که سبب فزونى مال و طول عمر، وصدقه پنهانى که کفّاره گناهان است .صدقه آشکار که از مرگ‏هاى بد پیشگیرى مى‏کند. خدمت به خلق که از لغزش‏ها و شکست‏هاى خفّت‏بار جلوگیرى مى‏کند.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۴
محمّد امین سرلکی

بعضی ها با افتخار گناه می کنند. این جنگ با خدا و شمشیر بروی خدا کشیدن است. کسی که با افتخار گناه می کند خطرناک است.

به گزارش خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران؛در ادامه نکاتی از سخنان حجت الاسلام بی آزار تهرانی را در هیئت محبان الحسن(ع) بخوانید؛

_  فرازی است در دعای کمیل که می فرماید خدایا ببخش گناهانی که موجب می شود وجاهت و آبروی انسان ریخته شود. قاعده پروردگار در این عالم این طور است که یک سترو پوششی و لطفی را شامل همه مردم کرده است.این لطف الهی قاعده پروردگار است.

_ امیرالمؤمنین فرمود که اگر قرار بود پرده کنار برود و شما نسبت به پرونده ها و اوضاع باطنیه یکدیگر با خبر شوید طوری نسبت به هم مشمئز می شدید که جنازه های یکدیگر را هم دفن نمی کردید. این لطف خداست که همه وجه خوبی و حسن را می بینند. ولی ما می دانیم چه خبر است.

_ خدایا چه جاهایی به من اعتماد شد و من را خوب فرض کردند ولی من در خودم می دانستم که اهلیت و قابلیت این التماس دعا را ندارم. اگر این لطف خدا نبود سنگ روی سنگ در دنیا بند نبود.

_ در روایت داریم که خداوند متعال مؤمن را در هفتاد پرده لطف خودش نگه می دارد.

_ خداوند تمام بدی هایت را به محضی که خجالت بکشی و سرت را پایین بیاندازی می بخشد. اگر نیت گناه کنی خدا این را برایت نمی نویسد و خداوند اگر انسان خطایی را انجام دهد می نویسد ولی بعد از هفت ساعت یک سیه می نویسد. ولی اگر کار خیر کردی خدا برایت می نویسد و اگر نیت کار خیر کردی هم برایت می نویسد. اگر توفیق پیدا کنی و موفق به حسنه شوی خداوند ده برابر برایت می نویسد.

_ جهنم رفتن خیلی سخت است و بهشت رفتن آسان است. شهید بهشتی می فرمودند که بهشت را به بها می دهند و نه به بهانه. ایشان می گفت که خیلی باید خطا کنی که از چشم خدا بیافتی و طشتت از آسمان به زمین بخورد و دیگر نتوانی سر سفره اهل بیت بیایی.

_ وقتی شیطان بخواهد انسان را بزند هیچ چیز را، نه عمامه و هیئتی و مسجدی نمی شناسد و طوری به طاق آسمان می بردت و یک شهرت عالم گیر هم به تو می دهد و به زمین می زندت که با زمین خوردن تو خیلی ها می گویند چرا؟

_ بدترین گناه کوچک دیدن گناه است. بعضی ها با افتخار گناه می کنند. این جنگ با خدا و شمشیر به روی خدا کشیدن است. یعنی همه عالم بدانید که من به این گناهم اقتدار و افتخارم را نشان می دهم. کسی که با افتخار می کند خطرناک است. بعضی ها پرده دری می کنند.

_ در قیامت پرونده ها رو می شود و روز آشکار شدن اعمال است. اگر خودت هم بگویی نه تمام بدن و اعمال انسان شهادت می دهد. آنجا انکار ندارد و نمی تواند بگوید من نبودم. قیامت کار سخت است. البته اگر در حول محبت اهل بیت صادق باشیم و اگر کسی در این آشوب دنیا با سفینه نجات اهل بیت گره خورده باشد و حسینی شود در روایت داریم که خداوند یک خیمه هایی می گذارد که حتی اجازه نمی دهد که پیامبر و حضرت علی هم از پرونده اعمال بعضی ها آگاه شوند. چون خدا ارحم الراحمین است.

_ اگر ما مهربانی خدا را بدانیم از خجالت گناه نمی کنیم. اگر کسی خلاف قانون خدا حرکت کند یعنی دنبال این باشیم که پرونده کسی را رو کنیم و بخواهیم طرف را فاش کنیم و آبرویش را ببریم. روایت است که اگر در این دنیا باشید تا خدا آبرویت را نبرد از این دنیا تو را نمی برد. استثناء آن این است که کسی به دین خدا خیانت می کند که این را باید فاش کنیم. دست همدیگر را بگیریم به جای این که مچ همدیگر را بگیریم. 

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۲
محمّد امین سرلکی
تا دلمان می‌گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌گردیم تا با اطرافیان‌مان درددل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌مان کم کنیم، اما گاهی همین درددل‌های ساده و خودمانی یا گله و شکایاتی که در میان حرف‌هایمان، بدون هیچ غرض خاصی بیان می‌کنیم، موجب به هم خوردن آرامش و ایجاد دلخوری‌ها و ناراحتی‌هایی می‌شود که اصلا فکرش را نکرده بودیم.
تصویر چگونه در زندگی خانوادگی رازدار باشیم؟

به گزارش جام جم سرا ، بسیار دیده و شنیده‌ایم که به واسطه همین درددل‌ها‌ چه زندگی‌های مشترکی تا مرز طلاق پیش رفته است و چه اختلافات عمیق خانوادگی و فامیلی پیش آمده که کدورت و کینه‌های چند ساله، گاه حتی آنان را به خون هم تشنه کرده است.

با گفتن همین چند عبارت «بین خودمان بماند»، «شما که غریبه نیستید»، «از خدا پنهان نیست، از بنده‌اش چه پنهان» و... احساس می‌کنیم اجازه داریم درباره هر کس و هر چیزی که می‌خواهیم و صحبتش پیش می‌آید، حرف بزنیم. گویی خیلی برایمان فرق نمی‌کند ‌ طرف مقابل کیست و قرار است درباره چه موضوع مهم یا بی‌اهمیتی با او صحبت کنیم. فقط حرف می‌زنیم و هر آنچه را می‌دانیم و نمی‌دانیم‌ با دیگران در میان می‌گذاریم.

من محرم اسرارم

برخی از ما وقتی پای صحبت می‌نشینیم مانند رایانه‌‌ اتوماتیک‌وار اطلاعاتی را که ذخیره کرده‌ایم در اختیار دیگران قرار می‌دهیم، بدون آن‌که آنها را پردازش کرده یا گروه خاصی را به عنوان مخاطب خود انتخاب کنیم.در همین راستا، گاهی اوقات ممکن است رازهایی از دیگران را فاش کنیم که باعث مشکلات فراوانی می‌شود و تبعات آن به هیچ وجه قابل بخشش نیست و هرگز نمی‌توان نتیجه افشای راز دیگری را جبران کرد.

اگرچه گاهی نیز به اشتباه فکر می‌کنیم اگر کسی رازی را به ما گفت، باید آن را تا ابد حفظ کنیم و درباره آن با کسی حرف نزنیم، در حالی که همین رازداری‌ها می‌تواند مشکلاتی را به وجود بیاورد که به نفع هیچ کس نیست مثل کسانی که مخفی‌کاری، فریب و دروغگویی را با رازداری و صداقت اشتباه می‌گیرند.

بنابراین باید قدرت تشخیص داشته باشیم و بدانیم چه حرفی راز به حساب می‌آید و باید پنهان از دیگران نگه داشته شود و چه حرفی راز نیست و مخفی نگهداشتن آن مشکل‌آفرین خواهد شد، همچنین باید بدانیم چه وقت می‌توان رازی را فاش کرد و چه رازی را باید تا ابد مخفی نگه داشت؟

برخی‌ افراد یک دل دارند و هزار راز نهفته و در هیچ شرایطی و به هیچ قیمتی حاضر نیستند راز دیگران را فاش کنند. به راستی چه چیزی باعث می‌شود حرف دیگران را پیش خودشان نگه دارند و به دیگران چیزی درباره آن نگویند؟

پایبندی به مسائل و موضوعات اخلاقی یکی از مهم‌ترین دلایل است، این افراد معمولا افشای راز دیگران را کاری خلاف اخلاق و شخصیت سالم می‌دانند، اگرچه برخی نیز از ترس عواقب افشای راز، هیچ وقت درباره آنچه شنیده‌اند، صحبتی به میان نمی‌آورند و هرگز آن را برملا نمی‌کنند، معمولا آنها نگران نظر دیگران و همچنین نظر خود فرد گوینده راز‌ نسبت به خودشان می‌شوند و دوست ندارند مورد قضاوت نادرست قرار گیرند چه‌بسا خوب می‌دانند هیچ کس از فردی که مدام راز دیگران را بیان می‌کند خوشش نمی‌آید و افشای راز دیگران باعث می‌شود ‌ اطرافیان با دیده تحقیر و به صورتی منفی به او بنگرند و کرامت ذاتی او را برای همیشه زیر سوال ببرند.

رازداری موجب رشد شخصیت، قدرت و کنترل،اعتماد و صمیمیت، احساس تعلق، هویت و استقلال شخصی و حس محافظت در فرد شده و به او انگیزه بیشتری برای حفظ رازها می‌دهد. از سوی دیگر رازداری، نه‌تنها از ویژگی‌های مثبت اخلاقی به‌حساب می‌آید، بلکه می‌تواند زندگی فردی و اجتماعی انسان را نیز تحت تاثیر قراردهد، تاثیر مثبتی که فقط به دلیل حفظ راز دیگران‌ برای فرد ایجاد می‌شود. جلب اعتماد و احترام دیگران، یافتن دوستان متعدد و داشتن رضایت و لذت بردن از زندگی و روابط دوستانه باعث می‌شود افراد تمایل بیشتری به پرورش رازداری در وجودشان داشته باشند و آن را تقویت کنند.

چرا رازها افشا می‌شود؟

رازداری، صفت پسندیده‌ای است که هر فردی آن را دوست دارد و ترجیح می‌دهد با افراد رازدار معاشرت نماید، اما با این حال چرا خیلی‌ها نمی‌توانند راز دیگران را پیش خودشان نگه دارند و خیلی راحت آن را فاش می‌کنند؟

برخی ‌ افراد خواسته یا ناخواسته، نمی‌توانند در حفظ راز دیگران موفق باشند و بدون آن که علت آن را بدانند راز افراد را فاش می‌کنند، اگر چه عده‌ای دیگر به تکرار این کار عادت کرده‌اند و اصلا به فکر برطرف‌کردنش هم نیستند. گروهی از این افراد‌ کسانی هستند که دائما درباره موضوعات مختلف با دیگران حرف می‌زنند، نظرشان را می‌گویند و نظر دیگران را می‌پرسند که در جریان این پرحرفی‌طبیعی است ‌ رازهایی برملا شود. این افراد در جمع‌های خانوادگی و دوستانه شناخته شده هستند و معمولا هیچ کسی تمایل به همنشینی و گفت‌وگو با آنها ‌ ندارد، مگر کسانی که به قصد دشمنی و برهم زدن زندگی کسی، تنها به خاطر کسب اطلاعات با آنها مراوده کنند.

بی‌تردید پرحرفی و دشمنی از مهم‌ترین دلایل افشای راز دیگران است که غالبا با قصد و نیتی مشخص انجام می‌شود. گاهی هم برعکس، افراد از روی رفاقت و صمیمیت و اعتماد به یکدیگر، اسرار محرمانه را می‌گویند و نسبت به عواقب آن نیز بی‌توجهند، در صورتی که لازم است حتی میان دوستان و اعضای خانواده نیز‌ حریم رازها را مشخص و حفظ نمود. چه‌بسا گفتن همین رازهای به ظاهر ساده، می‌تواند خانواده‌ها را از هم بپاشد و مشکلاتی را برای دیگران فراهم کند.

خودنمایی از دیگر عوامل افشای راز است که بیشترین ضربه‌ها را نیز موجب می‌شود. برخی ‌ افراد اصرار دارند به دیگران نشان دهند که فرد مهمی هستند و در جریان همه امور بوده و از اسرار شخصی دیگران مطلع‌اند، اگر چه عده‌ای دیگر دچار حقارت‌های درونی بوده و سعی می‌کنند حقارت شخصیت خود را در دیگران جست وجو کرده و با افشای راز افراد، آنان را مورد تحقیر و آزار قرار دهند. البته گاهی ارتباط نامناسب با اطرافیان و فقدان یک گوش شنوای مطمئن در خانه، انتقادناپذیری افراد‌ یا الگو گرفتن از روابط والدین نیز‌می‌تواند باعث تمایل افراد به افشای راز دیگران باشد.

اصل پنهانکاری را بپذیرید

در هر زندگی مشترکی مسائل و جزِئیاتی وجود دارد که جزو اسرار آن زندگی محسوب می‌شود. این جزئیات یا حاوی نکات مثبت و خوبی‌های زندگی است که طبیعتا بیان کردن آنها برای اطرافیان نتیجه‌ای جز جلب توجه، حسادت و حساسیت دیگران روی زندگی ندارد یا ممکن است این جزئیات ذکر نقاط منفی و ضعف شما یا همسرتان باشد که در این صورت نیز، بیان آنها برای دیگران موجب قرار گرفتن شما و همسرتان در موضع ضعف و انفعال شده و زندگی مشترک‌تان را در مقابل دیگران آسیب‌پذیر می‌کند. از این منظر هر چقدر شما و همسرتان بتوانید جزئیات زندگی مشترک تان را از نگاه دیگران پنهان کنید، موفقیت بیشتری در حفظ زندگی و ارتباط با همسر و نیز اقوام و دوستانتان خواهید داشت.

از سوی دیگر، گاهی در زندگی مشترک ممکن است همسرتان مطلبی را با شما در میان بگذارد که شما نمی‌دانید افشا نشدن این مطلب تا چه حد برای او مهم است، در این شرایط بهتر است اصل را بر این بگذارید که حرف‌های میان شما و همسرتان همگی راز بوده و مربوط به دایره خصوصی حوزه شخصی شما و همسرتان است و اطلاع دیگران از آن لزومی ندارد، اما اگر ماهیت گفت‌وگویتان به گونه‌ای است که احتمال می‌دهید مجبور به بازگویی آن نزد دیگران شوید، توصیه می‌شود پیش از بیان، درباره آن با همسرتان گفت‌وگو کرده و مستقیما از او بپرسید که «آیا برای او مهم است که دیگران از این موضوع با خبر نشوند یا نه» بی‌شک به این طریق سریع‌تر به جواب مشخصی دست می‌یابید که احتمال رازداری‌تان را نیز افزایش می‌دهد.

مشکلات را زیر فرش پنهان‌ کنید

مشکلاتی که بین همسران پیش می‌آید، هر چند کوچک، نباید به بیرون از خانواده تسری پیدا کند. سعی کنید همه چیز را در داخل چاردیواری خانه‌تان باقی بگذارید به قول قدیمی‌ترها، همه مشکلات را زیر فرش پنهان کنید تا به بیرون از خانه درز نکند. به طور مثال هیچ یک از زوجین نباید شکایت همسرش را نزد خانواده‌اش ببرد، چه‌‌بسا محبت افراطی اما از سر دلسوزی خانواده‌ها ممکن است مشکلات جدیدی را به وجود بیاورد.

وقتی حرفی از داستان زندگی تان به بیرون از خانه تسری پیدا کند، مصداق همان ضرب‌المثل یک کلاغ چهل‌کلاغ می‌شود‌ که باعث می‌شود مرد نسبت به زن یا زن نسبت به مرد بدبین شده و رفتار دیگری را حمل بر خبرچینی او بگذارد و از اوسلب اعتماد کند. یادتان باشد مراجعه به دیگران، مراجعه به مشاور نیست، بهتر است در وهله اول سعی کنید مشکلات به وجود آمده را میان خود و همسرتان حل کنید و در صورت غیرقابل حل شدن با یک روان‌شناس یا مشاور مجرب که به خوبی می‌داند مشکل را چگونه حل کند که آن را خراب‌تر نکند، مشورت کنید.

با همسرتان صحبت کنید

نیاز به گفت‌وگو و درددل کردن، یک نیاز طبیعی بشر است. همه افراد به نوعی به دنبال گوشی هستند که درددل‌هایشان را بشنود و محرم حرف‌هایشان باشد. حال اگر همسران رابطه صحیحی با یکدیگر نداشته باشند یا اگر نتوانند رابطه صمیمانه و دوستانه‌ای با هم برقرار کنند، نیاز به صحبت و درددل کردن از چارچوب خانواده خارج می‌شود و زن و شوهر صحبت‌های خود را با فرد دیگری مطرح می‌کنند که در این صورت ممکن است رازها و حرف‌های مگوی همسران به جای آن که در میان «ما» بماند به میان «آنها» تسری پیدا کند و اسرار شخصی برملا شو‌د.

پس اگر خواهان همسری رازدار هستید باید سعی کنید رابطه صمیمانه و محبت‌آمیزی با همسرتان داشته باشید. بهتر است ساعاتی از روز را به صحبت و درددل و گفت‌وگوهای خودمانی با همسرتان اختصاص دهید. این کار نه‌تنها باعث بهبود رابطه تان می‌شود بلکه جلوی فاش شدن رازهایتان را نیز می‌گیرد.

انتقادپذیر باشید

انتقاد پذیری از جمله عواملی است که مانع فاش شدن رازهای همسرانه نزد دیگران می‌شود. طبیعتا هیچ کس و هیچ زندگی زناشویی خالی از نقد و ایراد نیست، اما برخی ‌ همسران در گفت‌وگوها و رفتارهای مختلف به گونه‌ای خودخواهانه و مغرورانه برخورد می‌کنند که به هیچ وجه اجازه نقد و انتقاد به طرف مقابل داده نمی‌شود، در چنین شرایطی همسران چنین افرادی عطای بحث و نقد کردن همسر خود را به لقایش می‌بخشند.

چه‌بسا می‌دانند نه‌تنها راه به جایی نخواهند برد، بلکه شرایط فعلی‌شان را نیز بحرانی‌تر خواهد کرد، به همین دلیل ممکن است از سر خستگی و درماندگی مجبور شوند گلایه و انتقادات خود را با افراد خارج از خانواده و دوستانشان مطرح کنند که این خود بهانه‌ای است برای فاش شدن رازهای مگوی زندگی زناشویی در میان اغیار؛ بنابراین برای پرهیز از این مساله لطفا انتقادپذیر باشید.

حریم خصوصی زندگی مشترکتان را به اشتراک نگذارید

برخی همسران پس از ازدواج نمی‌توانند دایره خصوصی مخصوص به خانواده خود و همسرشان را بخوبی شکل دهند، به همین دلیل خود را همچنان در دایره خانواده پدری می‌بینند. در این گونه موارد خانواده‌ها نیز از فرزندانشان انتظار دارند همچون گذشته در جمع خانواده آنها حضور یابند و رازهای خود را با آنها در میان بگذارند. در چنین مواقعی تداخل نقش‌ها حتمی است، چه‌بسا میان نقش افراد به عنوان یک فرزند و نقش آنها به عنوان یک همسر تناقضاتی به وجود می‌آید. بسیاری از افراد به دلیل ضعف مدیریتی و گاه حتی به خاطر ناپختگی رفتاری، به طور کاملا ناخودآگاه مجبور می‌شوند رازهای میان خود و همسرشان را به خانواده انتقال دهند.

این مساله علاوه بر این که رازداری زناشویی را مختل می‌کند گاه باعث به وجود آمدن مشکلاتی در بین همسران می‌شود، سوگیری و قضاوت ناعادلانه و ذهنیت‌های منفی نسبت به عروس و داماد، مادر زن و مادر شوهر یا سایر اعضای خانواده یکی از همسران ازجمله اثرات منفی این رفتار است که ممکن است تا مدت‌ها و حتی پس از حل شدن موضوع میان زن و شوهر در ذهن دیگران زنده باقی بماند. بهتر است بپذیرید شما بعد از ازدواج صاحب یک زندگی مستقل شده‌اید و با وجود احترام، صمیمیت و احساس زندگی با خانواده خود قرار نیست مسائل خصوصی خود را با خانواده‌تان در میان بگذارید.

عادت پرحرفی خودافشایی را ترک ‌کنید

اگر جزو آن افراد خوش مشرب و سخنگویی هستید که در روابط دوستانه و محافل خانوادگی عادت به زیاد صحبت کردن و فاش کردن مسائل مربوط به خود دارید، باید بدانید زیاد صحبت کردن و خودافشایی ازجمله عادت‌های منفی است که اگرچه شاید موجب جلب توجه، صمیمیت و گرم بودن افراد در جمع می‌شود، اما معایبی چند به همراه دارد که گاه موجب لطمات جبران‌ناپذیری در زندگی‌تان می‌شود. بهتر است یاد بگیرید به جای افشای رازهای خود به منظور جلب توجه دیگران و تبدیل شدن به یک فرد گرم و صمیمی، به صحبت‌های دیگران خوب گوش دهید و به آنها بازخورد مثبت بدهید.

کودک را با مفهوم حریم شخصی آشنا کنید

برای همه والدین پیش آمده که از دست کودک خود به خاطر حرف‌هایی که نباید پیش کسی بازگو می‌کرد، عصبی و ناراحت شوند، ولی آیا کسی به کودک توضیح داده یا او را توجیه کرده است که هر فردی حریم خصوصی دارد و لازم است برای حفظ آن حریم، برخی‌ حرف‌ها در جای دیگری مطرح نشود؟! مثلا‌ از فرزندانمان می‌خواهیم اسم والدین، آدرس منزل، شماره تلفن و... را بداند تا در مواقع ضروری اطلاعاتش کافی باشد، اما اگر همین کودک، این اطلاعات کاملا شخصی را برای فرد غریبه‌ای بازگو کند او را به شدت مورد سرزنش قرار می‌دهیم.

همان طور که به فرزندان‌مان آموزش می‌دهیم هنگام رویارویی با موقعیت خطرناک و اضطراری نباید به افراد غریبه‌ای که خواهان دریافت اطلاعات شخصی‌اش هستند، اعتماد کنند و اسرار خانوادگی را برای آنها فاش نمایند، همچنین باید به آنها تفهیم کنید در چه مواقعی و به چه کسانی می‌تواند رازهای خانوادگی را بگوید. حتی لازم است به او گوشزد کنید بسیاری از اتفاقات زندگی‌کاملا خصوصی و مختص به خانواده است و هیچ کس حتی نزدیک‌ترین خویشاوندان و دوستان نیز نباید از آنها مطلع و آگاه شوند.

حواس کودک را پرت کنید

هنگام افشای رازی توسط کودک، هیچ واکنش تند و منفی انجام ندهید تا کودک انگیزه بیشتری برای افشا پیدا نکند، خیلی طبیعی با این رفتار کودک مواجه شوید.

پرت کردن حواس کودک، بهترین راهبرد‌ هنگام افشای راز است. مثلا اگر کودکتان در حال بیان کردن این است که دیشب بابام سر خریدهای خانه با مادرم دعوا کردند، سریعا حواس کودک را پرت کنید و در ادامه مکالمه به او بگویید: پسرگلم! دختر نازم! می‌تونی کیف پول مرا بیاوری؟ بیا این خوراکی‌ها را بین دوستانت تقسیم کن، دوست داری در مورد اسباب‌بازی جدیدی که برایت خریدم‌ صحبت کنی و... .

مواظب کلامتان باشید

اگر شما دائم درباره حرف‌هایی که دیگران به عنوان راز با شما در میان گذاشته‌اند‌ با همسرتان صحبت کنید اگرچه شاید می‌خواهید با تعریف کردن راز دیگران صداقت و صمیمیت‌تان را به او ابراز کنید، اما به طور غیرمستقیم‌ به همسرتان تلقین می‌کنید که از گفتن رازهای خود به شما اجتناب کند، چه‌بسا با افشای راز دیگران، موجب ایجاد حس بی‌اعتمادی در همسرتان می‌شوید و این کاملا طبیعی است که دیگر همسرتان تمایل نداشته باشد با شما هم صحبت شود و مسائل خصوصی‌اش را مطرح کند.

الگوی خوبی باشید

تاکنون فکر کرده‌اید اگر کودک تان ببیند شما راز کسی را با دیگران در میان می‌گذارید یا اگر رازی را که خودش به شما گفته است، در جمعی بازگو می‌کنید، چه احساسی به او دست خواهد داد و راجع به شما چه فکری خواهد کرد؟

بسیاری از والدین به اشتباه گمان می‌کنند بچه‌ها خیلی متوجه این موضوعات نمی‌شوند و در نتیجه بی‌توجه به آنها، نه‌تنها رازهای مگوی‌شان را در مقابل دیگران فاش می‌کنند، بلکه درباره راز بقیه هم حرف می‌زنند. این در حالی است که کودکان از همان دوران خردسالی و کودکی، نظاره گر رفتارهای ما هستند و به دقت آنها را بررسی می‌کنند و صدالبته به تقلید از ما حتما همان کارها را تکرار خواهند کرد. پس اگر ما رازدار خوبی نباشیم، نباید از فرزندمان هم انتظار داشته باشیم رازهای ما و دیگران را پیش خودش نگه دارد.

بچه‌ها را رازدار بار بیاوریم

چند وقتی است که متوجه تغییرات رفتاری مادر همسرم شده‌ام، بسیار سر سنگین است و بی‌محلی می‌کند، کمتر با من حرف می‌زند و چشمانش را مدام از من می‌دزدد. نزد دیگران به گونه‌ای برخورد می‌کند که انگار ما دشمن چند ساله یکدیگریم، احساس می‌کنم وجودم برایش آزاردهنده است و دوست ندارد با من ارتباط داشته باشد، در حالی که پیش از این‌ چنین نبود. علت این تغییر رفتار را نمی‌دانم، اما هرچه ‌ هست، باعث شده او از دست من بسیار دلگیر و ناراحت شود. در پی بررسی علت این مساله با او به گفت‌وگو نشستم و متوجه شدم پسر هفت ساله‌ام، حرفی را به گوش مادر همسرم رسانده است که نباید آن را بازگو می‌کرد.

گاهی اوقات من و همسرم بر سر مسائلی با یکدیگر بحث و دعوا می‌کنیم و ‌طی این مشاجرات، گاهی از سر درماندگی و عصبانیت، پای پدر و مادرهایمان را به بحث می‌کشانیم و به آنان بی‌حرمتی می‌کنیم و علت همه مشکلات را از چشم آنها می‌بینیم، حال مادر همسرم متوجه این مطلب شده و به دنبال اعاده حیثیت است.

او می‌گوید: من در کجای دعوای شما هستم؟ چه دخالتی در زندگی شما داشته‌ام؟ چرا مرا مقصر ندانم‌کاری‌های خودتان می‌دانید؟ چرا چهره مرا پیش این بچه زشت و حقیر می‌کنید؟ و... نمی‌دانم چه کنم، انگار اهمال و ندانم‌کاری، کار ‌دستم داده است و با بی‌تدبیری مشکلی به مشکلات خودم
اضافه کرده‌ام.

جالب است بدانید وقتی به پسر کوچکم اعتراض کردم که او حق نداشته راز زندگی‌مان را نزد کسی بازگو کند، در کمال تعجب به من گفت: یادت هست من چند شبی جای خودم را خیس کردم و با هم قرار گذاشتیم این موضوع را با کسی در میان نگذاریم، اما شما عهدشکنی کردی و به مادربزرگ، خاله و عمه‌ام گفتی؟! با شنیدن این جواب با خود گفتم: کاش کمی محتاط‌تر بودم، کاش به پسرم یاد داده بودم زبان به دهان بگیرد و هر آنچه در خانه اتفاق می‌افتد، بیرون از خانه بازگو نکند.

عدم رازداری یا خبر‌چینی، یک ضعف شخصیتی است که باید درمان شود، اما معمولا کودکان متوجه این ضعف خود نیستند چه برسد که بخواهند آن را درمان کنند و اینجاست که نقش والدین پررنگ می‌شود. بزرگ‌ترها باید با اتخاذ تدابیری مناسب، کاری کنند که کودک خبرچینی نکند و رازدار باشد. ‌

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۰
محمّد امین سرلکی

گربه‌ها حیوانات بسیار کنجکاوی هستند. البته ما هم نسبت به آنها همین حس را داریم و به همین خاطر درمقاله قبل در مورد چشم‌های آنها صحبت کردیم. به هر صورت تحقیقات اخیر نشان داده است که ما انسان‌ها در نگاه این شیرهای کوچک چیزی به‌جز صاحب‌خانه‌هایی بی‌استفاده، گربه‌هایی بدون مو و حتی زباله‌هایی بی‌ارزش نیستیم. با این حال به تازگی در دنیای اینترنت پرده‌ای دیگر از اسرار این دوستان مرموز برداشته شده است که گراف درباره آن توضیح می‌دهد: ترس دیوانه‌وار گربه‌ها از خیار…


همانطور که در ویدئوی بالا تماشا کردید، زمانی که گربه‌ها مشغول غذا خوردن یا سرگرم به کار دیگری هستند، صاحب‌شان خیاری سبز و بزرگ پشت سر آنها قرار می‌دهد. به محض اینکه گربه‌ها سر خود را برگردانده و خیار را می‌بینند، عقل‌شان را از دست داده، به هوا می‌پرند و در نهایت پا به فرار می‌گذارند. در بعضی دیگر از تصاویر، گربه‌ها با کنجکاوی خاصی به خیار خیره می‌شوند و منتظر اولین حرکت از سوی آن هستند.

اما هنوز هم سؤال ما بی‌پاسخ است: کجای این خیار باعث ترس گربه‌ها می‌شود؟

پیش از هر چیز باید در مورد ویدئوی بالا نکته‌ای یادآور شویم؛ هیچ‌کدام از گربه‌ها از فاصله دور خیار را ندیدند تا به سمتش حرکت کرده و بهتر آن را درک کند. بنابراین شاید غیرمنتظره بودن چیزی مانند خیار پشت سرشان تنها عامل ترس آنها باشد نه خود خیار. گفته‌های دکترراجر ماگفورد، متخصص رفتارشناسی حیوانات را در اینباره با هم می‌خوانیم:

«به نظر من چنین واکنشی به دلیل تازگی یعنی غیرمنتظره بودن یک جسم ناآشناست که به‌صورت پنهانی پشت سرشان قرار گرفته است، آن هم درست زمانی که مشغول غذا خوردن بودند.»

گربه‌ها به طور غریزی به هر چیزی که سریع حرکت کند، صدای بلند تولید کرده یا نور غیر منظم (مانند لیرز اسباب‌بازی) ایجاد کند واکنش نشان می‌دهند. این ویژگی تنها مختص آنها نیست، بلکه تمامی حیوانات زمانی که چیزی را به درستی درک نکنند پاسخی مشابه می‌دهند. نگاهی به خودمان هم بیاندازیم. فرض کنید غرق در مطالعه کتاب مورد علاقه خود هستید. بعد از ۴۰ دقیقه احساس تشنگی می‌کنید و باید به آشپزخانه بروید. به محض اینکه سرتان را برمی‌گردانید تا به طرف در بروید یک قورباغه بزرگ روی دمپایی خود می‌بینید. چه واکنشی نشان می‌دهید؟ البته خود من به عنوان مترجم این متن، زیاد مشکلی با چنین اتفاقی نخواهم داشت چون همیشه بطری آب با خودم دارم و از دمپایی رو فرشی هم استفاده نمی‌کنم. در ضمن درِ اتاق من رو‌به‌روی میزم هست، بنابراین نیازی به برگرداندن سر خود هم نمی‌بینم.

grumpy-graph

zazzle.com

ماگفورد در ادامه می‌گوید:

«گربه‌ها باید به چیزهایی که نمی‌شناسند مشکوک باشند، چرا که این جسم ناشناخته می‌تواند مار یا هر دشمن دیگری باشد. پس فرقی نمی‌‌کند اگر به‌جای خیار از ماهی پلاستیکی، عنکبوت اسباب‌بازی یا ماسک صورت انسان استفاده کنیم.»

درخواست گراف از شما:

حیوانات را دوست داشته باشید.

آزادی حق هر جانوری است.

لطفاً از قفس استفاده نکنید.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۸
محمّد امین سرلکی

سلامت نیوز :«در مصرف آب صرفه جویی کنیم». جمله ای که بارها و بارها آن را شنیدیم و بارها و بارها آن را نادیده گرفتیم. شاید هنوز کمبودش را جدی نگرفته ایم. شاید نمی دانیم یا نمی خواهیم بدانیم که مصرف بی رویه امروز ما، فردای کودکانمان را بی آب می کند. اما امسال وضع به گونه ای دیگر است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان اگر درست مصرف نکنیم، خودمان بی آب می شویم. خلاصه کردن معضل کمبود آب در مصرف بی رویه خانوارها عملی اشتباه و سرپوشی بر سیاست های نادرست سیاستگذاران این بخش است. درست است که ایران رتبه پنجم جهان در مصرف سرانه آب آشامیدنی دنیا را دارد.

درست است که هر ایرانی حدود 142 مترمکعب آب آشامیدنی در سال مصرف می کند و قبول داریم مصرف بخش خانگی آب ایران از کشورهای پرآبی نظیر اتریش و بلژیک بیشتر است.

اما سوال اساسی این است که چه میزان از کل آب کشور در بخش خانگی مصرف می شود؟ تنها 6 درصد. اگرچه نباید این سهم پایین باعث شود که مصرف نادرست این بخش نادیده گرفته شود چرا که دردین ما «اسراف گناه بزرگی است» و نباید فراموش شود هزینه های بالایی برای تصفیه آن پرداخته می شود. اما پرواضح است که برای انجام عمل موثر باید به سمت بخشی حرکت کنیم که سهمی 92 درصدی در مصرف آب دارد؛

درست است که هر ایرانی حدود 142 مترمکعب آب آشامیدنی در سال مصرف می کند و قبول داریم مصرف بخش خانگی آب ایران از کشورهای پرآبی نظیر اتریش و بلژیک بیشتر است.


سلامت نیوزچرا دچار کم آبی شده ایم؟

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۳
محمّد امین سرلکی

سینماپرس: شورای صدور پروانه ساخت با ساخت ۳ فیلمنامه موافقت کرد.

به گزارش سینماپرس، فیلمنامه های «سپیده دم» به تهیه کنندگی سید محسن وزیری، کارگردانی قدرت الله صلح میرزایی و نویسندگی اصغر نعیمی در ژانر اجتماعی، «افسانه های امروزی» به تهیه کنندگی روانبخش صادقی و کارگردانی و نویسندگی حمیدرضا حافظی در ژانر کودک و نوجوان موفق به دریافت پروانه ساخت شدند.

همچنین انیمیشن «سد معبر» به تهیه کنندگی بهمن کامیار و کارگردانی محسن قرایی و نویسندگی سعید روستایی در ژانر اجتماعی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کرده است.

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۲
محمّد امین سرلکی
دختر سه روزه توسط یک سگ خانگی به قتل رسید.
. عاقبت نگهداری  سگ خانگی


 به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"؛  پلیس ایالت کالیفرنیا از مرگ یک نوزاد دختر سه‌روزه توسط سگ خانگی یک خانواده خبر داد.

 

بر اساس گزارش رسانه‌های محلی، به گفته پلیس مرگ این نوزاد سه ‌روزه به نظر تصادفی می‌رسد.

 

سگ قاتل متعلق به عموی نوزاد تازه متولد‌ شده بود که تنها با کودک در خانه رها شده بود.

 

این نوزاد که بلافاصله بعد از حمله سگ مهاجم به مرکز فوریت‌های پزشکی شهر «فرنزو» منتقل شد در بیمارستان جان باخت.

 

به گفته پلیس محلی سگ مهاجم به انجمن مرکزی جلوگیری از ظلم به حیوانات سپرده شده و سخنگوی این مرکز به رسانه‌ها گفته است که در صورت تشخیص حالت تهاجمی، سگ معدوم خواهد شد.




۰ نظر ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۰
محمّد امین سرلکی

تاخیر پرواز 022 مشهد به خاطر وجود شیء مشکوک+عکس


تاخیر پرواز 022 مشهد به خاطر وجود شیء مشکوک+عکس

رکنا: «شیء مشکوک» پرواز شماره 022 امروز تهران مشهد را به تاخیر انداخت.

به گزارش رکنا، پرواز شماره 022 بعد از اتمام پذیرش مسافرین و حرکت به سمت ابتدای باند فرودگاه مهرآباد تهران به منظور پرواز به سمت مشهد مقدس بود که تیم امنیت پرواز هواپیما متوجه وجود یک شی مشکوک در داخل هواپیما می‌شوند و با توجه به ضرورت بررسی امنیتی آن شیء ناشناس، از خلبان درخواست می‌شود که هواپیما جهت بررسی دقیق توسط واحدهای چک و خنثی، به محوطه فرودگاه منتقل شود.

پس از بررسی تمام بخش‌ها و حتی بارهای موجود در هواپیما و تمام محیط داخلی آن، مشخص می‌شود که مشکلی امنیتی وجود نداشته است و هواپیما مجدداً، مجوز امنیتی برای سوار کردن مسافران را دریافت می‌کند.


۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۳:۵۶
محمّد امین سرلکی

بولور ‘حذف اکانت تانگو’ : تانگو اپلیکیشنی قدرتمند در زمینه ارتباطات است که در میان تعداد زیادی از اسمارت فون‌ها می‌توان آن را مشاهده کرد. 
اما وجود یک مشکل باعث شده است که کاربران دل خوشی از این اپلیکیشن نداشته باشند. از نظر کاربران بعد از نصب برنامه و ایجاد حساب کاربری، امکان حذف حساب وجود ندارد.

 

برای شروع فرآیند حذف حساب کاربری تاگو ابتدا وارد بخشی از سایت تانگو شوید که امکان حذف حساب ایجاد شده را به کاربران می‌دهد .
قبل از شروع تکمیل اطلاعات در سایت تانگو بهتر است به نکات زیر توجه کنید:

مطمئن شوید اطلاعاتی که وارد می‌کنید با اطلاعات حساب کاربری شما یکسان است.

بعد از تایید اطلاعات وارد شده، اپلیکیشن را از روی گوشی پاک کنید و دستگاه را دوباره راه اندازی نمایید.

بعد از تکمیل اطلاعات، حذف حساب به‌صورت اتوماتیک انجام خواهد شد و نیازی به برقراری تماس با بخش پشتیبانی تانگو نیست.

حذف تانگو tango

نکته : اپلیکیشن تانگو را بعد از انجام مراحل زیر از موبایل خود پاک کنید

شروع : وارد این بخش از وب سایت تانگو شوید– اینجا- 

حذف تانگو

حذف تانگو

حذف تانگو

حذف تانگو

حذف تانگو

حذف تانگو

حذف تانگو

موفق باشید حداکثر ظرف مدت  72 ساعت آینده اکانت تانگو شما برای همیشه حذف خواهد شد.

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۳:۴۸
محمّد امین سرلکی

چگونه تلگرام هک می شود؟

تلگرام به خودی خود هک نمی شود و این شرکت برای هک سرورهایش مبلغ هنگفتی را به عنوان جایزه قرار داده است ولی به کمک بدافزار یا فورواردر پیام یا حتی بدون هیچ نرم افزاری می شود به تلگرام دیگران وارد شد که توضیحش را بنا به دلایل روشن امنیت در این سایت قرار نمی‌دهیم.

اگر می‌خواهید تلگرام تان هک نشود همین امروز به فعال کردن تایید دومرحله ای اقدام نمایید.

تایید دومرحله ای علاوه بر نیاز به پیامک تاییدیه شماره شما، به رمزی تعیین شده از سوی شما نیاز دارد که این رمز را می‌توانید به همراه ایمیل تان به تلگرام بدهید تا در صورت فراموش کردن، در ایمیل آن را بازیابی کنید.

فعال سازی تایید دومرحله ای (two-step verification)

نکته: این تصاویر از تلگرام ویژه ویندوزفون گرفته شده است ولی در منو و مراحل اختلاف زیادی با نسخه های اندروید، آی او اس و… ندارد

برای فعال سازی همچون تصویر زیر از منویSettings به Privacy and security بروید و در آن جا منوی two-step verification را انتخاب نمایید.

telegram-two-step-verificationبرای فعال سازی دکمه را روشن نمایید.

 

telegram-two-step-verification2

 

در این بخش رمز عبوری وارد نمایید که به هیچ وجه فراموش نمی کنید و از این بابت مطمئن هستید.

telegram-two-step-verification3

پس از وارد کردن رمز بر روی next کلیک نمایید. همچون تصویر زیر به مرحله Password hint می رسید. در این مرحله چیزی را وارد نمایید که باعث می شود بدانید رمز عبورتان چه بوده است و دیگران از آن متوجه رمز عبور شما نشوند.

telegram-two-step-verification4

با زدن بر روی Next به مرحله بعدی یعنی Recovery E-mail بروید.

در این مرحله ایمیل اصلی تان را وارد کنید و سپس Done را بزنید ولی اگر نمی خواهید ایمیلی وارد کنید بر روی Skip کلیک کنید که ما این را توصیه نمی‌کنیم؛ چرا که در صورت فراموشی رمز عبور، با ایمیل می‌توان به آن دست پیدا کرد.

اکنون به ایمیل تان بروید و بر روی لینکی که فرستاده است کلیک کنید.telegram-two-step-verification6

پیغام موفقیت آمیز بودن فعال سازی امنیت دو مرحله ای را در صفحه باز شده خواهید دید. از این به بعد به راحتی می‌توان گفت هک اکانت شما چه از طریق بدافزار چه از طریق دیگر غیرممکن خواهد بود.

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۳:۴۵
محمّد امین سرلکی

وب مملو از صفحات مختلف است که حاوی انواع متفاوت محتوا است. این صفحات باید به روشی با هم در ارتباط باشند و به نوعی به هم متصل شوند. سازوکاری که برای این منظور استفاده می‌شود، همان پیوندهایی است که شما روی آنها کلیک می‌کنید و به صفحه‌ای دیگر منتقل می‌شوید، که اصطلاح لینک هم به آنها گفته می‌شود. به عبارت دیگر، از پیوندها می‌توان برای انتقال بازدیدکننده‌ها استفاده کرد. حال می‌خواهد از یک صفحه به یک صفحه‌ی دیگر از یک وبلاگ باشد، یا به یک وبلاگ یا سایت دیگر. از همین خاصیت پیوندها هم هست که وبلاگ نویسان استفاده کرده و برای تبادل بازدید بهره می‌برند. یعنی تبادل لینک می‌کنند که در نهایت تبادل بازدیدکننده انجام دهند.

تبادل لینک چیست

برای انجام تبادل لینک، دو وبلاگ نویس متعهد می‌شوند که نشانی وبلاگ همدیگر را در وبلاگ‌شان قرار دهند. یعنی وبلاگ‌نویس X نشانی وبلاگ Y، و وبلاگ‌نویس Y نشانی وبلاگ‌نویس X را در وبلاگ خود قرار می‌دهد.

عموماً وبلاگ‌نویسان تنها روشی که برای بالا بردن بازدید وبلاگ خود می‌دانند، همین تبادل لینک است. با اینکه اگر همین کار هم به صورت اصولی انجام شود، بی‌فایده نیست. اما باید گفت که این روش دیگر چندان موثر نیست.

چه کار باید کرد تا تبادل پیوند موثرتر شود؟

اول از همه باید در نظر داشت که با وبلاگ‌هایی این تبادل را انجام دهید که از نظر موضوعی کاملاً مشابه وبلاگ شما باشند. یعنی پیوندی که از وبلاگی می‌گیرید، ارزش بالایی داشته باشد. این چنین است که ممکن است بازدیدکننده دائمی هم جذب نمایید.

فراموش نکنید که شما با قرار دادن پیوند وبلاگی دیگر، دربخش پیوندهای وبلاگ، در اصل نشانی آن را در تمام صفحات وبلاگ وارد کردید. پس اگر وبلاگی را در نظر داشته باشید که از نظر موتور جستجو نامعتبر و مخرب باشد، چون شما به آن پیوند دادید، رتبه‌ی وبلاگ شما هم پایین می‌آید. پس سعی کنید وبلاگی را لینک کنید و تقاضای تبادل لینک آن را قبول کنید که به کیفیت محتوای آن اطمینان دارید و می‌دانید که بازدیدکننده‌ها هم ممکن است از آن وبلاگ خوششان آید.

ولی باید متذکر شد که برای بالا بردن بازدید وبلاگ روش‌های بسیار بهتری از تبادل لینک وجود دارد. می‌توانید مقالات بیشتری از این دسته از سایت بلاگینگ را مطالعه کنید تا به این روش‌ها پی ببرید.

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۲
محمّد امین سرلکی

نحوه پاک کردن رنگ از روی لباس

نقاشی خانه یکی از کارهایی است که احتمال کثیف و رنگی شدن محیط در حین کار زیاد است و هیچ ارتباطی به اینکه شما سعی می‌کنید چقدر کارتان را با دقت انجام بدهید ندارد؛
 
 

نحوه پاک کردن رنگ

نقاشی خانه یکی از کارهایی است که احتمال کثیف و رنگی شدن محیط در حین کار زیاد است و هیچ ارتباطی به اینکه شما سعی می کنید چقدر کارتان را با دقت انجام بدهید ندارد؛ زیرا خواه ناخواه این اتفاق خواهد افتاد و احتمال رنگی شدن پوست یا لباس شما، زمین و قسمت های دیگر در حین نقاشی زیاد است. اگرچه برخی از لکه های خاص به سختی پاک می شود و نیاز به محلول های پاک کننده خاص دارد، اما پاک کردن بسیاری از لکه های رنگی با به کارگیری راهکارهای ساده به راحتی صورت می پذیرد.

 

نحوه پاک کردن رنگ از روی لباس

 

لکه های روی لباس

چنانچه رنگی که روی لباس شما ریخته است بر پایه آب باشد کار شما بسیار راحت می شود. در این صورت به محض لکه شدن لباس تان می توانید آن را با آب بشویید. اگر این امکان برای شما وجود دارد که چنین لکه ای را قبل از خشک شدن برطرف کنید، آب کشی کردن آن بهترین و ساده ترین راه است. زیرا این کار لکه رنگی را که هنوز خشک نشده به مقدار زیادی پاک می کند و اثر لکه نیز با شستشوهای مکرر دیگر توسط ماشین لباس شویی برطرف خواهد شد. اما اگر با رنگ روغنی سرو کار دارید و لباس شما به وسیله این نوع رنگ لک شده، کار شما سخت تر می شود. در این صورت اگر قبل از خشک شدن لکه اقدام کنید ممکن است لکه با مقداری الکل یا سوهان ناخن برطرف شود. این کار ممکن است سبب از بین رفتن رنگ پارچه لباس شما نیز شود، به همین دلیل توصیه می کنیم ابتدا این کار را روی قسمت داخلی لباس خود تست کرده و بعد برای پاک کردن لکه اقدام کنید.

 

نحوه پاک کردن رنگ از روی لباس

 

لکه رنگی ایجاد شده روی پوست

حتی دقیق ترین و ماهرترین نقاش ها نیز هنگام کار ممکن است قسمتی از پوست صورت و دستان خود را رنگی کنند. در اکثر موارد شستن پوست با آب و صابون قبل ار خشک شدن لکه سبب می شود لکه از بین برود. اما اگر لکه روی پوست شما خشک شد، مقداری مارگارین روی پوست تان بمالید؛ این کار سبب می شود پوست شما مرطوب و چرب شده و از جذب لکه جلوگیری خواهد شد. پس از چرب کردن پوست با مارگارین، لکه فورا از پوست جدا می شود و باقیمانده اثر لکه با کمک آب و صابون بر طرف خواهد شد.

نحوه پاک کردن رنگ از روی لباس

 

لکه رنگ بر روی کف اتاق

هنگام نقاشی دیوارها، رنگی شدن کف اتاق ممکن است برای شما یک فاجعه به نظر برسد در حالی که پاک کردن این لکه های رنگ از روی زمین به هیچ وجه کار دشواری نیست. چنانچه کف اتاق شما با رنگی که بر پایه آب است لک شده، توصیه می کنیم قبل از هرگونه اقدامی برای از بین بردن لکه جای آن را با یک حوله خیس بخیسانید و لکه را پس از خیس خوردن از سطح جدا کنید؛ سپس اثر باقیمانده را با کمک آب و صابون بشویید تا تمیز شود. اگر اثر باقیمانده از لکه سماجت کرد، آن را با مالش پارچه آغشته به الکل برطرف کنید.

 

از بین بردن لکه های ناشی از رنگ روغنی را از ابتدا با مالش پارچه آغشته به الکل شروع کنید و برای چند دقیقه پارچه را روی لکه بمالید تا لکه از بین برود. اغلب لکه های رنگ روغنی با این روش از بین می رود اما اگر این اتفاق نیافتاد و لکه بر جای خود باقی ماند، با کمک سیم ظرفشویی که آغشته به واکس مایع است این کار را انجام دهید؛ در نهایت اثررنگ را با شستشوی آن با آب و صابون برطرف کنید. اگر لکه ایجاد شده کاملا خشک شده است، قبل از اینکه این اقدامات را انجام دهید ابتدا لکه را تا جایی که امکان دارد با یک شیء نوک نیز یا سوهان ناخن بتراشید و از سطح جدا کنید.

 

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۵
محمّد امین سرلکی

هموروئید از جمله بیماریهای بسیار شایعی است که تقریبا در ۷۰ درصد افراد بالای سی سال دیده می شود. هموروئید حاد در هر سنی مشاهده می شود اما درصد پیدایش آن در میان جوانان و افراد میانه سال بیشتر از پیرها و در بین سفیدپوستان و افرادی که متعلق به اقشار مرفه جامعه هستند بیشتر از رنگ پوستان و اقشار دیگر جامعه می باشد.

 

هموروئید یک بیماری بسیار شایع است ( تا  ۵۰  سالگی دست کم  ۵۰  درصد مردم آن را تجربه کرده اند ) علت های متعددی دارد . فشار ناشی از حاملگی و زامیان عمده ترین دلیل بروز هموروئید  در زنان جوان است .

 

یبوست ، به خصوص یبوست شدید و طولانی که با زور زدن هنگام دفع همراه است ، اسهال ، مصرف مداوم ، و زیاد ملین ها ، حالات ایستادن و نشستن های طولانی و  تغذیه ناکافی با مواد فیبری ، عدم تحرک کافی که منجر به کاهش قدرت عضلانی عضلات ناحیه ی لگن می شود و عوامل زمینه ای یا ژنتیکی از علل ایجاد هموروئید  هستند .

 

مشخص گردیده است که در افراد مبتلا به هموروئید  داخلی فشار داخلی ناحیه مقعد در حال استراحت بیش از میزان طبیعی بوده و همراه با امواج غیرطبیعی است . 

 

بسیاری از بیماران هموروئیدی دارای منشاء ارثی از طرف خانواده مادری هستند.

 

هموروئید، مکانیسم و علل پیدایش آن
به اتساع وریدهای انتهایی راست روده که با ایجاد گره همراه است هموروئید گفته میشود. این بیماری برای اولین بار توسط بقراط پدر علم پزشکی Hemorrhoids ــ خونریزی نامیده شد، اما با توجه به اینکه خونریزی فقط در ۲۸ تا ۴۸ درصد بیماران مشاهده می شود اصطلاح هموروئید تنها در برگیرنده بخشی ازحقیقت مربوط به این بیماری است.

 

افزایش فشار و اختلال در خروج خون از گره های هموروئیدی موجب احتقان شبکه هموروئیدی و ایجاد بیماری می شود. مکانیسم اصلی آن را می توان در دو دسته گروه بندی نمود:

 

                                   حتمآ بخوانید هموروئید چیست؟

جریان خون وریدی در بافت ها نه تنها در اثر انقباض عضلات صاف دیواره سیاهرگها (به شکل غیر ارادی) بلکه بیشتر در نتیجه انقباض عضلات مخطط (به گونه ارادی) می باشد. ۱ــ کاهش ظرفیت انتقالی وریدهای شبکه هموروئیدی ۲ــ افزایش ورود خون شریانی به گره های هموروئیدی که هماهنگ با ظرفیت خروجی و طبیعی سیاهرگها نیست.


در افرادی که غیر فعال و کم تحرک هستند بازگشت خون وریدی به قلب به سختی جریان داشته، عضلات صاف دیواره سیاهرگها متحمل فشار و بار فیزیکی بیشتری می گردند. این روند در نهایت منجر به نارسایی عمل سیاهرگ ها، کند شدن جریان خون در بافتهای هموروئیدی راست روده و ایجاد لخته می گردد.

 

 لخته های ایجاده شده نیز ظرفیت انتقالی وریدها را کم تر می کنند. گره های هموروئیدی در نتیجه اختلال در خروج خون بزرگ شده، موجب ایجاد برجستگی هایی در لایه مخاطی راست روده می گردند. این گره ها بسته به محل ایجادشان به گره های خارجی، داخلی و یا مختلط تقسیم می گردند.

 

هموروئیدهای داخلی در بالای خط دندانه دارdentate line راست روده قرار گرفته، فاقد اعصاب حسی هستند ولی هموروئیدهای خارجی در پایین خط نامبرده قرار گرفته، توسط اعصاب تحتانی راست روده عصب رسانی می شوند.

حتمآ بخوانید هموروئید چیست؟

انتشار لخته از گره ها به سیاهرگ های مخاط راست روده موجب تشکیل کانون های نکروزی (بافت مرده) و جدا شدن مخاط می گردد. در پی نازک شدن دیواره، گره های هموروئیدی به راحتی دچار پارگی و خونریزی می گردند. در اوایل، خونریزی معمولا با زور زدن در هنگام دفع مدفوع روی می دهد اما با رشد بیماری، هر گونه حرکت مانند نشست و برخاست کردن نیز می تواند منجر به خونریزی گردد. غالبا بیماران در اثر خونریزی مزمن مکرر دچار کم خونی می شوند.


عدم تعادل روانی ــ عصبی و فشارهای روحی از جمله عواملی هستند که در اثر تحریک سیستم اعصاب سمپاتیک موجب انقباض دیواره عروق برنده خون از گره های هموروئیدی و احتقان خون در آنها می شوند.

 

کارهای سخت و طولانی، مصرف مستمر مشروبات الکلی و افراط در انجام عمل جنسی نیز موجب افزایش جریان خون شریانی به گره های هموروئیدی و ایجاد هموروئید میگردند. ایستادن و نشستن های طولانی، حاملگی و یبوست مزمن نیز از عوامل افزایش فشار در شبکه های هموروئیدی و احتقان خون در آن هستند.

 

نشانه های اصلی هموروئید
از نظر روند و ظهور، این بیماری به انواع زیر تقسیم می گردد:
ــ هموروئید بدون نشانه مشخص
ــ هموروئید حاد
ــ هموروئید مزمن

 

نشانه های اولیه هموروئید حاد عبارتند از :
ــ درد در مقعد و اطراف آن
ــ خارش
ــ خونریزی
درد از نشانه های اصلی و ثابت بیماری بوده، تقریبا در ۴۰ % بیماران، بخصوص در هنگام دفع مدفوع مشاهده میشود. حاشیه مقعد به علت التهاب مخاط راست روده و پوست به راحتی آسیب می بیند. در موقع زور زدن، حرکت مدفوع در روده، انجام تنقیه و گاها مصرف شیاف های آنتی هموروئیدی نیز مخاط راست روده به آسانی آسیب دیده، دیوار پسین کانال مقعد ترک بر می دارد.
در ۳۵% موارد خونریزی به علت حرکت جرم سفت مدفوع در هنگام اجابت مزاج میباشد. گره های خارج شده از مقعد در نتیجه اصطکاک با لباس و یا جا انداختن با دست، آسیب دیده، دچار خونریزی می شوند.

 

سوزش و خارش مقعد و اطراف آن در نتیجه تاثیر ترشحات غده مخاطی روده بزرگ بر اعصاب حسی این منطقه می باشد. در پی پایین افتادگی طولانی گره ها، کشیدگی اسفنکتر (ماهیچه تنگ کننده) مقعد کاهش یافته، گاز و مدفوع آبکی به گونه غیر ارادی خارج می گردند. این روند موجب تحریک و التهاب مزمن پوست و گاها پوسته دادن لایه فوقانی آن می شود.

 

عوارض
پرولاپس (پایین افتادگی هموروئید از مقعد)، خونریزی و پیدایش کانونهای نکروزی در گره های هموروئید از جمله عوارض هموروئید می باشند. لخته شدگی گره های هموروئید یکی از بدترین عوارض آن می باشد. این روند می تواند به سیاهرگهای غشاء مخاط راست روده نیز گسترش یابد.

 

 تورم و التهاب ممکن است به دیواره خروجی راست روده، اسفنکتر مقعد، اطراف مقعد و حتا اعضاء تناسلی انتشار یابد. فشار بافت های ملتهب و ورم کرده به شاخه های متعدد عصب و پایانه های آنان موجب دردهای شدید در مقعد و اطراف آن می شود. بیمار قادر به نشستن و حرکت دلخواه نبوده، مجبور به دراز کشیدن اجباری می شود. تب بیمار ممکن است به ۵ / ۳۷ تا ۸ /۳۸ درجه برسد.
آنمی فقر آهن نیز از جمله عوارض خونریزی مزمن هموروئید می باشد.


درمان و پیشگیری
درمان موضعی هموروئید حاد
ــ شستن گره های پایین افتاده از کانال مقعد ۳ تا ۴ بار در روز با گرفتن دوش آب گرم
ــ در صورتی که نشانه های التهاب حاد وجود نداشته باشد باید پس از چرب نمودن گره ها با امولسیون سنتومیسین یا روغن گیاهی، آنها را با احتیاط وارد مجرای راست روده کرد. اطراف مقعد را باید با دستمال نرم، خشک و تمیز پوشانده، برای نگه داشتن آن از مایوهای T شکل استفاده کرد. هر بار بعد از توالت رفتن این عمل باید انجام گیرد.

ــ با شروع خونریزی باید اطراف مقعد و گره های هموروئیدی را با گرفتن دوش آب گرم شسته، گره ها را با امولسیون سنتومیسین چرب نمود. ۲ بار در روز از شیاف های ضد هموروئید استفاده کرد و با محلول فوراسیلین یا ریوانول اطراف مقعد را ضدعفونی و پانسمان نمود. درصورت خونریزی نباید گره ها را وارد مجرای راست روده کرد چراکه این عمل موجب آسیب دیدن بیشتر، خونریزی مجدد و عفونی شدن آنها می گردد.

 

جراحی
افرادی تحت عمل جراحی قرار می گیرند که دچار پایین افتادگی گره های هموروئیدی شده، در طی یکسال دچار ایجاد لخته شدگی حاد و خونریزی از گره های هموروئید شده اند.

 

تزریق ماده اسکلروزان
تزریق الکل، محلول ید و اسید فنول در گره های هموروئیدی موجب تغییرات تدریجی گره ها به بافت جوشگاهی می شود.
گره زدن سفت گره های هموروئید با نوار لاستیکی در افرادی که بخصوص به مواد اسکلروزان جواب نمی دهند موجب خشک شدن و افتادن بی درد گره می شود.
تخریب با لیزر (Laser destruction )
نوربندایش ماوراء قرمز ( Infrared Photocoagulation )
بندایش الکتریکی (Electrocoagulation)
هدف از درمان کنسرواتیو رفع موقتی حدت بیماری، آماده کردن بیمار برای جراحی و دوره بعد از عمل بوده، شامل پرهیز درمانی، جلوگیری از یبوست با استفاده از نرم کننده های مدفوع و … می باشد.

                                    

حتمآ بخوانید هموروئید چیست؟

درمان غیردارویی

شستشوی کامل ناحیه مقعد بعد از هر اجابت مزاج که خوشبختانه ریشه در آداب روزانه ما دارد و عمل بسیار مفیدی است ، جزو اولین توصیه ها به این بیماران در کشورهایی است که این عادت مناسب را ندارند . کمپرس با آب گرم یکی از مؤثرترین روش ها برای بهبود و تسکین علائم است . بدین ترتیب که روزانه چند  بار به خصوص بعد از هر اجابت مزاج به مدت چند دقیقه در آب گرم با دمای قابل تحمل بنشینند . برای این کار می توان از یک لگن پلاستیکی که به خوبی و کاملاً تمیز شده باشد ، استفاده کرد ، استفاده از توالت ایرانی در این موارد به هیچ وجه توصیه نمی شود زیرا با فشاری که وارد می کند حالت بیرون افتادگی و سایر علائم را تشدید می نماید بنابراین اگر در منزل توالت فرنگی موجود نیست می توان از انواع صندلی هایی که به مدل توالت فرنگی تعبیه شده اند ، استفاده نمود . یکی از مهم ترین اقدامات درمانی ، پیشگیری از یبوست و به وجود آمدن مدفوع ساخت است که از عوامل عمده ی ایجاد هموروئید به شمار میر ود .

 

برای اینکار استفاده از میزان کافی مواد غذایی حاوی فیبر ، انواع سبزی و میوه به خصوص میوه های ملین مانند گلابی ، آلو ، انجیر و … نان سبوس دار و نوشیدن مایعات و به خصوص آب کافی در روز ( حدود ۸  لیوان )‌توصیه می شود . از آنجاییکه عدم تحرک کافی نیز جزو عوامل ایجاد کننده ی زمینه ای به شمار می رود گنجاندن نوعی فعالیت بدنی مانند پیاده روی یا سایر ورزشه های ملایم در برنامه ی روزانه پیشنهاد می شود .

 

 در موارد تشدید علائم ، استراحت در حالت دراز کش به طوری که ناحیه پایین کمر بالاتر قرار بگیرد و پرهیز از ایستادن و نشستن طولانی کمک کننده است . نکته ی قبل تأکید این است که اقدامات پیشگیرانه ذکر شده باید همواره و به طور مستمر اجرا شود یعنی دایماً باید از یبوست پیشگیری و مدفوع را نرم نگه داشته و از حالات عمودی پرفشار ( ایستادن و نشستن طولانی ) پرهیز نمود .

 

هموروئیدهایی که افتادگی و اتساع زیادی پیدا کرده اند ، معمولاً با جراحی درمان می شوند بدین ترتیب که طی عمل هموروئیدکتومی (  Hemorrhoidectomy ) ناحیه ی آسیب دیده برداشته می شود . روش های غیرجراحی شامل این مواردند :

 

بستن هموروئید با باند الاستیک ( جزو موفق ترین روش هاست ) . لازم به ذکر است که  در این مورد باید مراقب عفونت احتمالی بود .

 

برای هموروئیدهای داخلی که مرتب خونریزی و افتادگی پیدا می کنند ، یکی از مناسب ترین راه ها تزریق یک ماده ی اسکلروزان ( سفت کننده ) به زیر مخاط آن ناحیه است .

 

روش نسبتاً جدیدتر و بسیار نویدبخش ، فوتوکواگولاسیون ( photocoagulation  ) است . در این روش در صورتی که هموروئید همراه با لخته شدن خون در ناحیه باشد با استفاده از بی حسی موضعی لخته را جدا می سازند .


درمانهای دارویی

مواد دارویی که برای درمان و تخفیف و تسکین علائم هموروئید به کار می روند شامل : بی حس کننده های موضعی ، تنگ کننده های عروقی ، مواد قابض ، ضد عفونی کننده ها ، مواد محافظت کننده ، مسکن ها ، ضد خارش ها و ضدالتهاب ( عمدتاً‌ کورتن ها ) هستند .

 

بیشتر ترکیبات فوق الذکر جزو داروهای بدون نسخه یا OTC به شمار می روند . در بیشتر کشورهای اروپائی انواع متعددی از محصولات فوق در دسترس است .

 

اخیراً برخی مواد گیاهی نیز در فرمول این داروها به کار می رود . مصرف بی حس کننده های موضعی باید محدود به ناحیه مقعد و یا قسمت پایینی کانال آنال باشد زیرا در این نواحی بیشترین اعصاب حسی وجود دارند که اثر گذاری بر روی آنها می تواند به تسکین درد و سوزش و خارش منجر شود .

 

همچنین بی حس کننده ها می توانند به راحتی از مخاط رکتال جذب شده و عوارض ناخواسته ی سمی ایجاد کنند در حالی پوست نواحی ذکر شده چنین جذبی ندارد .

 

تنگ کننده های عروقی با منقبض کردن رگ ها ،‌به تدریج باعث کاهش تورم ، احساس ناراحتی ، خارش و التهاب می شوند ولی به دلیل احتمال بروز عوارض جانبی ناخواسته ، حتی از طریق استفاده  جلدی در بیماریهایی مانند فشار خون بالا ، دیابت ، پرکاری تیروئید ، بزرگی پروستات و بیماران مصرف کننده برخی داروهای اعصاب ( مانند ضدافسردگی ها ) مصرف محدودتری دارند .

 

مواد محافظت کننده ، مانند لانولین ، روغن معدنی ، وازلین و … با ایجاد یک لایه ی پوششی از تحریک و خشکی ناحیه ی آسیب دیده پیشگیری می کنند . در حالی که مواد قابض ، مانند اکسید دوزنگ و کالامین ، با منعقد کردن پروتئین سلول پوست در نتیجه محافظت لایه ی بافت زیرین و کاهش حجم سلول و خشک کردن ناحیه احساس تحریک و سوزش و خارش را تسکین می دهند .

 

از آنجائی که اصولاً در مدفوع میکروارگانیسم های فراوانی موجود است ، مواد ضدعفونی کننده که به طور عمده از رشد میکروب ها جلوگیری می کنند فقط در برخی محصولات ضد هموروئیدی به کار می روند زیرا هنوز در مورد اینکه چقدر می توانند مؤثر باشند ، اختلاف نظر وجوددارد .

 

حتمآ بخوانید هموروئید چیست؟

 

پیشگیری از عوارض هموروئید
ــ تغذیه مناسب. خوردن غذاهای فیبردار و اضافه نمودن ۱ تا ۲ قاشق غذاخوری پودر سبوس به غذا و یا حل آن در ۸۰ اونس آب.
ــ جلوگیری از چاق شدن
ــ ورزش منظم
ــ داشتن شیوه فعال و پر تحرک زندگی
ــ مصرف متعادل مشروبات الکلی
ــ حمام نشسته در آب گرم
ــ پمادهای بی حس کننده موضعی
ــ رعایت جدی بهداشت و نظافت فردی. به علت عدم رعایت نظافت شخصی، از هر ۲ بیمار یکی از آنها دچار حدت بیماری می شود. لازم به توجه است که در ۱mm3 مدفوع انسان سالم در حدود ۱۷ میلیون میکروب وجود دارد. اگر بیمار بعد از توالت رفتن مقعد و اطراف آن را نشوید در حدود ۳-۴mm3 از جرم مدفوع در حاشیه مقعد مانده، موجب حدت دائم و رشد عفونت در آن می شود.

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۳
محمّد امین سرلکی

تصادف پراید در جاده همدان – سنندج  + عکس

عکس ارسالی از کاربران سایت تالاب  میباشد و به همین دلیل متاسفانه خبری از سلامت راننده و سرنشینان در دست نیست. تصادف یک دستگاه پراید  در محور همدان-سنندج رخ داد.
 

تصادف پراید در جاده همدان – سنندج

 
تصادف پراید در جاده همدان – سنندج  + عکس
 
۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۸
محمّد امین سرلکی

 فقط فراموش نکنید: کاکتوس را به اندازه آب دهید!

 

کاکتوسها از جمله جذابترین و متنوعترین گیاهان خانگی هستند. اکثر انواع کاکتوس حتی در دست یک صاحب تازه کار، به راحتی رشد میکنند.
 

هرچند کاکتوسها در تمام مدت سال در گل فروشیها، فروشگاههای لوازم خانگی و حتی سوپرمارکتها به فروش میرسند، اما بهترین فصل تهیه آنها تابستان است.
ممکن است شما هنگام خرید یک کاکتوس جدید به چند مورد زیر هم نیاز پیدا کنید:

 

● گلدان:
در ابتدا، گلدانی برای کاکتوس انتخاب کنید. معمولا زمانی که کاکتوسی را میخرید، مدت زیادی از رشد آن در گلدان فعلی گذشته است و به احتمال زیاد به یک تغییر گلدان نیاز دارد. گلدانی را انتخاب کنید که تنها اندکی از گلدان فعلی بزرگتر باشد زیرا فضای بیش از حد به آبیاری بیش از اندازه منجر میشود. در ضمن توجه کنید که ته گلدان سوراخهایی برای خروج آب اضافه موجود باشد، زیرا بدون وجود آنها، کاکتوس پوسیده و خواهد مرد.

 

● خاک:
خاک کاکتوس، کالای بعدی سبد شماست. بهترین نوع خاک کاکتوس، اصلا برای این گیاه تهیه میشود و در اکثر فروشگاههای لوازم خانگی و باغبانی و گل فروشی موجود است. اگر موفق به تهیه این خاک نشدید، میتوانید با مخلوط کردن یک قسمت خاک گلدان با یک قسمت ماسه و کمی شن برای عبور راحت تر آب، خاک مناسبی تهیه کنید.

 

● تعویض گلدان:
اگر امکان دارد، هنگام تعویض گلدان بهتر است گلدان قبلی را بشکنید و گیاه را از آن خارج نمایید. زیرا خارج کردن کاتوس با بیلچه موجب زخمی شدن ریشه میشود. مقداری خاک کاکتوس تازه در ته گلدان ریخته و کاکتوس را روی آن قرار دهید و اطراف آن را با خاک بیشتر پر کنید.

این کاکتوس تا یک هفته پس از تعویض گلدان نباید در معرض نور شدید آفتاب قرار بگیرد و آبیاری آن نیز باید به اندازه باشد تا بتواند به محیط جدید خو بگیرد. پس از این جابجایی، کاکتوس تنها در صورتی به گلدان دیگر منتقل میشود که این تعویض کاملا ضروری باشد.

پس از تعویض گلدان، مراقبت از کاکتوس ساده ترین کار ممکن است، تنها مورد بسیار مهم این است که بدانید کاکتوس دو فصل دارد، فصل رشد فعال که در طی بهار و تابستان رخ میدهد و فصل استراحت که در پاییز و زمستان است، زمانی که کاکتوسها به خواب زمستانی فرو میرند.

 

● آبیاری:
در طی فصل رشد فعال کاکتوس باید بیش از دوران استراحت آبیاری شود. برنامه خاص و تعریف شده ای برای آبیاری کاکتوس وجود ندارد و برنامه آن به گلدان، خاک، آب و هوا و عوامل مشابه بستگی دارد.

بهترین روش برای تعیین مقدار آب مورد نیاز کاکتوس، این است که گیاه را مدتی با دقت زیرنظر بگیرید. هنگام آبیاری سعی کنید تمام سطح خاک خیس نشود و مراقب خروج آب نیز باشید. دور بعدی ابیاری باید در زمانی باشد که خاک کاکتوس کاملا خشک شده باشد. ساده ترین روش حصول اطمینان از خشکی خاک این است که یک خلال دندان را با احتیاط در خاک فرو کنید، اگر خلال دندان نمناک شد، باز هم یکی دو روز صبر کنید. گیاه در فصل استراحت خود تنها چند هفته یکبار به آبیاری نیاز دارد.

 

● کود:
کاکتوس در طی پاییز و زمستان تنها هر دو تا سه ماه یک مرتبه به کود احتیاج دارد. یک کود کم ازت برای کاکتوس مناسب است. کودهایی که به تدریج در خاک آزاد میشوند نیز برای کاکتوس مناسب هستند، اما این کودها تنها یک مرتبه در بهار به خاک افزوده میشوند.

 

● نور:
کاکتوس به نور فراوان نیاز دارند و قرار دادن آنها در داخل اتاق و پشت پنجره های جنوبی بسیار مناسب است. در صورت ناکافی بودن نور طبیعی، نور مصنوعی نیز میتواند به عنوان مکمل، به کار رود.

 

● دما:
کاکتوسها میتوانند در فصل رشد خود دمای ۳۲ تا ۳۸ درجه را تحمل کنند و بهترین دما در فصل استراحت آنها، ۷ تا ۱۲ درجه سانتیگراد است. این دمایی است که کاکتوس در محل طبیعی زندگی با آن روبرو میشود. هوای سرد در فصل استراحت، میتواند به گل دهی گیاه در فصل رشد منجر شود

 

● مشکلات:
بزرگترین مشکل برای صاحبان کاکتوس، آبیاری بیش از حد است. اما این مشکل تنها با کمی دقت قابل حل است. آبیاری بیش از حد موجب پوسیدگی ساقه و ریشه گیاه میشود و متاسفانه هنگامی که ریشه کاکتوس بپوسد یا حتی پوسیدگی در آن آغاز شود، دیگر نمیتوان گیاه را نجات داد.
آفتهای کاکتوس به نسبه معدود هستند، اما هنگام خرید کاکتوس توجه کنید که حشره ای مشکوک روی آن لانه نکرده باشد. در صورتی که آفات کاکتوس به سراغ گیاه شما آمدند، با اندکی حشره کش میتوانید آنها را از بین ببرید.
 

▪ فقط فراموش نکنید: کاکتوس را به اندازه آب دهید!
▪ کاکتوس عمودی: گلدان مناسب برای این نوع کاکتوس، ظرفی است که دهانه آن به اندازه نصف قد گیاه باشد و بهتر است به جای عریض بودن، عمیق باشد.
▪ کاکتوس گرد: گلدان مناسب این کاکتوس تنها باید ۴ تا ۵ سانتیمتر عریضتر از کاکتوس باشد.
برای جلوگیری از زخمی شدن دست، کاکتوس را با یک ورق روزنامه که چندلا تا زده اید جابجا کرده و برای ریختن خاک در گلدان نیز از یک برگ کاغذ تا شده استفاده کنید.

 

● لایه های خاک کاکتوس:
۱) ریگ ریز
۲)خاک گلدان + ماسه
۳) خزه یا پوست برنج
۴) ریگ یا خرده سفال

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۵
محمّد امین سرلکی

 بنا بر نقل اکثر مفسران، صراط پلی است که بر روی آتش جهنم، به امر خداوند متعال کشیده شده و به نیکوکاران و بدکاران امر می شود که از آن عبور نمایند و بی تردید یکی از سخت ترین حالات قیامت، گذشتن از پل صراط می باشد!

این پل که به امر خداوند ظاهر می گردد بنا به فرمایش امام صادق (ع): اَلفُ سَنَةٍ صُعُودُ، وَ الَف سَنَة هُبوط، و اَلف سَنة حِدال؛ (آن سه هزار سال راه است) که هزار سال آن سربالایی، هزار سال سرازیری و هزار سال مسیر صاف و همواری می باشد و در روایتی دیگر از این امام همام در باب کیفیت گذشتن از روی این پل آمده است که: 
اشخاصی که در دنیا ایمان به اصول دین و فروع آن نداشته اند و یا ایمانشان ضعیف بوده است، پاهایشان در آنجا خواهد لغزید، ولی آنان که در دنیا ایمان قوی داشته و وظایف شرعی و الهی را به نحو احسنت انجام داده اند، به آسانی از آن عبور خواهند نمود، به نحوی که بعضی از مردم مثل برق با سرعت تمام از آن می گذرند و بعضی مانند اسب دونده از آن عبور می کنند و بعضی دیگر به مانند انسان عادی با پای پیاده از روی آن عبور می کنند، و بعضی بر روی دست ها و زانوها و روی شکم (مانند بچه کوچکی که هنوز راه رفتن را یاد نگرفته) از روی صراط عبور می نمایند، و بعضی نیز خود را به پل صراط آویخته و گاهی گوشه های آتش به آن ها اصابت می نماید.

در این پل که بنا بر روایات متعدد از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر می باشد، ایستگاه های بازرسی متعددی وجود دارد که در هر کدام از آن ها چیزی می پرسند و اگر کسی نتواند جواب درستی بدهد، نمی گذارند از آن جا عبور نماید .خداوند در باب این ایستگاه های بازرسی در قرآن کریم می فرماید: وَقِفُوهُم اِنَهُم مَسُلُون؛ آنان را نگه دارید، متوقف سازید، چرا که باید مورد بازرسی و بازپرسی قرار گیرند (صافات: آیه 24)، و از همین روی از حضرت محمد مصطفی (ص) نقل شده است که: در روز قیامت به فرمان خداوند پل صراط کشیده می شود، و آن هفت موقف (ایستگاه بازرسی) خواهد داشت و در هر بازرسی، در مورد چیزی از افراد سوال می گردد که آن سوال ها عبارتند از:
1- از ولایت علی (ع) و محبت اهل البیت (ع)؛
2- از نماز؛
3- از زکات؛
4- از روزه؛
5- از حج؛
6- از جهاد؛
7- از عدل و عدالت.

در ادامه پیامبر (ص) می فرمایند: و در هر موقفی از آنچه می پرسند، اگر نتوانید جواب دهید، از همان جا به جهنم پرتاب می گردید و اگر درست پاسخ دهید، با سرعت زیاد از آن جا عبور می نمایید، و همچنین در روایات متواتری نقل شده است که هنگامی که روز قیامت برپا می گردد و صراط بر روی جهنم گسترانده می شود، هیچ کس نمی تواند از آن عبور کند (به سوال های مواقف صراط پاسخ دهد)، مگر این که جوازی در دست داشته باشد که در آن ولایت امیرالمومنین علی (ع) ثبت شده باشد.

منابع:
1- تفسیر نمونه، ج19: 4.
2- نورالثقلین، ج4: 401؛ ج1: 21.
3- اسرار معراج: 228.
4- آمال الواعظین، ج3: 440، 441، 443.

۰ نظر ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۲
محمّد امین سرلکی

هومن برق نورد بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، در پاسخ به این سوال که با توجه به فراوانی ساخت فیلم‌های کمدی و تکرار این موضوع چه ضربه‌ای به سینما وارد می‌شود گفت: از کسی این سوال را می‌پرسید که سینما نمی‌رود و به خاطر ترافیک و برخی مسائل، خانه را بهتر از هرجای دیگری برای دیدن فیلم می‌داند. پس در مورد سوال شما نمی‌توانم صحبت کنم؛ چون شناخت کافی ندارم و به یکباره حرف اشتباهی می زنم که خوب نیست.

وی افزود: البته در کل می‌توان گفت اگر نتیجه ساخت بیش از حد فیلم‌های کمدی به سمت لودگی هم نرود با تکرار این قضیه بیننده کمتر به سمت سینما می رود و حضورشان سطحی و دم دستی خواهد شد. از طرفی شادی آنها کوتاه مدت می‌شود. این است که خود من نیز تمایل به تکرار ندارم.

وی در پاسخ به این سوال که کارگردان‌ها با وجود بودن بازیگران مستعد در تئاتر کمتر دست به ریسک می‌زنند و از آنها استفاده می‌کنند و مخاطب بیشتر شاهد تکرار بازیگران در سینماست اظهار داشت: البته چند سالی است که این جریان رو به بهبودی است و کارگردان های جوان از بازیگران تئاتر استفاده می‌کنند. همچنین کارگردان های قدیمی هم که در لیست بیننده های تئاتر بودند، از افراد مستعد این حوزه استفاده می‌کنند.

این بازیگر افزود: با وجود اینکه فضا بهتر شده اما کماکان شاهد تکرار نقش اول در فیلم های سینمایی هستیم که این موضوع به بحث فروش و اقتصاد در سینما و جذب مخاطب ربط پیدا می‌کند.

بازیگر «پایتخت» درباره جدیدترین فعالیت خود گفت: مشغول تمرین تئاتری با نام «عاشقیت» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان هستم که فکر می‌کنم برای اواخر تیر آماده شود و روی صحنه برود.

وی اضافه کرد: اشکان خطیبی، بهنوش طباطبایی و رضا یزدانی از دیگر بازیگران این تئاتر هستند.

برق نورد در بخش پایانی صحبت های خود در خصوص علت همکاری با رحمانیان در «عاشقیت» خاطرنشان کرد: ما سال‌هاست عضو گروه رحمانیان هستیم و از طرفی با نوع کار و قلم او به خوبی آشنایی داریم. به این جهت همکاری ما به بهترین نحو شکل می‌گیرد. اگر در تئاتری از رحمانیان هم حضور نداشته باشیم، به علت بازی در فیلم و یا سریال است.

۱ نظر ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۴
محمّد امین سرلکی
اندیشکده رند در پاسخ به چرایی حمایت ایران از سوریه، بر عناصر اهمیت استراتژیک این کشور برای ایران تأکید کرده و تلاش برای مذاکره آمریکا با ایران بر سر مسئله سوریه را بی‌فایده ارزیابی کرد.
صراط:کارشناس مسائل ایران در این اندیشکده مدعی است که نقش ارتباطی سوریه میان ایران و حزب‌الله، ایجاد موازنه قدرت در منطقه و جلوگیری از پیشبرد منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه مهمترین عواملی است که ایران را به حمایت از این کشور وا می‌دارد.

جمهوری اسلامی ایران در درگیری‌های فعلی سوریه به منزله بازیگری است که نقشی حیاتی ایفا می‌کند. ایران حتی پیشتر از روسیه، بزرگ‌ترین حامی رژیم سوریه محسوب می‌شود. روابط تهران با دمشق در طول تاریخ بر منافع استراتژیک مشترک، از جمله خنثی کردن قدرت ایالات متحده و اسرائیل در خاو‌ر‌میانه استوار است. هر دو کشور همچنین برای ایجاد موازنه در برابر دولت‌های معاند عرب، به هم تکیه دارند.

اتحاد ایران و سوریه تا حد زیادی فاقد بعد ایدئولوژیک و مذهبی است. رژیم سکولار سوریه، توسط یکی از اعضای فرقه علوی، اداره می‌شود که ارتباط چندانی با اکثریت شیعه در ایران ندارد. با این حال جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها حکومت دینی در جهان، وابستگی مذهبی اندکی نسبت به رژیم اسد از خود نشان می‌دهد. در عوض، از نگاه تهران، سوریه مزایای استراتژیک زیر را برای ایران دارد: دروازه استراتژیک به سوی جهان عرب، سدی در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل و شاید مهمتر از همه یک پل ارتباطی مهم برای دسترسی به حزب‌الله لبنان است. سوریه همچنین به منزله سپری است برای جلوگیری از بی‌ثباتی داخلی در ایران.

موضع ایران در سوریه کاملاً مشخص است. ایران تمام تلاشش را برای نگاه داشتن بشار اسد بر سر قدرت انجام خواهد داد. اما تهران انقدر باهوش هست که بداند، رژیم اسد ممکن است سقوط کند. از این‌ رو یک گام به جلو رفته و از علویان و سایر اقلیت‌های شبه نظامی آنان حمایت می‌کند، نه فقط به این ‌دلیل که بتواند نفوذش را در سوریه نگاه دارد، بلکه (و از همه مهم‌تر اینکه) برای اینکه بتواند ارتباط خود را به هر نحو با حزب‌الله حفظ کند.

علویان اغلب به عنوان شاخه‌ای از تشیع به حساب می‌آیند، اما نباید تصور کرد که عنصر مذهبی عامل تضمینی برقراری ارتباط میان ایران و سوریه است. برخی از روحانیون شیعه، از جمله بنیان‌گذار روحانی حزب‌الله، امام موسی صدر، ممکن است علویان را به عنوان شیعیان واقعی به رسمیت بشناسند، اما آداب و رسوم مذهبی متفاوت، فقدان روحانیت سازمان یافته و برخی اعتقادات متفاوت، به وضوح آنها را از تشیع رایج در ایران متمایز می‌کند.

روابط نزدیک بین ایران و سوریه، بر پایه موقعیت ژئوپلتیک است نه مذهب. ایران مدت‌هاست که به سوریه به عنوان وزنه تعادلی در مقابل آمریکا، اسرائیل و رقبای عرب خود نگاه می‌کند. جنگ بین ایران و عراق همکاری‌های بین ایران و سوریه را محکم‌تر کرد.

جمهوری اسلامی ایران، به دلیل تلاش‌هایش در جهت صدور انقلاب به دنیای عرب و به طور خاص قدرت‌های بزرگ در جهان عرب، مانند عربستان سعودی، مصر و جنگ با صدام حسین که در طی جنگ مورد حمایت جهان عرب بود، در منطقه دچار مشکلات فراوان شد. سوریه در زمان حاکمیت پدر بشار اسد، یعنی حافظ اسد، تنها کشور خاورمیانه بود که به طور فعالانه در طول جنگ از ایران حمایت می‌کرد. حافظ رژیم بعثی عراق را به عنوان تهدیدی علیه منافع خود می‌دانست. جنگ بین ایران و عراق توان عراق را کم کرد و این کشور را تضعیف نمود در نتیجه سوریه را از حیطه توجه عراق خارج کرد.

جمهوری اسلامی ایران اندکی پس از آن، به عنوان یک قدرت با‌نفوذ در لبنان، یعنی حیاط خلوت سوریه، ظاهر شد. نادیده گرفته شدن حقوق شهروندی شیعیان لبنان، به همراه شور و شوق انقلابی در ایران، به تهران این اجازه را داد تا از طریق کمک به حزب‌الله، نفوذ خود را در لبنان افزایش دهد. حافظ اسد برخلاف پسرش، نسبت به دخالت و درگیری کامل ایران در لبنان تردید داشت اما او به ایران و حزب‌الله لبنان به عنوان وزنه تعادلی در مقابل دشمن اصلی خود یعنی اسرائیل نگاه می‌کرد. سوریه ایران را در جریان جنگ با عراق حمایت کرد و برای بهره‌گیری بهتر از اتفاق میان ایران و حزب‌الله لبنان، سوریه تلاش کرد اتحاد نزدیکی با ایران برقرار کند. هر چند که اختلافات مذهبی میان این دو کشور بسیار بود.

بشار اسد اتحاد بین ایران و سوریه را در دوران حاکمیت پرآشوب خود حتی تا جائیکه پدرش با آن مخالف بود، تقویت کرد. دلیل عمده این‌ کار نقاط ضعف و بحرانی رژیم وی بود، از ‌جمله  به خطر افتادن علویانی که حدود 12 درصد از جمعیت سوریه را تشکیل می‌دادند و اداره حکومت بر اکثریت سنی را بر عهده داشتند که همواره مستعد ایجاد ناآرامی و اختلاف بودند. سرکوب مخالفان، مشروعیت رژیم اسد را به خطر انداخت و حتی آن را بیشتر به ایران، به عنوان دولت حامی رژیم اسد، وابسته ساخت.

علاوه بر ‌این ایران و حزب‌الله از منافع سوریه در مقابل تهدیدات خارجی دفاع می‌کنند. حمله آمریکا به عراق در سال 2003 برای رژیم سوریه به مثابه یک تهدید بود. این رژیم تصور می‌کرد که هدف احتمالی بعدی آمریکا، تغییر رژیم در این کشور است.

دمشق  جنگ حزب‌الله لبنان و اسرائیل را در سال 2006 یک پیروزی برای خود نیز تلقی می‌کرد. برای اولین بار از سال 1973 یک نیروی مسلح عرب توانست در برابر حملات اسرائیل مقاومت کرده و به رغم متحمل شدن تلفات سنگین، آنها را عقب براند. حزب‌الله کاملاً به سلاح‌های ایران و تاکتیک‌های نظامی ایران، که ارزش ایران را در دید رهبر سوریه افزایش می‌داد، متکی بود.

به نظر می‌رسد رابطه امنیتی و نظامی سوریه با ایران پس از این جنگ افزایش پیدا کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، به عنوان قدرتمند‌ترین و مهم‌ترین حامی حزب‌الله، حمایت خود را از طریق آموزش نیرو‌های کلیدی امنیتی و نظامی و کمک به افزایش ظرفیت‌های نظامی این کشور افزایش داد.

 جمهوری اسلامی ایران که به دلیل پی‌گیری برنامه هسته‌ای از نظر منطقه‌ای و بین‌المللی تحت فشار است، نمی‌تواند منتظر باشد که متحد خود را از دست بدهد. سقوط رژیم اسد نه تنها بر توانایی تهران در اعمال نفوذ بر دنیای عرب تأثیر می‌گذارد بلکه موجب کاهش  توانایی آن برای حفظ نظامی حزب‌الله می‌شود.

بسیاری از سلاح‌هایی که از تهران به سوی حزب‌الله روانه می‌شوند از خاک سوریه می‌گذرند. یک راه ممکن دیگر ترکیه است. آنکارا که با تهران بر سر اعمال نفوذ در خاورمیانه رقابت دارد، از عبور هواپیما‌ها و کشتی‌هایی که برای تجهیز سوریه و حزب‌الله (عازم هستند) از درون خاک خود جلو‌گیری می‌کند. ایران همچنین می‌تواند از طریق دریا این سیاست خود را پیش گیرد، اما این کشتی‌های در معرض خطر بازداشت قرار می‌گیرند.

از بین رفتن مسیر سوریه به لبنان می‌تواند مانع از تجهیز دوباره حزب‌الله توسط ایران در جنگ‌های آتی با اسرائیل شود. چنین سناریویی می‌تواند اسرائیل را بیش از قبل بر آن دارد که نه تنها به حزب الله بلکه به تجهیزات هسته‌ای ایران حمله کند. وجود هزاران موشک حزب‌الله که بعضی از آنها می‌تواند تل‌آویو و دیگر شهر‌های مهم اسرائیل را هدف بگیرد، به منزله بهانه‌ای برای انجام اقدام بازدارنده توسط اسرائیل است.

رهبر ایران درگیری‌های داخلی سوریه را موضوعی سیاه و سفید می‌بیند. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، معتقد است رژیم سوریه بخش مهمی از «محور مقاومت: در برابر اسرائیل و خط مقدم مبارزه ایران با آمریکاست.» برخی از مقامات رسمی ایران به موضوع حمایت بی ‌حد و حصر تهران از رژیم اسد به دیده‌ تردید نگریسته‌اند اما به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران سیاست حمایت همه جانبه را اتخاذ کرده است.

این امر ادامه خشونت‌ در سوریه را تضمین خواهد کرد؛ اگر مخالفت‌ها داخلی با جمهوری اسلامی در مورد این سیاست، سوریه نیز به شدت درگیر منازعات خونین خواهد شد. بنابراین به وجود آوردن نیرو‌های شبه نظامی سوری، بر اساس الگوی بسیج در ایران، می‌تواند به ایران کمک کند تا نفوذش را در سوریه بعد از اسد، که توسط اکثریت سنی اداره خواهد شد حفظ کند و مهم‌تر اینکه مسیر ارتباطی خود را برای تجهیز نظامی حزب‌الله، تثبیت نماید.

چشم‌انداز‌ها و سیاست‌های ایران عدم تمایل ایران را برای مذاکره با آمریکا در مورد مسئله سوریه آشکار می‌کنند به ویژه زمانی‌ که آمریکا و متحدانش قصد دارند تا رژیم علوی مسلط بر این کشور را سرنگون کنند. اما تهران ممکن است، در صورتی ‌که تضمین شود سطح قابل توجهی از نفوذش بر سوریه باقی خواهد ماند، ممکن است نسبت به مذاکره تمایل نشان دهد. اما باید توجه داشت که چنین معامله نابرابری ممکن است نفرت کسانی را که در آینده ممکن است بر‌این کشور حاکم شوند، برانگیزد. همزمان افزایش نفوذ ایران در سوریه پس از جنگ، در نهایت می‌تواند موقعیت آمریکا را نه تنها در سوریه بلکه در اکثریت جهان عرب ضعیف‌تر کند.

۰ نظر ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۲
محمّد امین سرلکی

مردم درمورد فقیرترین کشورهای جهان با عنوان جهان سوم یاد می‌کنند اما وقتی از آنها بپرسید اگر جهان سوم وجود دارد، جهان دوم و اول چطور، پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نمی‌کنید. خیلی‌های دیگر هم از این واژه‌ها برای درجه‌بندی وضعیت پیشرفت کشورها استفاده می‌کنند، اینطور که جهان اول در بالاترین درجه و پس از آن جهان دوم و در آخر جهان سوم. اما باید بدانید که همه ی اینها بی‌مفهوم است. برای اینکه این سوءتعبیرات از میان رود، قصد داریم اطلاعات لازم در این زمینه را برایتان فراهم کنیم..
استفاده از واژه‌های جهان اول، دوم و سوم نوع از مُدافتاده جهان از دیدگاه جغرافیای سیاسی در زمان جنگ سرد است.
در زیر به توضیح OWNO از این واژه‌ها اشاره می‌کنیم:

چهار جهان
بعد از جنگ‌جهانی دوم، جهان به دو بلوک و حوزه نفوذی بزرگ با دیدگاه‌های متضاد درمورد دولت و جامعه سیاسی تقسیم شد:
۱- بلوک کشورهای دموکراتیک-صنعتی در حوزه نفوذی امریکایی که جهان اول نام گرفتند.
۲- بلوک شرق یا کشورهای کمونیست-سوسیالیست که جهان دوم نام گرفتند.
۳- سه چهارم باقیمانده از جمعیت دنیا، کشورهایی بودند که با هیچیک از این دو بلوک همردیف نبودند و ازاینرو جهان سوم نام گرفتند.
۴- واژه جهان چهارم که در دهه هفتاد ابداع شد، به ملت‌های ناشناخته‌ (نهادهای فرهنگی) از افراد بومی، ملت‌های جهان اولی که در داخل یا سراسر مرزهای دولت ملی زندگی می‌کردند، اطلاق می‌شد.

ابتدا مدل سه جهان وجود داشت
ریشه این واژه‌ها مشخص نیست. در سال ۱۹۵۲، آلفرد ساوی (Alfred Sauvy)، متخصص آمارشناسی فرانسوی، مقاله‌ای نوشت که در آن جهان سوم را با دولت سوم مقایسه می‌کرد. سایر منابع ادعا می‌کنند که چارلز دو گال (Charles de Gaulle) واژه جهان سوم را ابداع کرد. اما …..
تعاریف
واژه “جهان اول” به کشورهای پیشرفته، سرمایه‌دار (کاپیتالیست) و صنعتی گفته می‌شود، تقریباً بلوک‌ کشورهای هم‌ردیف با ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم با علایق و دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی تقریباً یکسان: امریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و استرالیا.
“جهان دوم” به کشورهای کمونیست-سوسیالیست سابق، کشورهای صنعتی (سابقاً بلوک شرقف حوزه نفوذی اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی)، امروزه روسیه، اروپای شرقی (مثل لهستان) و برخی کشورهای ترک (مثل قزاقستان) و همچنین چین، اطلاق می‌شود.
“جهان سوم” سایر کشورهایی است که امروز تقریباً کشورهای درحال توسعه افریقا، آسیا و امریکای لاتین را در بر می‌گیرد.
واژه جهان سوم شامل کشورهای سرمایه‌دار (مثل ونزوئلا) و کمونیست (مثل کره شمالی) و بسیار ثروتمند (مثل عربستان) و بسیار فقیر (مثل مالی) نیز می‌شود.
کشورهای جهان سوم براساس فاکتورهای مختلفی دسته‌بندی شده‌اند: حقوق سیاسی و آزادی‌های مدنی، درآمد ناخالص ملی و فقر کشورها، رشد انسانی کشورها و آزادی اطلاعات در داخل کشور.

چه چیز باعث می‌شود کشوری جهان سومی باشد؟
باوجود تعاریفی که مدام در حال تغییر هستند، مفهوم جهان سوم کشورهایی را تعریف می‌کند که از مرگ‌ومیر بالای نوزادان، رشد اقتصادی پایین، فقر بالا، استفاده ضعیف از منابع طبیعی و اتکای شدید بر کشورهای صنعتی رنج می‌برند. اینها کشورهای درحال توسعه و از نظر تکنولوژیکی کمتر پیشرفته آسیا، افریقا، اقیانوسیه و امریکای لاتین هستند. کشورهای جهان سوم معمولاً از نظر اقتصادی به کشورهای پیشرفته یا توسعه‌یافته متکی هستند و عموماً بعنوان دولت‌هایی فقیر و بی‌ثبات که رشد جمعیت، بی‌سوادی و مرگ‌ومیر بالا دارند شناخته می‌شوند. یک عامل مهم نبود طبقه متوسط است—میلیون‌ها نفر در طبقه اقتصادی پایین و یک جمعیت بسیار کم از طبقه بالا که کنترل ثروت و منابع کشور به دست آنهاست. اکثر کشورهای جهان سوم بدهی‌های خارجی بسیار بالایی نیز دارند.
چرا ایران یک کشور جهان سوم است؟

احتیاجی به نوشتن در این مورد نیست من پیشنهاد میکنم که به وضعیت روستاها و شهرها مراکز آموزشی وضعیت بهداشت و بیمه و درمان وپژوهش و تحقیقات مدرسه ها و داشنگاهها نگاهی گذرا ولی دقیق بیندازیم و آن را با سایر کشورهای اروپائی و بعضی از کشورهای آمریکائی مقایسه کنیم آنوقت متوجه خواهیم شد که چرا متاسفانه ایران یک کشور جهان سوم است


۰ نظر ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۱
محمّد امین سرلکی

۱ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۴
محمّد امین سرلکی

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۳
محمّد امین سرلکی

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۱
محمّد امین سرلکی

«ویکی‌پدیا چیز ویژه‌ای است. چیزی مانند یک کتابخانه یا پارک همگانی. ویکی‌پدیا همانند معبدی برای ذهن است؛ جایی که همگی می‌توانیم به آن‌جا برویم تا بیندیشیم، بیاموزیم، و دانشمان را به اشتراک بگذاریم.»

— جیمی ولز، بنیان‌گذار ویکی‌پدیا

ویکی‌پدیا دانش‌نامه‌ای است همگانی و آزاد؛ بدین معنی که همه می‌توانند به نوشتن و ویرایش نوشتارهای موجود در آن بپردازند. البته این نوشتارها و ویرایش‌ها باید مطابق با اساس‌نامهٔ ویکی‌پدیا باشند؛ یعنی مطالب بی‌طرفانه و بدون پایمال کردن حق نشر دیگران نوشته شده باشند. مدیریت بررسی نوشتارها توسط خودِ کاربران انجام می‌شود. کسانی که در امر تکمیل این پروژهٔ بی‌پایان مشارکت می‌کنند، به هم‌زبانان خود یاری رسانده‌اند تا در امر گردآوری بی‌همتاترین دانشنامه جهانی سهمی داشته باشند.

دانشنامه ویکی‌پدیا هم‌زمان به بسیاری از زبان‌ها نوشته می‌شود و همکاران آن افرادی از سراسر جهان‌اند و هرکسی می‌تواند به رشد آن کمک کند. این دانشنامه از زمان تولد تاکنون رشد بسیار سریعی داشته و بزرگترین وب‌گاه دانشنامه‌ای با بیش از ۸۰ میلیون بازدید کننده در ماه است و بیش از ۹۰٬۰۰۰ کاربر فعال دارد که بر روی بیش از۱۸٬۰۰۰٬۰۰۰ مقاله به ۲۷۰ زبان کار می‌کنند. در ویکی‌پدیای فارسی تا این لحظه ۴۹۶٬۴۳۷ مقاله وجود دارد و هر روز هزاران کاربر از این دانشنامه بازدید می‌کنند.

شکل و حالت همکاری گروهی که در دانشنامه ویکی‌پدیا ایجاد شده را می‌توان بی‌سابقه دانست. اصول هوشمندانه‌ای که ویکی‌پدیا بر پایه آن‌ها بنا شده باعث شده‌است که این مجموعه از اطلاعات با پویایی دائمی به سوی تکمیل شدن و تکامل پیش برود. ویکی‌پدیا را می‌شود به مثابه انسان بزرگ و خردمند در نظر گرفت که سلول‌های پیکره‌اش از میلیون‌ها انسان فعال تشکیل یافته است.

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۶
محمّد امین سرلکی

بیلبورد مرگ بر آمریکا در شیراز
حضور سعید جلیلی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران درشورای عالی امنیت ملی، در همایش "زنده باد مرگ بر آمریکا" که در 12 آبان 1394 در دانشگاه تهران برگزار شد

مرگ بر آمریکا یک شعار سیاسی رایج در میان برخی احزاب و گروههای سیاسی-مذهبی در برخی کشورهای دنیا است.

این شعار اولین بار در زمان انقلاب سال ۵۷ ایران و سال‌های پس از آن توسط هواداران روح‌الله خمینی رواج یافت[۱]، تا جایی که برخی مقامات ایران، همانند علی اکبر محتشمی شعار مرگ بر آمریکا را «سیاست خارجه ایران»[۲]اعلام کردند[۳]، و سید علی خامنه‌ای خطاب به مردم ایران و رسانه‌ها اعلام کرد:[۴]

کسی مرگ بر آمریکا را به ملت ایران یاد نداد، مرگ بر آمریکا از اعماق جان یکایک مردم برآمد.

البته رهبران جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده‌اند که این شعار مربوط به مردم امریکا نیست و تنها سیاست‌های استکباری امریکا را در نظر دارد. از جمله، رهبر کنونی ایران اعلام کرد:[۵]

{{نقل قول|معلوم هم هست که مراد از «مرگ بر آمریکا»، مرگ بر ملّت آمریکا نیست، ملّت آمریکا هم مثل بقیّه‌ی ملّتها [هستند]، یعنی مرگ بر سیاستهای آمریکا، مرگ بر استکبار؛ معنایش این»[۶]، در مدارس ایران نیز شعار مرگ بر آمریکامرسوم است .[۷]

با اینحال این شعار مختص و ویژه ایران نبوده، و در بسیاری نقاط دیگر دنیا دیده شده است.[۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲]

از سوی دیگر، بسیاری دیگر شعار مرگ بر آمریکا را یک پدیدهٔ آمریکاستیزی دانسته[۱۳] امریکایی ها اسلام را جنگ طلب و موافق با خونریزی می دانند.[۱۴]

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۱
محمّد امین سرلکی

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۵
محمّد امین سرلکی
معاد و بازگشت انسان‌ها به جهان آخرت از جمله مبانی بسیار مهم در دین اسلام است که البته مورد توجه بسیاری از مردم جهان از آیین و مسلک‌های مختلف است ولی شاید اصلا ما آن را از یاد برده‌ایم …
آیه 1 از سوره «انبیاء» از جمله آیات قرآن کریم است که در مورد روز قیامت سخن می‌گوید:


«اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»
" (زمان) حساب مردم نزدیک شده است، در حالی که آنان در بی‌خبری، (از آن) روی گردانند”‌
بر اساس آنچه که از آیات به دست می‌آید باید گفت که:


همه افراد مورد سوال قرار می‌گیرند.
«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ »
"به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سوال خواهیم کرد، (و هم) از پیامبران سوال می‌کنیم”‌(سوره «اعراف» آیه 6)
 تمامی اعمال مورد محاسبه قرار می‌گیرد.
«وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»



"یقینا شما از آنچه انجام می‌دادید، بازپرسی خواهید شد”‌(سوره «نحل» آیه 93)
صریح برخی از آیات قرآن این است که در قیامت، خداوند خود به حساب بندگان رسیدگی می‌کند چنان که می‌فرماید:


فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ وَ عَلَیْنَا الْحِسابُ. سوره رعد/ آیه 40]
تو عهده دار رسالت و ابلاغ احکام الهی به مردم هستی و رسیدگی به حساب آنان به عهده ما است.
و نیز می‌فرماید:


إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ ـ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ.[ سوره غاشیه/ آیه 25 ـ 26]
رجوع آنان به سوی ما است سپس حساب آنان بر ما است.
و نیز می‌فرماید:


إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ.[ سوره شعرا/ آیه 113]
حساب آنان (به عهده کسی) جز خدا نیست اگر درک می‌کردید.
و نیز می‌فرماید:


وَ کَفى بِاللَّهِ حَسِیباً. سوره نساء، آیه 6 و سوره احزاب، آیه 38]
کافی است که خدا حسابرس اعمال بندگان خود باشد.


ولی از برخی از آیات قرآن چنین استفاده می‌شود که در سرای دیگر هر انسانی خود به حساب اعمال خود می‌رسد و نیاز به حسابرس دیگری غیر از نفس انسانی نیست چنان که می‌فرماید:
عمل هر انسانی را ملازم با او ساختیم و روز قیامت آن را به صورت کتابی بیرون می‌آوریم و او آن را گشوده می‌یابد، به او گفته می‌شود کتاب خود را بخوان در این روز کافی است که نفس تو حساب تو را رسیدگی نماید.[ سوره اسراء، آیه 13 ـ 14]


مفاد این آیه با آیات گذشته منافاتی ندارد، زیرا مفاد این آیه این است که در سرای دیگر همه‌ی اعمال انسان به صورت کتابی در برابر دیدگان او نمودار می‌گردد و انسان واقعیت کارهائی را که در دنیا انجام داده است، مشاهده می‌کند و چون واقعیت اعمال در برابر دیدگان او نمودار می‌گردند، جای هیچ گونه انکاری برای او باقی نمی‌ماند و در حقیقت خود بر کرده‌های خود گواهی می‌دهد.
 همه احوال مورد رسیدگی قرار می‌گیرد


«إِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ»
"اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند”‌(سوره «بقره» آیه 284)


 از همه اعضای بدن انسان سوال خواهد شد
«وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ غڑ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُۆَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»
"از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئول‌اند”‌(سوره «اسراء» آیه 36)
از نعمت‌های الهی سوال می‌شود
«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»


"سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشته‌اید بازپرسی خواهید شد”‌(سوره «تکاثر» آیه 8)
سوال در این آیه اگر چه درباره‌ی نعمت‌های الهی است، ولی با توجه به این که از آن با کلمه «نعیم» تعبیر آورده شده است که همه‌ی نعمت‌های الهی را شامل می‌شود و از طرفی همه‌ی آنچه بشر در زندگی خود از آن برخوردار است، نعمت‌های الهی محسوب می‌شوند، بنابراین همه‌ی کار‌های او مورد سوال واقع خواهد شد، زیرا همه‌ی کارهایی که انسان انجام می‌دهد، به گونه‌ای تصرف در نعمت‌های الهی می‌باشد. و در نتیجه این آیه را باید از دسته نخست بشمار آورد.


 تمامی کارها را در هرکجا و به هر اندازه که باشد، حاضر خواهند ساخت
"إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ”‌


"اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد”‌(سوره «لقمان» آیه 16)
در اولین سوال، از نماز خواهند پرسید و به حساب امور مهمی چون؛ جوانی، عمر، راه کسب درآمد و هزینه آن و به ویژه  ولایت خواهند پرداخت و همین بس که خدا، خود حسابرس خواهد بود.
«وَ کَفَیٰ بِنَا حَاسِبِینَ»

"و کافی است که ما حساب کننده باشیم”‌(سوره «انبیاء» آیه 47)

 سۆال درباره قرآن


وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ.[ سوره زخرف، آیه 44]

حقا که قرآن ذکر الهی است که برای تو (پیامبر) و قوم تو نازل گردیده و در آینده (قیامت) درباره آن مورد سئوال قرار خواهید گرفت.

 گواهی‌ها و شهادت‌ها

سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ.[ سوره زخرف، آیه 19]

شهادت‌های آنان نوشته خواهد شد و مورد سوال قرار می‌گیرند.

قتل بی گناهان


وَ إِذَا الْمَوْۆُدَهُ سُئِلَتْ ـ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ.[ سوره تکویر: آیه 8]


هنگامی که از دختران زنده به گور شده (هر مقتول بی گناهی) پرسیده می‌شود که به کدام جرم کشته شد؟
 دروغ‌ها و تهمت‌ها


تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَفْتَرُونَ.[ سوره نحل، آیه 56]

سوگند به خدا، قطعاً درباره افترا‌های شما سئوال خواهد شد.

 راستگوئی راستگویان

لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْکافِرِینَ عَذاباً أَلِیماً.[ سوره احزاب: آیه 8]


تا خداوند از راستی راستگویان سوال نماید و او برای کافران عذاب دردآور آماده کرده است.
البته تخصیص این رشته از موضوعات برای سوال، منافاتی با همگانی بودن آن ندارد، زیرا این قسمت به خاطر اهمیتی که دارند، در لسان وحی به طور خصوص وارد شده است.
اتفاقاً در روایات نیز این تقسیم وارده شده است، برخی از روایات یادآور می‌شود که از همه کارها سوال می‌شود، در حالی که برخی، انگشت روی موضوعات خاصی می‌گذارد مانند:
۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۲
محمّد امین سرلکی

تاریخچه فوتبال

img/daneshnameh_up/d/db/10soccer.jpg 

اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم . فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن قبل از حضرت مسیح علیه‌السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت . 
عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد. 
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزشها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است . 
در ابتدا اختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 1863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد .این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد 
فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائیها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکاییها شده است . 
در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است : 
سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو(TSUCHU)می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند . 
در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتیمتر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراطور ودوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند . 
600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری(KEMARI) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن را هارپاستون(HARPASTON) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود که درونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی آوردند به نام هارپاستیوم(HARPASTIUM) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال درانگلیس به مدرنی امروز برسد . 
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجاییکه نوشته اند درروستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را (غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است) به منطقه دفاعی حریف برسانند . 
( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند ) 
در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش بخصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند . 
250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره بخاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاد نمایند . 
در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریحمحصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام (ساده ترین ورزش) نوشتن شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود . 
(در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهر های دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشور ها رسید ) 

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۴
محمّد امین سرلکی
  •  
  • کبدی

    کَبَدی یا زو یک بازی و ورزش است که در ایران و هند وپاکستان رواج دارد. سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار مسابقات قهرمانی این بازی برای مردان در سطح آسیا برگزار شد.

    ۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۳
    محمّد امین سرلکی
    جامعه > آموزش - وزیر آموزش و پرورش تکلیف تعطیلی پنج شنبه مدارس را برای سال بعد مشخص کرد و قرار شد که دیگر پنج شنبه ها مدارس تعطیل نباشند.

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی اصغر فانی وقتی به عنوان سرپرست آموزش و پرورش انتخاب شد به طور ضمنی مخالفتش با تعطیلی پنج شنبه در مدارس را اعلام کرد.او گفت:قرار بود در روزهای پنج‌شنبه‌ برنامه‌های فوق برنامه و پرورشی در مدارس انجام شود اما هم‌اکنون عملا پنج‌شنبه‌ها مدارس تعطیل هستند در حالیکه پنج شنبه‌ها باید به انجام فعالیت‌های پرورشی، فرهنگی و تربیتی پرداخت؛ باید به تدریج مدارس را به سمتی سوق داد که در روزهای پنج‌شنبه به فعالیت‌های فوق برنامه بپردازند.
    پس از اینکه فانی به عنوان وزیر رای اعتماد گرفت،حدس و گمانهایی برای تعطیلی پنج شنبه ها زده شد و حتی مطرح شد که ممکن است از سال بعد لغو شود، تا اینکه سرانجام او تکلیف تعطیلی مدارس در روز پنج شبه را مشخص کرد.


    طرح جدید
    سرانجام وزیر آموزش و پرروش امروز نحوه تغییرات در طرح تعطیلی مدارس را اعلام کرد. فانی در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد که در سال تحصیلی 93-94 تعطیلی پنج‌شنبه‌ها لغو خواهد شد و به جای آن یک روز جایگزین در هفته دانش آموزان بدون کیف ‌وکتاب به مدرسه می‌روند و فعالیت می‌کنند.
    او گفت: از سال تحصیلی آینده مدارس یک روز از شش روز هفته را به غیر از جمعه پذیرای دانش‌آموزان بدون کیف‌وکتاب هستند که روز این برنامه آزاد در هر یک از مدارس به تشخیص مسئولین آن مدرسه است.
    فانی با بیان اینکه در روز بدون کتاب دانش‌آموزان به فعالیت‌های هنری یادگیری مهارت های زندگی می‌پردازند گفت: کارگروهی از معاونت پرورشی آموزش و پرورش ،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ،معاونت تربیت بدنی، معاونت ابتدایی ومتوسطه ،در حال بررسی این طرح است.
    او یادآور شد که این طرح در ابتدا برای مدارس مقطع ابتدایی و اول متوسطه اجرایی خواهد شد.

    ۰ نظر ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۷
    محمّد امین سرلکی

    باشند.

    بهترین گوشی های هوشمند 2016 با قیمت های مناسب و کارایی بالا:

    1-

    Huawei Honor 4C

    مشخصات گوشی موبایل هواوی آنر سی4 - Huawei Honor 4C حدود 480 هزار تومان

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.0 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (720x1280 پیکسل)
    • پشتیبانی از دو سیمکارت
    • پردازشگر هشت هسته ای
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • رم بالا (2048 مگابایت)
    • دوربین 13 مگاپیکسل

    2-

    Sony Xperia C4

    مشخصات گوشی موبایل سونی اکسپریا سی4 - Sony Xperia C4 قیمت (حدود 760 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.5 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1080x1920 پیکسل)
    • صفحه نمایش با تراکم پیکسل بسیار بالا (401 ppi)
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا (2048 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • دوربین سلفی باکیفیت به همراه فلاش LED
    معایب
    • دوربین اصلی نه چندان خوب

    3-

    Huawei Ascend G7

    مشخصات گوشی موبایل هواوی Ascend G7 - Huawei Ascend G7 (حدود 699 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.5 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (720x1280 پیکسل)
    • پردازشگر چهار هسته ای
    • رم بالا (2048 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • بدنه‌ای فلزی
    • دوربین های اصلی و سلفی با کیفیت
    معایب
    • تراکم پیکسل کم (267 پیکسل در اینچ)
    • استفاده از یک درگاه برای کارت حافظه یا سیمکارت دوم

    4-

    Sony Xperia Z2

    مشخصات گوشی موبایل سونی اکسپریا زد2 - Sony Xperia Z2 (حدود 1میلیون و 90 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.2 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1080x1920 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا (424 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بسیار بالا (20.7 مگاپیکسل)
    • پردازشگر چهار هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • ضد آب بودن گوشی
    • فیلم برداری 4k
    معایب
    • وزن زیاد
    • بلندگوهای ضعیف

    5-

    Huawei P8

    مشخصات گوشی موبایل هواوی پی8 - Huawei P8 (حدود 1میلیون و 90 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.2 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1080x1920 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا (424 پیکسل در اینچ)
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • ابعاد کوچک (5.70x2.84x0.25 اینچ)
    • بسیار باریک (0.25 اینچ)
    معایب

    • باتری قابل تعویض برای کاربر نیست

    6-

    Samsung Galaxy S5 SM-G900FD

    مشخصات گوشی موبایل سامسونگ گلکسی اس5 SM-G900FD (حدود 1 میلیون و 400 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.1 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1080x1920 پیکسل)
    • صفحه نمایش با تراکم پیکسل بسیار بالا (432 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بسیار بالا (16 مگاپیکسل)
    • پردازشگر چهار هسته ای
    • رم بالا (2048 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • ضد آب بودن گوشی
    معایب
    • بدنه پلاستیکی
    • لنز برجسته دوربین

    7-

    Google Nexus 5X

    مشخصات گوشی موبایل گوگل نکسوس 5ایکس - Google Nexus 5X (حدود 1میلیون 120 هزار تومان)

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ ( 5.2 اینچ )
    • کیفیت بالای صفحه نمایش ( 1080x1920 پیکسل )
    • تراکم پیکسل بسیار بالا (423 پیکسل در اینچ)
    • رم بالا (2048 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • سنسور اثر انگشت
    • فوکوس لیزری
    معایب
    • فاقد درگاه microSD برای گسترش ذخیره سازی
    • بدنه از جنس پلاستیک

    10 گوشی برتر و پرچمدار دنیا

    1-

    Samsung Galaxy S7 edge

    مشخصات گوشی موبایل سامسونگ گلکسی اس7 ادج هنوز وارد بازار ایران نشده است

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ ( 5.7 اینچ )
    • تراکم پیکسل بسیار بالا ( 515 پیکسل در اینچ )
    • کیفیت بالای صفحه نمایش ( 1440x2560 پیکسل )
    • مقاوم در برابر آب و گرد و غبار
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا ( 4096 مگابایت )
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • بدنه آلومینیومی
    • کانکتور شارژر USB Type-C
    معایب
    • فعلا ندارد!

    2-

    Samsung Galaxy S7

    مشخصات گوشی موبایل سامسونگ گلکسی اس7 هنوز وارد بازار ایران نشده است

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ ( 5.1 اینچ )
    • تراکم پیکسل بسیار بالا ( 576 پیکسل در اینچ )
    • کیفیت بالای صفحه نمایش ( 1440x2560 پیکسل )
    • مقاوم در برابر آب و گرد و غبار
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا ( 4096 مگابایت )
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • بدنه آلومینیومی
    • کانکتور شارژر USB Type-C
    معایب
    • فعلا ندارد!

    3-

    LG G5

    مشخصات گوشی موبایل ال جی جی5 - LG G5 هنوز وارد بازار ایران نشده است

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.3 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1440x2560 پیکسل)
    • صفحه نمایش با تراکم پیکسل بسیار بالا (554 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بسیار بالا (16 مگاپیکسل)
    • پردازشگر چهار هسته ای
    • رم بالا (4096 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • بدنه بسیار نازک (0.29 اینچ)
    معایب
    • فعلا ندارد!

    4-

    Apple iPhone 6s

    مشخصات گوشی موبایل اپل ایفون 6اس - Apple iPhone 6s قیمت مدل 16GB حدود 2میلیون 300 هزار تومان

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (4.7 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (750x1334 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا (326 پیکسل در اینچ)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • ابعاد کوچک (5.44x2.64x0.28 اینچ)
    • بدنه بسیار نازک (0.28 اینچ)
    معایب
    • فاقد درگاه microSD برای گسترش حافظه ذخیره سازی
    • باتری قابل تعویض برای کاربر نیست
    • پرت اختصاصی

    5-

    Microsoft Lumia 950

    مشخصات گوشی موبایل مایکروسافت لومیا950 - Microsoft Lumia 950 هنوز وارد بازار ایران نشده است

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.1 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1440x2560 پیکسل)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (577 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بسیار بالا (16 مگاپیکسل)
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • ابعاد کوچک (5.59x2.76x0.28 اینچ)
    • بدنه بسیار نازک (0.28 اینچ)
    معایب
    • فاقد درگاه microSD برای گسترش ذخیره سازی

    6-

    BlackBerry Priv

    مشخصات گوشی موبایل بلکبری پریو - BlackBerry Priv

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ ( 5.4 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1440x2560 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا ( 541 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بالا ( 18 مگاپیکسل )
    • پردازنده شش هسته ای
    • رم بالا ( 3072مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • صفحه کلید qwerty کشویی

    7-

    مشخصات HTC One ME قیمت مدل 32GB حدود 1میلیون و 900 هزار تومان

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.2 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1440x2560 پیکسل)
    • صفحه نمایش با تراکم پیکسل بسیار بالا (565 پیکسل در اینچ)
    • دوربین با کیفیت بسیار بالا (20 مگاپیکسل)
    • پشتیبانی از دو سیمکارت
    • پردازشگر هشت هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    معایب
    • باتری قابل تعویض برای کاربر نیست

    8-

    Google Nexus 6P

    مشخصات گوشی موبایل گوگل نکسوس 6پی - Google Nexus 6Pقیمت مدل 64GB حدود 2میلیون و 90 هزار تومان

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (6.0 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1440x2560 پیکسل)
    • صفحه نمایش با تراکم پیکسل بسیار بالا (493 پیکسل در اینچ)
    • نسبت صفحه نمایش به بدنه زیاد (74.03 %)
    • پردازشگر چهار هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • ضد تراوش آب
    معایب
    • فاقد درگاه microSD برای گسترش حافظه ذخیره سازی

    9-

    Apple iPhone 6s Plus

    مشخصات گوشی موبایل اپل ایفون 6اس پلاس - Apple iPhone 6s Plus قیمت مدل 16GB حدود 2میلیون و 700 هزار تومان

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ (5.5 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش (1080x1920 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا (401 پیکسل در اینچ)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • بدنه بسیار نازک (0.29 اینچ)
    معایب
    • فاقد درگاه microSD برای گسترش حافظه ذخیره سازی
    • باتری قابل تعویض برای کاربر نیست
    • پرت اختصاصی

    10-

    Motorola DROID Turbo 2

    مشخصات گوشی موبایل موتورولا دروید توربو2 - Motorola DROID Turbo 2

    مزایا
    • صفحه نمایش بزرگ ( 5.4 اینچ)
    • کیفیت بالای صفحه نمایش ( 1440x2560 پیکسل)
    • تراکم پیکسل بسیار بالا ( 540 پیکسل در اینچ)
    • پردازنده هشت هسته ای
    • رم بالا (3072 مگابایت)
    • پشتیبانی از شبکه پر سرعت تلفن همراه (4G)
    • مقاوم در برار آب
    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۳:۰۶
    محمّد امین سرلکی


    اتویی که مردان را به اتوکشی علاقمند می کند!
    یک شرکت تولیدکننده لوازم خانگی الکترونیکی، اتویی را عرضه کرده است که می تواند مردان را به اتو کشیدن علاقه مند کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، اتوکشیدن لباسها وظیفه ای است که کمتر کسی به آن علاقه دارد اما انجام آن اغلب حتی برای مردان نیز اجتناب ناپذیر است.

    مردان دوست دارند که در کمترین زمان ممکن به بهترین و مطلوب ترین نتیجه دست یابند و به همین دلیل اتویی می خواهند که ظاهری زیبا داشته باشد و به سرعت اتو بکشد.

    شرکت فیلیپس اتویی به نام "اتوی مرد" (Man Iron) برگرفته از نام "مرد آهنی" (Iron Man) را برپایه مطالعاتی که بر روی مردان انجام داده وارد بازار کرده است. برخلاف بیشتر مدلهای موجود در بازار که کاملا به رنگ سفید هستند و بر روی میز اتوهایی با رنگهای متنوع اتو می کشند، اتوی مردان یک ساختار خشن و بزرگ به رنگ سیاه داشته و یک طراحی خطی با جزئیات فلزی دارد.

    این دستگاه پر قدرت، دو هزار و 400 وات توان داشته و مجهز به یک صفحه فلزی ضد خش است که با سبکی بسیار زیادی بر روی پارچه سر می خورد و کمک می کند آقایان بدون سختی و به سرعت لباس خود را اتو بکشند.

    در این اتوی مردان از فناوری بخار نیز استفاده شده که قادر است با هر فشار دکمه، 40 گرم بخار مداوم را سطح لباس جاری کند.

    به گفته فیلیپس، ذرات بخار به عمق پارچه نفوذ کرده و بسیار سریعتر از سایر اتوهای بخار، چروکهای پارچه را از بین می برند.

    این اتو از عملکرد " Extra Steam Boost" برای تقویت بخار برخوردار است که اجازه می دهد در نقاطی که چروکهای پارچه بیشتر بوده و صاف کردن آنها دشوارتر است قدرت پرتاب بخار را به 100 گرم افزایش دهد.

    براساس گزارش لاستمپا، این اتو دارای یک مخزن آب 350 میلیگرمی است. سیم این اتو نسبت به سایر اتوها بسیار بلندتر است که به آقایان اجازه می دهد در جاهایی که پریز برق دم دست نیست با راحتی بیشتری اتو بکشند. این اتو تمام تلاش خود را می کند که آقایان با لباسهای چروک وارد اجتماع نشوند!

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۳:۰۱
    محمّد امین سرلکی
    شادی 75 هزار دلار می ارزد !!
    شاید بتوان شادی را با پول خرید اما بابت آن باید هزینه ای گزاف برابر 75 هزار دلار پرداخت کرد زیرا محققان ثابت کرده اند که میزان شادی با افزایش درآمد افراد تا سرحد معینی افزایش پیدا می کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، "دانیل کانمان"روانشناس دانشگاه پرینستون و برنده نوبل اقتصاد سال 2002 معتقد است پول نمی تواند برای شما عشق بخرد اما در صورتی که درآمد چندان بالایی نداشته باشید می تواند شما را شادتر کند. تحقیقات بر روی هزار آمریکایی نشان داده است که میزان افزایش شادی با سطح درآمد افراد در خطی موازی قرار دارند اما تنها در صورتی که فرد سالی 75 هزار دلار درآمد داشته باشد.

    درآمد بیشتر از این سقف هیچ تاثیری بر میزان شادی افراد ندارد. کانمان به همراه همکارش به بررسی نتایج 450 هزار پاسخ تحقیقات روزانه سالهای 2008 و 2009 گالوپ درباره میزان شادی و رضایت از زندگی پرداخت.

     
    در این تحقیقات از افراد خواسته می شد هر روز میزان شادی خود را بر اساس تجربه احساسات مختلف رضایت، ناراحتی، نگرانی و لذت تعیین کنند. سپس هر فرد باید بر اساس میزان رضایت خود از زندگی امتیازی از صفر تا 10 را به خود اختصاص می داد.

    محققان دریافتند میزان رضایت از زندگی به صورت ثابتی با افزایش درآمد افراد افزایش پیدا می کند. شادی با افزایش درآمد نیز بیشتر می شود اما تنها در صورتی که این درآمد از سالی 75 هزار دلار بیشتر یا کمتر نباشد. برای افرادی که بیش از این درآمد دارند میزان شاد بودن به عوامل دیگری بستگی دارد.

    به گفته محققان شاید 75 هزار دلار خط مرزی باشد که فراتر از آن توانایی انجام کارهایی که می تواند منجر به شادی افراد شود مانند سپری کردن زمان با افرادی که دوستشان دارد، استفاده از اوقات فراغت و جلوگیری از درد و بیماری بدن را از آنها می گیرد.

    بر اساس گزارش تلگراف، محققان اخطار دادند که بحرانهای عاطفی ناشی از تجربیات منفی مانند طلاق یا ابتلا به بیماری در کنار فقر تشدید خواهند شد. به بیانی دیگر شاید پول زیاد نتواند شادی را برای فرد به ارمغان آورد اما بی پولی به طور قطع با دردها و بحرانهای عاطفی در ارتباط است.

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۸
    محمّد امین سرلکی

    بازگشت به زندگی مردی که سرش قطع شد! عکس

     ماجرای عجیب بازگشت به زندگی مردی که سرش قطع شد! 

     

    یک مرد 29 ساله انگلیسی که سال گذشته طی یک تصادف وحشتناک، سرش از ناحیه ستون فقرات قطع شده بود، پس از انجام یک عمل جراحی نادر بطور معجزه‌واری زنده ماند.

     

    به گزارش ایرن ناز، تونی کووان از نیوکاسل در سپتامبر 2014 کنترل خودروی خود را از دست داده با یک تیر تلفن برخورد کرد. قلب وی از کار افتاد و پیش از انتقال به بیمارستان، توسط امدادگران در محل تصادف احیا شد.

     

    بازگشت به زندگی مردی که سرش قطع شد! عکس

     

     
    مهره C2 گردن کووان شکسته و نخاع وی کاملا آسیب دیده بود، بطوری که پزشکان از زنده ماندن وی قطع امید کرده بودند.

    پس از این که اسکن‌ها نشان داد مغز کووان دیگر فعالیت ندارد، تصمیم گرفته شد که دستگاه‌ها را از بدن وی جدا کرده و مرگ قطعی او را اعلام کنند. اما خانواده وی علیرغم جدا شدن کامل سر از ستون فقرات، با این موضوع مخالفت کرده و خواستار عمل جراحی شدند. این در حالی بود که سر کووان تنها بوسیله رگها و بافت‌ها به بدن متصل مانده بود.

     

    پزشکان در یک عمل جراحی نادر، جمجمه کووان را به وسیله یک صفحه فلزی و پیچ و مهره به ستون فقرات متصل کردند. در کمال تعجب، این مرد جوان زنده ماند و اکنون قرار است از مرکز توانبخشی عصبی هاوتورنز در پترلی مرخص شده و به خانه برگردد.

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۵
    محمّد امین سرلکی
    عینک آفتابی و تمایل به فریبکاری!!
    عینک آفتابی تمایل انسان به فریب‌کاری و تقلب را افزایش می‌دهد. عینک آفتابی، موجب رفتار خودخواهانه می شود . نتایج یک تحقیق جدید نشان داده است که نور کم و همچنین استفاده از عینک آفتابی تمایل انسان به فریب‌کاری و تقلب و نیز انجام رفتارهای غیراخلاقی افزایش می‌دهد.
     
    روانشناسان دانشگاه تورنتو در کانادا و دانشگاه کارولینای شمالی در آمریکا مطالعاتی را در این زمینه انجام دادند تا دریابند که آیا تاریکی و نور کم در محیط می تواند عاملی برای تشویق انسان به تقلب کردن یا ایجاد حس خودخواهی در وی باشد؟

    در یک تحقیق گروهی از شرکت کنندگان در یک اتاق کم نور و تقریبا تاریک و گروه دیگر در اتاقی با نور کافی قرار گرفتند. به این افراد ۱۰ دلار داده شد و از آنها خواستند کاری را انجام داده و در ازای آن نیم دلار مزد بردارند. نتیجه این شد که افرادی که در اتاق کم نور این آزمایش را انجام دادند بیشتر در کار خود تقلب کردند و نسبت به کسانی در اتاق روشن تحت آزمایش بودند پول بیشتری برای خود برداشتند.

    در یک تحقیق دیگر نیز مشخص شد کسانی که عینک آفتابی به چشم می‌زنند در مقایسه با افرادی که از عینک عادی با شیشه شفاف استفاده میکنند در تعامل با یک فرد غریبه بیشتر از خود رفتار خودخواهانه نشان می دهند.

    محققان می‌گویند تجربه تاریکی در واقع حس گمنامی را در انسان افزایش می‌دهد و این امر فرد به انجام چنین رفتارهایی ترغیب می‌کند.


    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۴
    محمّد امین سرلکی

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین هیچی رو اعصاب تر از

    صدای Low Battery موبایل وجود نداره ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    تا حالا دقت کردین  خونه ی پسر شجاع رو که از بیرون نشون میدادن

    انگار یه طبقه بود ولی از داخل که نگاه میکردیم دوبلکس بود !

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    تا حالا دقت کردین دقیقا همون روزی که

    ۵ دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    تا حالا دقت کردین اگه عمو زنجیر باف همون اول که بهش گفتن زنجیر منو بافتی

    میگفت نه دیگه مجبور نمیشد آخر کار صدای گاو و خروس و سگ از خودش دربیاره ؟

    یکی نیست بگه مرد حسابی این چه کاریه آخه !

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین اگه سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده

    کل سوالارو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه ، نمره اون بیشتر میشه ؟

    این از قوانین ثابت هستش ، شک نکنید

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین

    همیشه آهنگای توی ماشین یکی دیگه قشنگ ترن ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین وقتی میریم دکتر مریض قبل ما ۳ساعت تو اتاق دکتره

    ولی وقتی نوبت ما که میشه دو ثانیه معاینه میشیم و میاییم بیرون ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین از وقتی تصمیم میگیریم دیگه جواب تلفن و زنگ یه نفرو ندیم

    اون یارو دیگه زنگ نمیزنه و داغ و حسرت جواب ندادن به اون طرف

    روی دلمون میمونه ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین بعضی وقتا اینقدر رو دور بدبیارى هستى که

    اگه بى حرکتم یه جا بشینى ممکنه میز همینجورى بلند بشه بیاد

    پایه شو محکم بزنه به انگشت کوچیکه پات و برگرده سر جاش ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین وقتی پول داری نمیدونی چجوری خرجش کنی ؟

    وقتی هم که پول نداری موقعیت پیدا میشه که نیاز به پول داری ؟

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین به بعضیا که دست میدی

    انگار داری ماهی مرده رو تکون میدی ؟

    خو نمیخوای دست نده …

    تا حالا دقت کردین جدید خنده دار و طنز

    SMS Khandedar

    دقت کردین

    آدم این صحبتای روانشناسا رو که گوش میکنه بدتر روانی میشه ؟

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۱
    محمّد امین سرلکی


    پاچه خواری یا پاچه خاریجوان دلویی اصولا در این دوره و زمانه با آدم هایی برخورد می کنید که همه جوره با شما راه می آیند و یه جورایی برایتان دایه مهربان تر از مادر می شوند بدانید که راسته کار این آدم ها چیزی جز پاچه خاری نیست!
    و باز هم در این روزگار برای این که بتوانید گلیمتان را از آب بیرون بکشید و رابطه ای دوستانه با همه عالم و آدم داشته باشید که در مواقع ضروری به دردتان بخورد، یک راه حل بیشتر ندارید و آن هم پاچه خواری یا پاچه خاری است. (پاچه خاری یا پاچه خواری یعنی خاراندن یا خوردن پاچه است هر جور که میلتان می کشد آن را تعبیر کنید!) پاچه خواری قدمتی بس طولانی دارد و راستش را بخواهید تا آن جایی که ما یادمان می آید پاچه خواری از زمان قل قل میرزا وجود داشته است!
    پاچه خواری در زمان قاجار بیداد می کرد، آن زمانی که پادشاهان قجر فقط و فقط به فکر خودشان و صد البته در حال سیر و سفر کردن بودند و مملکت را به امان خدا ول می کردند، همین جماعت پاچه خواران باعث و بانی بیش از اندازه سر خوش بودن شاهان قجری بودند و آن قدر از نداشته های آن ها تعریف و تمجید می کردند که وجب به وجب مملکتمان را سر چیزهای بیهوده و الکی به باد فنا دادند ... این یک نمونه از پاچه‌خواری دوره قجریان بود. اصولا آدم هایی به سراغ پاچه خواری می روند که زیر دست کسی در حال خم و راست شدن باشند.
    بعضی ها که مادرزاد پاچه خوار به دنیا آمدند و انگاری نافشان را با پاچه خواری بریدند، اصلا نمی شود هیچ کارشان کرد و به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ خیالتان را راحت کنم که راسته کار این آدم ها جز پاچه خواری یا پاچه خاری چیز دیگری نیست، یعنی این آدم ها غیر از پاچه خواری کار دیگه ای بلد نیستند ... اما پاچه خواری چند نوع است:
    - یک نوع از پاچه خواری بسیار ساده است و حتی شاید شما هم از آن در گفت وگوهای ساده روزانه تان استفاده کنید به خصوص در زمان دیدن مافوقتان یا استادتان یا دوستی که در مواقع ضروری به دردتان می خورد. قربانتان بروم، قربان شما ... لطف کردید، منت بر سرما گذاشتید ... خیلی خوشحالم که با شما همکلام می شوم ...! خدا وکیلی شما حاضرید برای مافوقتان جانتان را فدا کنید و قربانی شوید ... همین کلمه قربان شما اگر به عنوان حق شناسی و قدردانی از زحمات کسی نباشد آن هم یک نوع پاچه خواری از نوع ساده اش است!
    - نوع دیگری از پاچه خاری، این است که پاچه خودتان را بخارانید ... چه جوری؟ نمونه اش همین مادرهای بسیار عزیز هستند که هر جا می نشینند از فرزندانشان تعریف و تمجید می کنند. یا خود شما وقتی در جمعی هستید که همه از کارهای خارق العاده ای که در زندگیشان انجام دادند، تعریف می کنند (حالا معلوم نیست واقعا کاری کردند یا نه!) برای این که از دیگران کم نیاورید تا می توانید از خودتان، داشته هایتان و نداشته هایتان (بیشتر) تعریف و تمجید می کنید. اگر شما هم شامل این دسته هستید، مواظب خودتان باشید تا این خود شیفتگی تان یعنی همان خود پاچگی تان کار دستتان ندهد!
    - اگر سری در کتاب ها دارید و گذرتان هر چند وقت یک بار به دیوان اشعار، شاعران قدیم و جدید می افتد و اگر با خواندن یک بیت منظور شاعر را از سرودن شعر می فهمید، بدانید که بعضی از این شعرای عزیز، اشعارشان را فقط و فقط در مدح بزرگان و شاهان زمان خودشان سروده اند و البته دل خوشی هم از زمانه خودشان نداشتند اما شعرهایشان دو پهلو و جوری بوده که نه سیخ را می سوزانده و نه کباب را، یعنی مدح شبیه ذم و ذم شبیه به مدح راسته کارشان بوده ... این هم یک نوع از پاچه خواری است؛ پاچه خواری با مدل پارادوکس ... یعنی این که شما پاچه خواری مافوقتان را جوری می کنید که زیر آبش را هم می زنید!
    - نوع دیگری از پاچه خواری مایه گذاشتن از دیگران است این جوری که شما برای بعضی از مواقع ضروری (توجه کنید ضروری) از دوست گرفته تا غریبه مایه می گذارید و یک جورایی باعث به وجود آمدن رابطه ای صمیمانه بین ۲ نفر می شوید و به تعبیری با یک تیر ۲ نشانه را می زنید، هم کار خودتان را راه می اندازید و هم واسطه خیر می شوید و این جوری نفعی هم به شما می رسد ...
    - جماعتی در حال صحبت کردن از کسی هستند، به عبارتی همکارانتان در حال غیبت کردن از رئیستان یا دوستانتان جلسه غیبت از استادان و ... را به راه انداخته اند و هر کسی برای خالی نبودن عریضه حرفی می زند و وقتی نوبت به شما می رسد، شما قاطعانه و محکم با گفتن نه فک همه را می بندید و به نشانه اعتراض محفل را ترک می کنید؛ به این می گویند پاچه خواری غیر مستقیم یا از راه دور!
    - دست به سینه بودن، مودب بودن، هر چه شما امر کنید همان می شود، زود رفتن و دیر آمدن، مرتب و تمیز بودن، همیشه و در همه حال مراقب اوضاع بودن و ... از کارهایی است که اگر می خواهید پاچه خواری رئیستان را کنید، می توانید به نحو احسن از آن ها استفاده کنید!
    و اگر می خواهید هر جور شده پاچه خواری مافوقتان را کنید، یادتان باشد که در همه حال و همه وقت به یادش باشید، به مناسبت های مختلف برایش پیامک ارسال کنید، هر روز به بهانه های مختلف به سراغش بروید، شده از جیبتان بزنید صبحانه و ناهار و ... مهمانش کنید، برایش درد دل کنید و از غم و غصه در زندگی تان برایش بگویید ... حالا شما می توانید علاوه بر پاچه، مخش را هم بزنید!!!
    نتیجه می گیریم که اصولا پاچه خوارها، آدم های در نهایت بی انصاف و فقط و فقط به فکر خودشان هستند و اصلا یکی از زیر آب زن های حرفه ای هستند که اگر پایش بیفتد زیر آب آن کسی که پاچه اش را خاراندند هم می رنند حالا فرقی ندارد از رئیسشان بگیر تا همسرو ...!!!

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۷
    محمّد امین سرلکی
    بانک جهانی

    خبرگزاری تسنیم: بانک جهانی از ورود ۳.۸ میلیون گردشگر به ایران در سال ۲۰۱۲ با رشد حدود نیم میلیون نفری نسبت به سال قبل از آن خبر داد و اعلام کرد ایران میان ۱۶۶ کشور رتبه ۵۴ را از نظر جذب گردشگر کسب کرده است.

    به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،‌ آمارهای ارائه شده از سوی بانک جهانی نشان می‌دهد ایران در سال 2012 توانسته است 3.834 میلیون نفر گردشگر خارجی جذب کند.

    جذب گردشگر توسط ایران در سال 2012 نسبت به سال قبل از آن 480 هزار نفر افزایش یافته و به‌عبارتی رشد 14درصدی داشته است. ایران در سال پیش از آن 3.354 میلیون گردشگر جذب کرده بود.

    بر اساس این گزارش ایران بین 166 کشور جهان رتبه 54 را از نظر میزان جذب گردشگر در سال 2012 کسب کرده است.

    میان کشورهای جهان، فرانسه بیشترین میزان جذب گردشگر را در سال 2012 داشته است. این کشور توانسته است 83 میلیون گردشگر در این سال جذب کند.

    پس از این کشور، آمریکا با جذب 66.9 میلیون نفر و چین با جذب 57.7 میلیون نفر به‌ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم از این نظر قرار گرفته‌اند.

    برخی کشورها که گردشگر بیشتری نسبت به ایران جذب کرده‌اند عبارتند از: اسپانیا 57.6 میلیون نفر، ایتالیا 46.3 میلیون نفر، ترکیه 35.7 میلیون نفر، آلمان 30.4 میلیون نفر، انگلیس 29.2 میلیون نفر، روسیه 28.1 میلیون نفر، مالزی 25 میلیون نفر، عربستان 14.2 میلیون نفر، مصر 11.1 میلیون نفر، ژاپن 8.3 میلیون نفر، اندونزی 8 میلیون نفر، هند 6.5 میلیون نفر و اردن 4.1 میلیون نفر.

    از جمله کشورهایی که جذب گردشگر کمتری نسبت به ایران داشته‌اند نیز عبارتند از: آلبانی 3.5 میلیون نفر، الجزایر 2.6 میلیون نفر، قطر 2.4 میلیون نفر، آذربایجان 1.98 میلیون نفر، لبنان 1.36 میلیون نفر، پاکستان 966 هزار نفر و تاجیکستان 244 هزار نفر.

    جزایر سلیمان نیز با جذب 4600 گردشگر در انتهای رده‌بندی جهانی قرار گرفته است.

     

             جدول: رده‌بندی کشورها بر اساس جذب گردشگر در سال 2012

    France

    YR2012

    83013000

    United States

    YR2012

    66969000

    China

    YR2012

    57725000

    Spain

    YR2012

    57701000

    Italy

    YR2012

    46360000

    Turkey

    YR2012

    35698000

    Germany

    YR2012

    30411000

    United Kingdom

    YR2012

    29282000

    Russian Federation

    YR2012

    28177000

    Malaysia

    YR2012

    25033000

    Austria

    YR2012

    24151000

    Hong Kong SAR, China

    YR2012

    23770000

    Mexico

    YR2012

    23403000

    Ukraine

    YR2012

    23013000

    Thailand

    YR2012

    22354000

    Canada

    YR2012

    16344000

    Greece

    YR2012

    15518000

    Poland

    YR2012

    14840000

    Saudi Arabia

    YR2012

    14276000

    Macao SAR, China

    YR2012

    13578000

    Netherlands

    YR2012

    11680000

    Egypt, Arab Rep.

    YR2012

    11196000

    Korea, Rep.

    YR2012

    11140000

    Singapore

    YR2012

    11098000

    Croatia

    YR2012

    10369000

    Hungary

    YR2012

    10353000

    Morocco

    YR2012

    9375000

    South Africa

    YR2012

    9188000

    Czech Republic

    YR2012

    8908000

    Switzerland

    YR2012

    8566000

    Japan

    YR2012

    8358000

    Denmark

    YR2012

    8068000

    Indonesia

    YR2012

    8044000

    Romania

    YR2012

    7937000

    Belgium

    YR2012

    7591000

    Ireland

    YR2012

    7550000

    Portugal

    YR2012

    7503000

    Vietnam

    YR2012

    6848000

    India

    YR2012

    6578000

    Bulgaria

    YR2012

    6541000

    Slovak Republic

    YR2012

    6235000

    Australia

    YR2012

    6146000

    Tunisia

    YR2012

    5950000

    Brazil

    YR2012

    5677000

    Argentina

    YR2012

    5585000

    Sweden

    YR2012

    4944000

    Kazakhstan

    YR2012

    4807000

    Nigeria

    YR2012

    4673000

    Dominican Republic

    YR2012

    4563000

    Georgia

    YR2012

    4428000

    Philippines

    YR2012

    4273000

    Finland

    YR2012

    4226000

    Jordan

    YR2012

    4162000

    Iran, Islamic Rep.

    YR2012

    3834000

    Cambodia

    YR2012

    3584000

    Chile

    YR2012

    3554000

    Albania

    YR2012

    3514000

    Puerto Rico

    YR2012

    3069000

    Israel

    YR2012

    2886000

    Peru

    YR2012

    2846000

    Cuba

    YR2012

    2815000

    Estonia

    YR2012

    2744000

    Uruguay

    YR2012

    2711000

    Algeria

    YR2012

    2634000

    New Zealand

    YR2012

    2473000

    Cyprus

    YR2012

    2465000

    Qatar

    YR2012

    2461000

    Kyrgyz Republic

    YR2012

    2406000

    Costa Rica

    YR2012

    2343000

    Andorra

    YR2012

    2238000

    Colombia

    YR2012

    2175000

    Slovenia

    YR2012

    2156000

    Lao PDR

    YR2012

    2140000

    Mozambique

    YR2012

    2113000

    Azerbaijan

    YR2012

    1986000

    Jamaica

    YR2012

    1986000

    Guatemala

    YR2012

    1951000

    Lithuania

    YR2012

    1900000

    Zimbabwe

    YR2012

    1794000

    Panama

    YR2012

    1606000

    Malta

    YR2012

    1444000

    Latvia

    YR2012

    1435000

    Bahamas, The

    YR2012

    1422000

    Lebanon

    YR2012

    1366000

    Guam

    YR2012

    1283000

    Ecuador

    YR2012

    1272000

    Montenegro

    YR2012

    1264000

    El Salvador

    YR2012

    1255000

    Uganda

    YR2012

    1197000

    Nicaragua

    YR2012

    1180000

    Yemen, Rep.

    YR2012

    1174000

    Bolivia

    YR2012

    1114000

    Swaziland

    YR2012

    1093000

    Tanzania

    YR2012

    1043000

    Sri Lanka

    YR2012

    1006000

    Pakistan

    YR2012

    966000

    Mauritius

    YR2012

    965000

    Maldives

    YR2012

    958000

    Luxembourg

    YR2012

    905000

    Aruba

    YR2012

    904000

    Honduras

    YR2012

    895000

    Zambia

    YR2012

    859000

    Armenia

    YR2012

    843000

    Cameroon

    YR2012

    817000

    Rwanda

    YR2012

    815000

    Serbia

    YR2012

    810000

    Nepal

    YR2012

    803000

    Venezuela, RB

    YR2012

    710000

    Iceland

    YR2012

    673000

    Fiji

    YR2012

    661000

    Ethiopia

    YR2012

    596000

    Myanmar

    YR2012

    593000

    Virgin Islands (U.S.)

    YR2012

    580000

    Paraguay

    YR2012

    579000

    Barbados

    YR2012

    536000

    Angola

    YR2012

    528000

    West Bank and Gaza

    YR2012

    490000

    Cabo Verde

    YR2012

    482000

    Mongolia

    YR2012

    476000

    Sint Maarten (Dutch part)

    YR2012

    457000

    Bosnia and Herzegovina

    YR2012

    439000

    Lesotho

    YR2012

    422000

    Curacao

    YR2012

    420000

    Macedonia, FYR

    YR2012

    351000

    Cayman Islands

    YR2012

    322000

    St. Lucia

    YR2012

    307000

    Kuwait

    YR2012

    300000

    Turks and Caicos Islands

    YR2012

    299000

    Haiti

    YR2012

    295000

    Monaco

    YR2012

    292000

    Cote d'Ivoire

    YR2012

    289000

    Belize

    YR2012

    277000

    Madagascar

    YR2012

    256000

    Antigua and Barbuda

    YR2012

    247000

    Tajikistan

    YR2012

    244000

    Suriname

    YR2012

    240000

    Togo

    YR2012

    235000

    Bermuda

    YR2012

    232000

    Benin

    YR2012

    220000

    Brunei Darussalam

    YR2012

    209000

    Seychelles

    YR2012

    208000

    Congo, Rep.

    YR2012

    204000

    Guyana

    YR2012

    177000

    French Polynesia

    YR2012

    169000

    Gambia, The

    YR2012

    157000

    San Marino

    YR2012

    139000

    Mali

    YR2012

    134000

    Samoa

    YR2012

    126000

    Belarus

    YR2012

    119000

    Palau

    YR2012

    119000

    Grenada

    YR2012

    116000

    New Caledonia

    YR2012

    112000

    Vanuatu

    YR2012

    108000

    Bhutan

    YR2012

    105000

    St. Kitts and Nevis

    YR2012

    104000

    Dominica

    YR2012

    79000

    St. Vincent and the Grenadines

    YR2012

    74000

    Sierra Leone

    YR2012

    60000

    Timor-Leste

    YR2012

    58000

    Liechtenstein

    YR2012

    54000

    Tonga

    YR2012

    49000

    Solomon Islands

    YR2012

    24000

    American Samoa

    YR2012

    21600

    Moldova

    YR2012

    11000

    Kiribati

    YR2012

    4900

    Marshall Islands

    YR2012

    4600

    انتهای پیام//*

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۴
    محمّد امین سرلکی

    اتحادیه فوتبال اروپا نسبت به شکایت شبکه قطری از تلویزیون ایران که به صورت مخفیانه و بدون اجازه رقابت‌های یورو 2016 را پخش می‌کرد واکنش نشان داد.

    فوتبال در تلویزیون

    به گزارش ایسنا، رقابت‌های یورو 2016 در فرانسه در حال برگزاری است و شبکه ورزش و شبکه سه ایران هم این رقابت ها را به طور زنده پخش می‌کنند، اما به نظر می‌رسد که پخش بدون مجوز این رقابت‌ها آن هم در ماهواره برای ایران درد سر ساز شده است و اتحادیه فوتبال اروپا به زودی جریمه مالی را برای دو شبکه تلویزیونی ایرانی در نظر خواهد کرد.

    شبکه BEIN قطر امتیاز رسمی این رقابت ها را خریداری کرده است، اما این شبکه تلویزیونی قطری پی برده که چند شبکه تلویزیونی دیگر به صورت مخفیانه این رقابت ها را پخش زنده می‌کنند که بلافاصله با واکنش آنها همراه شد.

    این شبکه تلویزیونی متمول قطری شکایت نامه‌ای را علیه شبکه های (Mauretania TV) موریتانی، شبکه سه ایران و شبکه های تلویزیونی تونس و الجزایر تنظیم کرد و آن را تحویل یوفا داد.

    اتحادیه فوتبال اروپا هم بلافاصله واکنش نشان داد و تاکید کرد که به زودی جریمه‌های را برای شبکه های که تخلف کرده‌اند در نظر خواهد گرفت.

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۹
    محمّد امین سرلکی

    آیا می دانید که : نصف فنجان انجیر کلسیم بیشتری از نصف فنجان شیر دارد.

     

    آیا می دانید که : آواکادوها چربی بیشتری از سایر میوه ها دارد.

     

    آیا می دانید که : میوه های قرمز قلب شما را قوی نگه می دارد.

     

    آیا می دانید که : ویتامین سی موجود در کیوی دوبرابر پرتغال است.

     

    آیا می دانید که : سیب ها در آب شناورند چون 25 درصد آن را هوا تشکیل می دهد.

     

    —————————–

     

    آیا می دانید که : پرتغال ها چشم های شما را سالم نگه می دارند.

     

    آیا می دانید که : میوه های زرد شما را در برابر مریض شدن محافظت می کند.

     

    آیا می دانید که : میوه های سبز به قدرت دندان ها و استخوان های شما کمک می کند.

     

    آیا می دانید که : میوه های آبی و بنفش به حافظه ی شما کمک می کند.

     

    آیا می دانید که : هندوانه شامل 92 درصد آب و حدود 6 درصد قند است.

     

    —————————–

    آیا می دانید که : خوردن یک عدد سیب روش معتبرتری برای بیدار ماندن از خوردن یک فنجان قهوه است.

     

    آیا می دانید که : میوه های خشک کالری بیشتری از میوه های تازه دارند.

     

    آیا می دانید که : برگ های آواکادو برای حیوانات مضر است و میوه هایش ممکن است برای بعضی از پرندگان سمی باشد.

     

    آیا می دانید که : موزها زودتر می رسند اگر آن ها را در یک کیسه ی پلاستیکی در کنار یک سیب و گوجه قرار دهید.

     

    آیا می دانید که : کلم ها مقدار آبشان تقریباً برابر هندوانه هاست. هندوانه 92 درصد آب و کلم ها 90 درصد آب و هویج ها 87 درصد آب دارند.

     

    —————————–

     

    آیا می دانید که : آناناس ها زودتر می رسند اگر آن ها را وارونه روی برگ هایشان قرار دهید.

     

    آیا می دانید که : انگورها برخلاف موزها بعد از چیدن نمی رسند.

     

    آیا می دانید که : یک درخت سیب در سال بیش از 400 سیب می آورد.

     

    آیا می دانید که : سبزیجات سبز تیره شامل ویتامین سی بیشتری از سبزیجات سبز روشن هستند.

     

    آیا می دانید که : یک توت فرنگی متوسط در اطرافش 200 دانه وجود دارد.

     

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۶
    محمّد امین سرلکی

    یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏.[1]

    در باره شراب و قمار، از تو می‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو می‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.

    یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً[2]

    ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.

    یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏[3]

    ای کسانی که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.

    این آیه هم در مدینه نازل شد و حکم قطعی حرمت شراب را بیان کرد. در شأن نزول این آیه گفته اند وقتی که آیه 43 سورة نساء نازل شد. عمر گفت:

    اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا.یعنی خدایا درباره خمر بیانی روشن و کافی... برای ما بیاور چون خلیفه دوم تا آن زمان شراب می نوشید. و بعد این آیه نازل شد. البته درباره شأن نزول آیه فوق نظرات دیگری هم هست. این آیه در سال چهارم هجرت و 17 بعثت نازل شد و خمر به طور قطعی و کامل تحریم شد. البته آیات دیگری نیز در مذمت خمر وجود دارد. در روایتی امام صادق(ع) فرمود:

    مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا وَ قَدْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّهُ إِذَا أَکْمَلَ لَهُ دِینَهُ کَانَ فِیهِ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً إِنَّ الدِّینَ إِنَّمَا یحَوَّلُ مِنْ خَصْلَةٍ ثُمَّ أُخْرَی فَلَوْ کَانَ ذَلِکَ جُمْلَةً قُطِعَ بِالنَّاسِ دُونَ الدِّینِ[4]

    یعنی: خداوند هرگز پیامبری را بر نیانگیخت مگر آنکه می دانست که چون دین او را کامل کند تحریم شرابخواری نیز در آن است. شراب همیشه حرام بوده است. دین از خصلتی به خصلت دیگر تحول می یابد و اگر از ابتدا کامل بود مردم دین را نمی پذیرفتند.

    در اینجا عباراتی را از کتاب  آیات الأحکام (الجرجانی) در ذیل خدمتتان ارائه می نمائیم

    قوله تعالی فی سورة المائدة یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[5]

    یعنی ای گروه مؤمنان اینست و جز این نیست که شراب و قمار و بتان و عمل نمودن به تیرها که عادت اهل جاهلیت بود جهة قمار یا استخاره پلیدیست ناشی از عمل شیطان پس اجتناب کنید از خمر شاید که رستگاری یابید.

    پوشیده نماند که علماء متفقند بر آن که آیت آخر آیتی است که نازل شده است در شأن خمر لیکن اصحاب ما بر آنند که هیچ آیت نازل نشده است که دلالت کند بر تحلیل خمر بلکه هر آیت که در شأن او نازل شده دالست بر تحریم او و حرمت او متفق علیه جمیع شرایع و ادیان است بنا بر آن که مدار تکالیف شرعیه بر عقل است و او مزیل عقل است و جمهور مخالفین بر آنند که خمر در اول اسلام حلال بود»[6] و در آخر حرام شد باین آیت.

    و گویند که چهار آیت نازل شده است در شأن خمر یکی قول خدای تعالی در سوره نحل وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً[7] یعنی و از جمله موهای درختها خرما و انگور فرا می‏گیرید از هر یک ازین میوه‏های شراب که مزیل عقل است و روزی نیکو[8] این آیت نازل شد در مکه و مردم به شرب خمر مشغول بودند و به حلالی می‏خوردند بعد از آن عمر و معاذ و جمعی از اصحاب رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم گفتند ای رسول خدا فتوی ده ما را در باب خمر

    از جهت آن که او زایل کننده عقل است و بر اندازنده مال است پس نازل شد قول خدای تعالی یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ[9] یعنی می‏پرسند از تو ای محمد در باب خمر و قمار بگو در ایشان گناه بزرگست و فایده‏هاست از برای مردم[10] پس بعد از نزول این آیت بعضی می‏خوردند و بعضی نمی‏خوردند بعد از آن عبد الرحمن بن عوف روزی ضیافت کرد جمعی را از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و پیشنمازی کرد یکی ازیشان و در نماز سوره قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ خواند و خواند که اعبد ما تعبدون پس نازل شد:

    قول خدای تعالی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری[11]‏ _ [12]

    بعد از نزول این آیت مردم به شرب خمر کم اقدام می‏نمودند تا آن که روزی ضیافت کرد عتبان بن مالک سعد بن ابی وقاص را با جمعی از اصحاب پس خمر خوردند و مست شدند و شعرها می‏خواندند و با یکدیگر تفاخر می‏کردند سعد شعری خواند در هجو انصار بود پس شخصی از انصار که آنجا حاضر بود زد سعد را به استخوانی طرف دهان شتر و سر او را شکست چنانکه سفیدی سر استخوان‏ او نمایان شد پس سعد شکایت کرد نزد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم پس نازل شد این آیت که إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ الی آخر[13] پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود که اگر قطره از شراب در چاهی افتد پس به جای آن چاه مناره بنا کنند اذان نگویم بر آن مناره و اگر قطره از شراب در دریا افتد پس خشک شود آن دریا و از زمین او گیاه برآید نچرانم آن گیاه هیچ حیوانی را[14] و بعضی محققان گفته‏اند که همه آیات مذکوره دلالت می‏کند بر تحریم خمر چنانکه به اندک تأملی ظاهر می‏گردد و ازین مقدمات معلوم شد که مقصود از آیت مذکوره بیان حکم خمر است و باقی امور تبعیت اوست.[15]

    ۰ نظر ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۰
    محمّد امین سرلکی
    هشتگ چیست و چه کاربردی در اینترنت دارد؟
    کاربرد هشتگ ، هشتگ

    اگر این روزها اصطلاح هشتگ را در شبکه های اجتماعی و اینترنت زیاد شنیده و هنوز معنی آن را نمی دانید، بهتر است این مقاله را بخوانید تا برای استفاده از آن به راحتی بتوانید این اصطلاح را به کار گیرید.

    بازدید : 29,355 نفر

     با تعریف های ارائه شده هشتگ # یک نماد پیشوندی و یکی از تگ های ابرداده است و اگربخواهیم هشتگ را به زبان ساده تر تعریف کنیم، برچسبی است که برای دسته بندی و به اشتراک گذاری پست ها و نظرات درباره موضوعی خاص در سطح جهانی و فراتر از حلقه و فهرست دوستان بکار می رود.

    مدتی قبل مرکز تدوین فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد واژه هشتگ (Hashtag) را که در میکروبلاگ ها و شبکه های اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد، به مجموعه لغات خود اضافه کرد و در توضیح آن نوشت:هشتگ در حالت اسم (در سایت های اینترنتی شبکه های اجتماعی و ابزارها) یک کلمه یا عبارت است که قبل از ترکیب علامت گذاری می شود تا پیام های مرتب یا مشخص با این موضوع شناسایی شود؛ همچنین زمانی که به صورت مجزا به کار می رود، نماد # نیز مورد استفاده قرار می گیرد. 
     
    این مرکز همچنین به یک پست منتشرشده در شبکه اجتماعی توییتر در آگوست 2007 اشاره کرد و آن را نقطه تولد هتشگ خواند. اگر بخواهیم معنی دقیق تری از هشتگ داشته باشیم، آن را کلمه یا عبارتی متشکل از حروف و اعداد می دانند که بین آنها فاصله ای وجود ندارد و در ابتدای آن از نماد # استفاده می شود تا امکان شناسایی این موضوع برای دیگر اعضای شبکه اجتماعی آسان شود. 
     
    هشتگ
     
    هشتگ دقیقا نوعی برچسب است که در شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر، گوگل پلاس، اینستاگرام، VK و... روی موضوعات مختلف زده می شود تا هر زمان که نیاز باشد، بتوانیم مجموعه ای از اطلاعات را در مورد موضوع به خصوصی در اختیار بگیریم. برای مثال اگر قرار باشد نام هفته نامه عصر ارتباط در شبکه های اجتماعی علامت گذاری شود، آن را این گونه می نویسند:AsreErtebat#
    با این اتفاق زمانی که کاربران مختلف مطلبی را به نقل از هفته نامه عصر ارتباط منتشر می کنند یا در مورد این نشریه توضیح می دهند، با کلیک کردن روی هشتگ مذکور می توانید همه آنها را به صورت یکجا در اختیار داشته باشید.
     
    اولین هشتگ
     
    علامت # که از ابتدا متعلق به حوزه فناوری اطلاعات بود، در ادوار مختلف معانی و کاربردهای متفاوتی به خود گرفت. برای مثال در ابتدای دهه 1970 این علامت برای آدرس دهی سریع در زبان برنامه نویسی PDP-11 استفاده می شد. در سال 1978، برایان کرنیگان و دنیس ریچی از # در زبان برنامه نویسی C استفاده کردند تا کلیدواژه های خود را به کمک آن مشخص کنند. پس از گذشت مدتی این علامت در دستگاه های تلفن برای خاتمه دادن به پیام های صوتی مورد استفاده قرار گرفت و سپس به صورت رسمی وارد شبکه IRC شد تا تمام کانال ها و موضوعات این شبکه با علامت مذکور شناسایی شوند.
     
    شبکه IRC باعث شد # بین مردم جهان محبوب تر شود و کریس مسینا یک برنامه نویس حوزه نرم افزارهای متن باز به این نتیجه رسید که می تواند از آن در شبکه اجتماعی توییتر استفاده کند تا موضوعات مختلف را با آن علامت گذاری کند. او نخستین موضوع با این علامت را در 23 آگوست 2007 با این مضمون نوشت:نظر شما در مورد اینکه از # برای مشخص کردن گروه ها استفاده کنیم چیست؟
     
    این نقطه آغاز ورود هشتگ به شبکه های اجتماعی بود و اگرچه در ابتدا توییتر آن را به صورت تخصصی مورد استفاده قرار می داد، اما طولی نکشید که دیگر پلتفرم ها نیز از آن استفاده کردند تا کاربرانی که هیچ آشنایی با یکدیگر ندارند، آسان تر بتوانند پیرامون یک موضوع با همدیگر صحبت کنند.
     
    هشتگ
     
    ایجاد هشتگ
     
    اگر شما هم یکی از اعضای شبکه های اجتماعی هستید، به طور قطع با هشتگ برخورد کرده اید. پلتفرم های اجتماعی از این کاربرد برای آگاهی بخشی بیشتر در مورد موضوعات مختلف استفاده می کنند و نتایج حاصل از یک مطالعه جدید نشان داده است که در 25 درصد موارد موضوعی که هشتگ گذاری شده، به اشتباه در زمینه دیگر مورد استفاده قرار می گیرد و به همین دلیل بهتر است که نحوه ایجاد هشتگ به درستی آموخته شود. 
     
    یک هشتگ می تواند کلمه معمولی، مخفف، اصطلاح، ترکیبی از عدد و حروف یا عبارت باشد. اگر قرار است یک جمله یا عبارت را در زمینه خاص هشتگ گذاری کنید، توجه داشته باشید که ین کلمه از هیچ فاصله ای نمی توان استفاده کرد. تمامحروف و اعداد باید پشت سر هم نوشته شوند و به جز علامت # که در ابتدای موضوع مورد نظر قرار می گیرد، می توان داخل آن نیز علایم دیگر را به کار برد. تمامی هشتگ ها در شبکه های اجتماعی مختلف با علامت # آغاز می شوند و پس از آن بدون هرگونه فاصله عبارت موردنظر با قانونی که گفته شد، آورده می شود.
     
    تمامی کاربران اجازه دارند انواع هشتگ ها را با موضوعات متفاوت ایجاد کنند و شما نیز می توانید یک یا چند هشتگ در زمینه های مختلف داشته باشیدعبارتی که به این صورت برچسب گذاری شده است می تواند بخشی از یک متن باشد که شما آن را نوشته اید و از این طریق می کوشید موضوع موردنظر را پررنگ تر جلوه دهید.
     
    به هر حال، هنوز هیچ مرکز پلیس اینترنتی راه اندازی نشده است تا اوضاع هشتگ ها را ساماندهی کند و به همین دلیل از نظر فنی هیچ محدودیتی برای ایجاد موضوعات مختلف در این زمینه وجود ندارد. اما برای این کار مطمئن شوید که موضوع موردنظر شما قبلا هشتگ گذاری نشده باشد و به عبارت دیگر، موضوعی را با علامت # برچسب بزنید که اختصاصی و واحد باشد و کاربران دیگر را دچار گمراهی کند.
     
    با توجه به اینکه هشتگ می تواند مخفف یک عبارت یا چند کلمه پشت سر هم باشد، سعی داشته باشید که این کار را به دقت انجام دهید و موضوعی را درنظر بگیرید که کاربران برای خواندن آن با مشکل مواجه نشوند. خوانا بودن هشتگ ها از مهم ترین مواردی است که می تواند خوانندگان زیادی را جمع کند و اطلاعات مختلف پیرامون آن جمع آوری شود.
    در برخی شرایط یک هشتگ برای اتفاق خاصی به وجود می آید که پس از گذشت مدتی اهمیت خود را از دست می دهد و دیگر مطلبی پیرامون آن نوشته نمی شود که امکان از بین بردن آن وجود دارد. همچنین برخی مطالب می توانند دو یا چند هشتگ را شامل شوند که البته گفته می شود این اتفاق خواندن مطلب را دشوارتر می کند و مخاطب را با مشکلات فراوان مواجه می کند.

    هشتگ های ارزشمند
     
    نتایج حاصل از آخرین مطالعات نشان داده است 70 درصد هشتگ های موجود در شبکه های اجتماعی مختلف را کاربران موبایلی ساخته اند و 30 درصد بقیه نیز از طریق رایانه های رومیزی و لپ تاپ ها ایجاد شده است. 
     
    در توییتر، مطالبی که هشتگ گذاری شده اند، 55 درصد بیشتر از دیگر مطالب بازنشر می شوند و بیش  از 50 درصد کاربران اگر مطلع باشند که هشتگ موردنظر از طرف شرکت های تبلیغاتی ارایه شده است و برای آنها منفعت دارد، به صورت مجدد آن را انتشار می دهند. این بررسی که در مرکز Online Circle انجام شده است، نشان می دهد که کاربران به ترتیب در کشورهای آمریکا، برزیل، بریتانیا، هلند، مکزیک، کانادا، استرالیا، ژاپن، شیلی و اندونزی بیش از دیگران از هشتگ استفاده می کنند و موضوعات خود را در شبکه های اجتماعی یا دسته بندی و علامتگذاری ارایه می دهند.
     
    کارشناسان مرکز Online Circle در بررسی های خود متوجه شدند که چرا کاربران شبکه های اجتماعی تا این حد به هشتگ گذاری علاقه دارند و ترجیح می دهند موضوع موردنظر خود را با اتیکت های مجازی متمایز کنند. دلایل این اتفاق در شش بخش زیر آورده شده است:
    - از این فرایند استفاده می کنند تا یک موضوع را داغ کنند یا آغاز یک گفت و گوی اینترنتی را باعث شوند.
    - از آن برای رقابت هرچه بیشتر استفاده می کنند. زمانی که یک موضوع با # متمایز می شود، افراد مختلف می توانند در زیرمجموعه آن نظرات خود را اعلام کنند
    - فضایی برای میزبانی از گفت و گوهای اینترنتی به وجود می آورند. 
    - می توان از این طریق اطلاعات  با موضوع خاصی را به صورت یکجا دریافت کرد. 
    - برای سازماندهی توییت ها و مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی از آن استفاده می شود.
    - افزایش تعداد هواداران یا دوستان در شبکه های اجتماعی 
    شما می توانید در سایت های hashtags.org و wthashtag.com هشتگ های رایج و پربیننده را مشاهده کرده و اطلاعات بیشتری درخصوص معنی و چگونگی استفاده از آنها کسب کنید.
    ۱ نظر ۰۴ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۳
    محمّد امین سرلکی
    بلندقدترین و کوتاه قدترین مردان جهان در مراسم سالگرد گینس، کتاب رکوردهای جهان، همدیگر را در پایتخت انگلیس، دیدند و عکس های یادگاری انداختند. «سلطان کوسن»، کشاورز و اهل آنکاراست که با هشت فوت و یک اینچ، بلندقدترین مرد جهان است. «چاندرا دنگی»، اهل روستایی دورافتاده در نپال، نیز با بیست و یک و نیم اینچ قد، کوتاه قدترین مرد جهان است. این زوج عجیب، در مراسم شصتمین سالگرد کتاب گینس که در لندن برگزار شد، همدیگر را ملاقات کردند.
    ۰ نظر ۰۴ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۶
    محمّد امین سرلکی

    گر جزو فن‌بوی‌های اپل و محصولات این شرکت هستید و نمی‌توانید تحمل کنید کسی به ساخته‌های جابز توهین کند، توصیه می‌کنم همین حالا از خواندن ادامه‌ این متن صرف نظر کنید. هر چند این متن درباره بدی‌های محصولات اپل نیست و قصد زیر سوال بردن کیفیت محصولاتی مانند آی‌فون یا آی‌پد را ندارد اما باز هم ممکن است عده‌ای از خواندنش برداشت اشتباه داشته باشند.

    یک چیزهایی در دنیا هستند که وقتی خیلی معروف شدند و جوشان همه را گرفت، عیب و ایرادهایشان پنهان می‌شود و کسانی که خودشان وارد جو شده‌اند، قرارداد ناگفته‌ای دارند که این ایرادها را از کسانی که وارد جو نشده‌اند پنهان کنند! درست مثل خیلی از کسانی که می‌روند خارج و آن‌قدر تعریف می‌کنند که بقیه دهن‌شان آب می‌افتد و بهشت جلو چشم‌هایشان به تصویر درمی‌آید و وقتی می‌روند آن‌طرف با مشکلاتی برخورد می‌کنند که فکرش را هم نمی‌کرده‌اند.

    غرض این بود که بگویم این محصولات سیب گاززده‌ آمریکایی هم چنین داستانی دارد. من هم جزو همان کسانی هستم که بدون دانستن یک سری چیزها به سراغ اپل رفتم و بعد از وارد شدن به حلقه‌ اپلیون تازه چشمم به روی چیزهایی باز شد که آرزو می‌کردم کاش کسی به من می‌گفت!

    آی‌فون، آی‌پد و آی‌پاد تاچ جزو محصولاتی هستند که تحولی در زمینه طراحی وسایل هوشمند همراه ایجاد کردند. همه تلاش اپل بر این بود که کاربری محصولات‌اش را هر چه بیشتر کاربرپسند کند. سیاست اپل برای گذاشتن تنها یک دکمه روی گوشی آی‌فون در این راستا بود که همه بتوانند راحت با این گوشی کار کنند و دیگر از دکمه‌های متعدد و گیج‌کننده خبری نباشد. این دستاورد بسیار مهم دنیا را برای کاربران عام زیباتر کرد.

    اما این حرکت اپل کاملا ظاهرسازی است. در پس این محصولات هوشمند سیاستی وجود دارد که نتیجه‌اش یک محصول ناقص‌الخلقه و پر از ایراد است. این محصول نه تنها به ساده‌تر شدن کار کاربرها کمک نمی‌کند، بلکه بعضی وقت‌ها به شعورشان هم توهین می‌کند و کاری می‌کند که کسانی که سطح متوسطی از سواد اینترنتی و رایانه‌ای نداشته باشند، نتوانند از آی‌فون‌ها و آی‌پدهایشان کار بکشند. نام این محصول «آی‌تیونز» (iTunes) است.

    هر کابری که بخواهد با آی‌فون و آی‌پدش کار کند و رویشان فیلم و آهنگ و غیره بریزد ناگزیر به نصب یک نسخه از این نرم‌افزار درب و داغان است. اگر می‌خواهید از عمق فاجعه با خبر شوید کافی است جست‌وجوی کوتاهی در گوگل با عنوان I hate iTunes انجام بدهید و ببینید کاربرهای این نرم‌افزار در سرتاسر دنیا راجع به آن چه می‌گویند.

    البته اگر I Like iTunes را امتحان کنید، متوجه می‌شوید جایی وجود ندارد که واقعا کاربرها آی‌تیونز را دوست داشته باشند و گوگل شما را باز هم به صفحاتی که آدم‌ها آی‌تیونز را دوست ندارند می‌برد. اما حالا ببینیم این آی‌تیونز چیست و به جز ایرادهای بنیادی مثل گرفتن بی‌خود و بی‌جهت حافظه‌ سیستم عامل، هنگ کردن‌های متعدد و واسط کاربری زشت سردرگم‌کننده‌اش چرا این‌قدر بد است؟

    نقل و انتقال فایل‌ها ممنوع!
    ساده‌ترین حقی که من به عنوان یک کاربر گوشی همراه به گردن شرکت سازنده دارم این است که بتوانم به راحتی فایل‌هایم را روی گوشی بریزم و جابه‌جا کنم. اپل و آی‌تیونز این حق را به کلی از من گرفته‌اند. کلا این داستان که گوشی را با کابل USB بزنم به رایانه و رویش فایل بریزم با محصولات اپل به کلی منتفی است. برای انجام این کار باید خودم را به تیغ آی‌تیونز بسپارم. اول باید آی‌تیونز را روی PC نصب کرد. این نرم‌افزار چیزی به نام Copy یا Move (و دیگر چیزهایی که همه بلندند!) ندارد. بلکه همه چیز را Sync می‌کند.

    یعنی وقتی بخواهید نرم‌افزاری روی گوشی بریزید، باید این نرم‌افزار در آی‌تیونز موجود باشد. سپس آی‌تیونز چک می‌کند که آیا همه نرم‌افزارهایی که دارد با نرم‌افزارهایی که در گوشی هست جور در می‌آیند یا نه؟ اگه آی‌فون چیزی کم و کسر داشت بهش اضافه می‌کند و اگر زیاد داشت کم می‌کند! به عبارت دیگر اگر من گوشی‌ام را به آی‌تیونزی که روی رایانه محل کارم نصب شده بشناسانم و چیزی رویش نصب کنم، وقتی برگردم خانه و گوشی را با آی‌تیونز خانه که آن نرم‌افزار را نداشته هماهنگ کنم نتیجه این است که نرم‌افزاری که صبح در محل کار نصب کرده‌ام از گوشی پاک می‌شود زیرا آی‌تیونز خانه آن را ندارد.

    البته گزینه‌ای برای انتقال نرم‌افزارهای خریداری شده به کتابخانه‌ی آی‌تیونز وجود دارد اما اگر دست برقضا یادم برود اول نرم‌افزارها را منتقل کنم، بعد گوشی‌ام را Sync کنم، کلا این نرم‌افزارها می‌پرند! خدایی‌اش شما به این می‌گویید کاربرپسند؟

    تازه مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود. تعداد رایانه‌هایی که شما می‌توانید رویشان آی‌تیونز نصب کنید و گوشی یا تبلت‌تان را به آن معرفی کنید، محدود به عدد پنج است. یعنی این طور نیست که هر جایی رفتید بتوانید با گوشی‌تان کار کنید و رویش فایل بریزید.

    یکی دیگر از چیزهایی که اپل از شما می‌گیرد قابلیت مدیریت فایل‌هاست. مثلا در حالت عادی نمی‌شود یک فایل PDF روی گوشی آی‌فون منتقل کرد و آن را با نرم‌افزار پیش‌فرض خواندن فایل‌های PDF یعنی iBooks خواند! باور کنید این عمل ساده که همه‌ گوشی‌های دنیا انجام می‌دهند با سیاست‌های عجیب اپل امکان‌پذیر نیست. پس از نیم‌ساعت سر و کله زدن با آی‌تیونز و سر در نیاوردن از واسط کاربری عجیب این نرم‌افزار وقتی موفق نشدم بفهمم فایل PDF را چطور می‌شود روی گوشی کپی کرد احساس حماقت عجیبی بر من غلبه کرد.

    وقتی در گوگل در این باره جست‌وجو کردم دیدم این احساس بین میلیون‌ها نفر مشترک است. چون آی‌تیونز واقعا امکان چنین کاری نداشت. راهنماها گفته بودند باید فایل PDF را حتما دانلود کنید تا iBooks آن را بشناسد! بعد فهمیدم باید نرم‌افزارهای مخصوصی را بگیرم و نصب کنم تا بتوانم مثل همه گوشی‌های دیگر دنیا فایل PDF را روی آی‌فون بریزم.

    انحصارطلبی اپل تا این حد پیشرفته است که حتی نمی‌گذارد یک mp3 را روی گوشی‌تان تبدیل به زنگ موبایل بکنید. برای این کار حتما باید جناب آی‌تیونز در جریان باشند و ایشان اجازه‌ Sync شدن را بدهند! این داستان‌ها برای فیلم و آهنگ و دیگر فرمت‌ها هم صدق می‌کند. اگر بخواهید فرمت‌های مختلف را روی گوشی‌تان داشته باشید مجبور به خریدن نرم‌افزار از فروشگاه اپل هستید. همه این مشکلات راه دارند اما برای قدم گذاشتن در این راه باید جیبتان را خالی کنید.

    بلوتوث بازی ممنوع!
    چند دفعه شده که با دوستان دور هم جمع شده‌اید و کلیپ‌ها و زنگ‌های موبایل بامزه با بلوتوث برای هم فرستاده‌اید؟ می‌دانید اپل این حق را از کاربرهایش سلب کرده است؟ اگر آی‌فون یا آی‌پد داشته باشید فقط و فقط محکومید تا با آی‌فون‌ها و آی‌پدهای دیگر بلوتوث رد و بدل کنید.

    وقتی دوستان دارند با گوشی‌های آندرویددار و ویندوزدار و... تند تند برای هم کلیپ خنده‌دار بلوتوث می‌کنند شما باید بنشینید و نگاه کنید و ادای پز دادن دربیاورید که من اپل دارم. واقعا چرا آدم با یک گوشی 900 هزارتومانی نباید بتواند بلوتوث با دوستانش رد و بدل کند؟

    فلش ممنوع!
    این داستان پشتیبانی نکردن iOS از فلش بسیار قدیمی است. اپل به بهانه اینکه فلش خیلی سوراخ امنیتی دارد، نمی‌گذارد مرورگرهایش فایل‌های فلش را باز کنند. این روزها هم که همه سایت‌ها به نوعی فلش دارند. به همین دلیل یا باید نسخه‌های ویژه iOS سایت‌های مورد نظرتان را ببینید یا صفحات ناقص آن‌ها را بارگذاری کنید که علامت پلاگین خالی فلش در همه جایشان نقش بسته است.

    فلش سوراخ امنیتی دارد، قبول. اما با این همه کرک‌ها و جیل‌بریک‌های ریز و درشتی که برای محصولات اپل آمده، ظاهرا فقدان فلش جلوی نفوذهای امنیتی را نگرفته است. از آن طرف چند نفر را می‌شناسید که گوشی آندرویددار داشته باشند و از حفره‌های امنیتی‌شان شاکی باشند؟

    خرید ممنوع!
    یکی از کارهایی که آی‌تیونز می‌کند این است که می‌شود با کمک آن به فروشگاه نرم‌افزار یا همان اپ‌استور وارد شد و خرید کرد. اما برای خرید باید حساب کاربری داشته باشید. یکی از نکات جالب این حساب کاربری این است که باید آدرس یک کشور غیرایران را بدهید چون اپل ایران را تحریم کرده است. کشورهای مختلف حساب کاربری و فروشگاه‌شان جداست. مثلا اگر شما یک کارت هدیه از کانادا داشته باشید، باید حساب کاربری‌تان مربوط به کانادا باشد تا بتوانید آن را خرج کنید.

    اگر حساب کاربری‌تان را با آدرس کانادا ثبت کنید دیگر اپل در فروشگاه آمریکا راهتان نمی‌دهد! محتویات اپ‌استور کانادا با اپ‌استور آمریکا فرق دارد و مثلا بعضی از نرم‌افزارهایی که در اپ‌استور آمریکا رایگان است در اپ‌استور کانادا پولی است! هیچ راهی هم ندارد که بشود کشور محل سکونت را عوض کرد. باید یک حساب کاربری دیگر بسازید. این شاهکار هم جزو ویژگی‌های کاربرپسند اپل است.


    حافظه اضافی ممنوع!
    وقتی آی‌پد 16 گیگابایتی خریدید تا آخر دنیا محکوم به این هستید که از همان 16 گیگ استفاده کنید. در این دنیای جدید که همه دستگاه‌های الکترونیکی کارت حافظه می‌خورند و به راحتی می‌شود حافظه گوشی‌های همراه را زیاد کرد چرا آدم باید یک میلیون تومان پول بدهد به گوشی‌ای که فقط 16 گیگ فضای ذخیره اطلاعات دارد و هیچ جور هم نمی‌شود به آن فضا اضافه کرد؟ اگر بخواهید چند آلبوم موسیقی روی گوشی بریزید و دست برقضا چند عدد بازی با حجم بالا هم داشته باشید، یعنی گوشی‌تان پر شده و باید خالی‌اش کنید. حجم نرم‌افزارهای اپ‌استور روز به روز اضافه می‌شوند اما حافظه آی‌فون و آی‌پد محدود است.

    دردسرهای داخلی
    از همه این‌ها که بگذریم، می‌رسیم به بحث کاربردهای داخلی این محصولات. همان‌طور که می‌دانید اپل  نمی‌گذارد ما از سرویس‌هایش استفاده کنیم. اگر بخواهید چیزی از فروشگاه اپل بخرید، اپل پول شما را قبول نمی‌کند. در این گیر و دار واقعا نمی‌دانم آن دسته از افرادی که سنگ اپل به سینه می‌زنند و ادعا می‌کنند باید به این شرکت وفادار ماند و محصولاتش را خرید، چه توجیهی برای این واقعیت دارند که اپل پول ما را اصلا قبول نمی‌کند؟ حتی به‌روزرسانی برنامه‌های رایگان هم برای ما امکان‌پذیر نیست.

    اگر بخواهید چیزی از اپ‌استور بگیرید (چه رایگان یا غیررایگان) باید کلی تکنیک بزنید که اپل نفهمد IP شما از ایران است. وقتی می‌شود به راحتی در بازارهای گوشی‌های غیر iOSدار خرید کرد و این گوشی‌ها هر روز همه چیزشان را به‌روز می‌کنند آدم چرا باید این همه دردسر برای خودش بخرد؟ آن هم با این قیمت‌های نجومی؟

    پول بده آش نخور
    بحث من در مورد کیفیت گوشی‌ها و تبلت‌های اپل نبود. بحث فقط سر سیاست‌های عجیب اپل بود که چطور باعث اذیت و آزار کاربرها می‌شود. می‌دانم که بسیاری از کاربرها از جمله خود من بعد از مدتی به این اذیت و آزارها عادت می‌کنند. اما انسان به هر چیزی می‌تواند عادت کند.

    واقعیت این است که با خریدن آی‌فون یا آی‌پد از کلی امکانات دیگر محروم می‌شویم. یقین دارم اگر مایکروسافت محصولی داشت که یک صدم آی‌تیونز اشکال داشت و انحصار طلبانه بود میلیون‌ها اعتراض و بد و بی‌راه نثارش می‌شد. اما وقتی یک محصول اپل می‌خرید تا به آی‌تیونز وصلش نکنید، حتی روشن هم نمی‌شود! اما چون اپل است کسی صدایش درنمی‌آید.

    iSad
    5 اُکتبر 2011 که می‌شد، اواسط مهر ماه سال 90، یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدیم دنیا شده است استیو جابز. خیلی‌­ها بودند که استیو جابز را نمی‌­شناختند و بسیاری هم بودند که می‌دانستند استیو‌جابز کیست امادر عرض یک روز، همه این دو گروه تبدیل شدند به طرفداران استیو جابز.
    اپل بازان و دیگر دوستداران آی­‌تی ناراحت بودند و هر جا می‌­­رفتی سخن از استیو بود.در سایت های اجتماعی همه عکس­‌های خودشان را به عکس استیو جابز تغییر دادند و همگی استیو جابز شدند، جملات کوتاه و خلاقه درباره او می‌گفتند و می‌‌سرودند.
    اول سایت­‌ها و وبلاگ­‌ها، بعد روزنامه و مجلات این خبر را منتشر کردند. کم کم استیو جابز تا روی شیشه مغازه‌ها و شیشه عقب ماشین‌ها و تی­‌شرت جوان­‌ها هم آمد. همه جا سخن از او بود و همه درباره تاثیری که او در جهان ما گذاشته حرف می‌د­زند. حتی آنهایی که اصلا نمی‌دانستند سیستم عامل اپل چیست و چه فرقی با ویندوز دارد. جوگیری آن قدر زیاد بود که یکی از پیامک‌­های آن روزها این بود:  «خانواده استیو جابز ضمن تشکر از همدردی و همدلی ایرانیان از آنها خواستند تا به زندگی عادی خود بازگردند!»

    ۱ نظر ۰۴ تیر ۹۵ ، ۲۲:۵۸
    محمّد امین سرلکی

    دعاى جوشن کبیر

    این دعا در کتاب هاى بلد الامین و مصباح کفعمى آمده، از حضرت سیّد الساجدین علیه السّلام، از پدر ایشان از جدّ بزرگوارش حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت شده: این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى که زره سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه اى که سنگینی آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود.
    جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید: این جوشن (زره) را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است.
    سپس شرحى در فضیلت این دعا ذکر فرموده که اینجا جاى بیان تمام آن نیست ولى به برخى از آن اشاره می کنیم از جمله آنکه هرکه آن را بر کفنش بنویسد، خدا به احترام آن او را به آتش نمى افکند و و هرکه آن را در اول ماه رمضان با نیّت خالص و دلى پاک بخواند، حق تعالى بهره مندى را روزى او می کند، و براى وی هفتاد هزار فرشته میآفریند که خدا را تسبیح و تقدیس کنند و ثوابش را براى او قرار دهند.
    در ادامه نیز فضیلت زیادی نقل کرده تا آنکه فرمود: هرکه آن را در ماه رمضان سه بار بخواند، خدا بدن او را بر آتش جهنم حرام مى کند، و بهشت را براى او واجب میگرداند، و دو فرشته را بر او مى گمارد تا او را از گناهان حفظ کنند، و در طول زندگى خود در امان خدا باشد و در پایان روایت آمده: امام حسین علیه السّلام فرمود: پدرم على بن ابیطالب علیه السّلام به حفظ این دعا وصیّت کرد، و نیز اینکه آن را بر کفن ایشان بنیوسم و به اهل خود تعلیم دهم و آنان را به خواندنش ترغیب نمایم.
    این دعا مشتمل بر هزار نام از نام هاى خدا است و اسم اعظم نیز در آن است.
    فقیر گوید: از این روایت دو نکته استفاده مى شود، اوّل: استحباب نوشتن این دعا بر کفن چنان که علاّمه بحر العلوم (عطر مرقده) در کتاب «الدرّة» به آن اشاره فرموده است:

    وَسُنَّ اَنْ یُکْتَبَ بالاْکْفانِ شَهادَةُ الاِْسْلامِ وَالاِْیمانِ

    {مستحب است که بر کفن ها شهادت به اسلام و ایمان نوشته شود}

    وَهکَذا کِتابَةُ الْقُرْانِ وَالْجَوْشَنُ المَنْعُوتُِ بِالاْمانِ

    {و هم چنین نوشتن قرآن و جوشن کبیر که دعای امان دادن است.
    }
    دومّ: استحباب خواندن این دعا در اوّل ماه رمضان، و امّا درباره قرائت آن در خصوص شب هاى قدر باید گفت، ذکرى از آن در این روایت نیامده است ولى علاّمه مجلسى قدس سره روحه در کتاب «زاد المعاد» آن را در ضمن اعمال شب هاى قدر ذکر نموده است و در پاره اى از روایات نیز وارد شده که دعاى «جوشن کبیر» را در هر یک از شب هاى قدر بخوانند.
    و براى ما در این مقام فرمایش علاّمه مجلسى احلّه اللّه دار المقام کافى است.
    در هر صورت این دعا مشتمل بر صد بند است، و هر بندى مشتمل بر ده نام از نام هاى خداست که در آخر هر بند باید گفت:

    سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ

    و در کتاب «بلد الامین» آمده است که در آغاز هر بند «بسم اللّه» بگوید و در آخرش:

    سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ارْحَمَ الرّاحِمینَ

    منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریادرس فریادرس بر محّمد و خاندانش درود فرست و ما را اى پروردگار از آتش رهایى بخش، اى سرچشمه هیبت و کرامت، اى مهربان ترین مهربانان.
    و آن دعا این است:
    و آن دُعا این است :

    بِسم اللهِ الرَحمنِ الرَحیم

    به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است

    (1) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا کَریمُ یا مُقیمُ یا عَظیمُ یا قَدیمُ یا عَلیمُ یا حَلیمُ یا حَکیمُ سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ

    (1) خدایا از تو خواستارم به نامت، اى خدا، اى بخشنده، اى مهربان، اى گرامى، اى پایدار، اى بزرگ، اى دیرینه اى دانا، اى شکیبا، اى فرزانه، منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریاد رس فریاد رس، ما را از آتش برهان اى پروردگار من.

    (2) یا سَیِّدَ السّاداتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا رافِعَ الدَّرَجاتِ یا وَلِىَّ الْحَسَناتِ یا غافِرَ الْخَطیئاَّتِ یا مُعْطِىَ الْمَسْئَلاتِ یا قابِلَ التَّوْباتِ یا سامِعَ الاْصْواتِ یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ یا دافِعَ الْبَلِیّاتِ

    (2) اى سرور سروران، اى برآورنده دعاها، اى بلندی بخش جایگاه ها، ای سرچشمه نیکی ها، اى درگذرنده از خطاها، اى عطابخش خواسته ها، اى پذیرنده توبه ها، اى شنونده نداها، اى داناى رازها، اى دور کننده بلاها

    (3) یا خَیْرَالْغافِرینَ یا خَیْرَ الْفاتِحینَ یا خَیْرَ النّاصِرینَ یا خَیْرَ الْحاکِمینَ یا خَیْرَ الرّازِقینَ یا خَیْرَ الْوارِثینَ یا خَیْرَ الْحامِدینَ یا خَیْرَ الذّاکِرینَ یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ

    (3) اى بهترین آمرزگاران، اى بهترین گشایش گران اى بهترین یاوران، اى بهترین داوران، اى بهترین روزى دهان، اى بهترین وارثان، اى بهترین ستایش گران اى بهترین یادآوران، اى بهترین عطابخشان، اى بهترین نیکوکاران،

    (4) یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ یَا مَنْ هُوَ الْکَبِیرُ الْمُتَعَالِ یَا مُنْشِئَ السَّحَابِ الثِّقَالِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَابِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْعِقَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَابِ

    (4) اى آن که شکوه و زیبایى تنها از آن اوست اى آن که توانایى و برازندگى تنها از آن اوست، اى آن که فرمانروایى و شوکت تنها از آن اوست، اى آنکه اوست بزرگ و برتر، ای پدیدآورنده ابرهاى پرباران، اى آن که نیرومند، و پرتوان است، اى آن که حسابرسى چالاک است، اى آن که کیفرش سخت و شدید است، اى آن که پاداش نیک تنها نزد اوست، اى آن که دفرت هستى پیش روى اوست

    (5) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ یَا دَیَّانُ یَا بُرْهَانُ یَا سُلْطَانُ یَا رِضْوَانُ یَا غُفْرَانُ یَا سُبْحَانُ یَا مُسْتَعَانُ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْبَیَانِ

    (5) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى پرمهر، اى بخشایشگر، اى جزادهنده، اى روشنى خرد، اى فرمانروا، ای خشنودى، اى آمرزش، اى پاک، اى پشتوانه، اى صاحب نعمت و بیان

    (6) یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ

    (6) اى آن که همه در برابر عظمتش فروتن، اى آن که همه در برابر قدرتش تسلیم، اى آن که همه در برابر عزّتش خوار، اى آن که همه در برابر هیبتش هراسان، اى آن که همه از ترسش فرمانبردار، اى آن که کوه ها از بیمش شکافته، اى آن که آسمان ها به امرش بر پا، اى آن که زمین ها به اجازه اش بر جا، اى آن که رعد به ستایشش تسبیح گو است، اى آن که بر اهل مملکتش ستم نمی کند

    (7) یَا غَافِرَ الْخَطَایَا یَا کَاشِفَ الْبَلایَا یَا مُنْتَهَى الرَّجَایَا یَا مُجْزِلَ الْعَطَایَا یَا وَاهِبَ الْهَدَایَا یَا رَازِقَ الْبَرَایَا یَا قَاضِیَ الْمَنَایَا یَا سَامِعَ الشَّکَایَا یَا بَاعِثَ الْبَرَایَا یَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى (7) اى درگذرنده

    از خطاها، اى برطرف کننده بلاها، اى اوج امیدواری ها، اى بسیاردهنده عطاها، اى بخشنده هدایا، اى روزى رسان آفریده ها، اى برآورنده آرزوها، اى شنواى گلایه ها، اى برانگیزنده بندگان، اى بندگشاى دربندان

    (8) یَا ذَا الْحَمْدِ وَ الثَّنَاءِ یَا ذَا الْفَخْرِ وَ الْبَهَاءِ یَا ذَا الْمَجْدِ وَ السَّنَاءِ یَا ذَا الْعَهْدِ وَ الْوَفَاءِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضَاءِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْعَطَاءِ یَا ذَا الْفَصْلِ وَ الْقَضَاءِ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْبَقَاءِ یَا ذَا الْجُودِ وَ السَّخَاءِ یَا ذَا الْآلاءِ وَ النَّعْمَاءِ

    (8) اى صاحب سپاس و ستایش، اى صاحب فخر و زیبایى، اى صاحب بزرگوارى و والایى، اى صاحب پیمان و وفا، اى صاحب گذشت و رضا، اى صاحب بخشش و عطاء، اى صاحب دادرسى و داورى، اى صاحب عزّت و بقا، اى صاحب کرم و بخشش، اى صاحب عطاها و نعمتها

    (9) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مَانِعُ یَا دَافِعُ یَا رَافِعُ یَا صَانِعُ یَا نَافِعُ یَا سَامِعُ یَا جَامِعُ یَا شَافِعُ یَا وَاسِعُ یَا مُوسِعُ

    (9) خدایا از تو خواستارم به نامت اى بازدارنده، اى دور کننده، اى بردارنده، اى سازنده، اى سودبخش، اى شنوا، اى گرد آوردنده، اى یاریگر، اى مهرگستر، ای وسعت بخش

    (10) یَا صَانِعَ کُلِّ مَصْنُوعٍ یَا خَالِقَ کُلِّ مَخْلُوقٍ یَا رَازِقَ کُلِّ مَرْزُوقٍ یَا مَالِکَ کُلِّ مَمْلُوکٍ یَا کَاشِفَ کُلِّ مَکْرُوبٍ یَا فَارِجَ کُلِّ مَهْمُومٍ یَا رَاحِمَ کُلِّ مَرْحُومٍ یَا نَاصِرَ کُلِّ مَخْذُولٍ یَا سَاتِرَ کُلِّ مَعْیُوبٍ یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ

    (10) اى سازنده هر ساخته، اى آفریننده هر آفریده، اى روزی بخش هر روزی خوار، اى داراى هر دارایى، اى غم گسار هر غم زده، اى فرج بخش هر اندوهگین، اى مهرورز بر هر مهرجو اى یاور هر بى یاور، اى پرده پوش هر کاستى، اى پناه هر رانده.

    (11) یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی

    (11) اى توشه ام در سختى، اى امیدم در ناگوارى، اى همدم در وحشت، اى همرهم در غربت اى سرپرستم در نعمت، اى فریادرسم در گرفتارى، اى رهنمایم در سرگردانى، اى توانگرى ام در تنگدستی اى پناهم در دماندگى، اى مددرسانم در پریشانى

    (12) یَا عَلامَ الْغُیُوبِ یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ

    (12) اى داناى نهان ها، اى آمرزنده گناهان، اى پرده پوش عیب ها، اى غم گسار غم ها، اى دگرگون ساز دلها، اى پزشک قلبها، اى روشنى بخش دلها، اى همدم جان ها، اى گره گشاى اندوه ها، اى گشایش گر دلتنگی ها

    (13) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا جَلِیلُ یَا جَمِیلُ یَا وَکِیلُ یَا کَفِیلُ یَا دَلِیلُ یَا قَبِیلُ یَا مُدِیلُ یَا مُنِیلُ یَا مُقِیلُ یَا مُحِیلُ

    (13) خدایا! از تو درخواست مى کنم به نامت اى والا، اى زیبا، اى کارگشا، اى سرپرست، اى راهنما، ای پذیرا، اى گرداننده، اى عطابخش، اى درگذرنده، اى حال گردان

    (14) یَا دَلِیلَ الْمُتَحَیِّرِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ یَا جَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ یَا عَوْنَ الْمُؤْمِنِینَ یَا رَاحِمَ الْمَسَاکِینِ یَا مَلْجَأَ الْعَاصِینَ یَا غَافِرَ الْمُذْنِبِینَ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ

    (14) اى رهنماى رهجویان، اى مددرس مددجویان، اى فریادرس فریادکنان، اى پناه پناهندگان، اى ایمنى بخش هراسندگان، اى یاور مؤمنان، اى مهرورز بر خاک نشستگان، اى پناه عصیان گران، اى آمرزنده گنهگاران، اى اجابت کننده دعای بیچارگان.

    (15) یَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الامْتِنَانِ یَا ذَا الْأَمْنِ وَ الْأَمَانِ یَا ذَا الْقُدْسِ وَ السُّبْحَانِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ وَ الْبَیَانِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ یَا ذَا الْحُجَّةِ وَ الْبُرْهَانِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ وَ السُّلْطَانِ یَا ذَا الرَّأْفَةِ وَ الْمُسْتَعَانِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الْغُفْرَانِ

    (15) اى صاحب جود و نیکى، اى صاحب بخش و عطا، اى صاحب امن و امان، اى صاحب قدس و پاکى، اى صاحب حکمت و بیان، اى صاحب رحمت و رضوان اى صاحب حجّت و برهان، اى صاحب عظمت و سلطان، اى صاحب مهر و اى پشتیبان، اى صاحب گذشت و غفران

    (16) یَا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ إِلَهُ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ صَانِعُ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بِکُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَادِرٌ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ هُوَ یَبْقَى وَ یَفْنَى کُلُّ شَیْ ءٍ

    (16) اى آن که پروردگار همه اوست، اى آن که معبود همه، اوست، اى آن که آفریننده همه، اوست اى آن که سازنده همه، اوست، اى آن که پیش از همه بود، اى آن که بعد از همه هست، اى آن که از هر چیز برتر است، اى آن که به همه چیز داناست، اى آن که بر هر چیز توانا است، اى آن که او همیشگى است و همه چیز رفتنى است.

    (17) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُؤْمِنُ یَا مُهَیْمِنُ یَا مُکَوِّنُ یَا مُلَقِّنُ یَا مُبَیِّنُ یَا مُهَوِّنُ یَا مُمَکِّنُ یَا مُزَیِّنُ یَا مُعْلِنُ یَا مُقَسِّمُ

    (17) خدایا! از تو مى خواهم به نامت اى ایمنى بخش، اى چیره بر همه، اى هستى آفرین، اى دلبر، ای خردربا، اى سادگى بخش، اى توان ده، اى زینت بخش، اى نمایانگر، اى پخش کن.

    (18) یَا مَنْ هُوَ فِی مُلْکِهِ مُقِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی سُلْطَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی جَلالِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَى عِبَادِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ قَدِیمٌ

    (18) اى آن که در فرمانروایی اش پابرجاست اى آن که در پادشاهى اش دیرینه است، اى آن که در شکوهش بزرگ است، اى آن که بر بندگانش مهربان است، ای اى آن که به هرچیز داناست، اى آن که بر نافرمانان بردبار است، اى آن که بر امیدواران اکرام ورزد، اى آن که در آفرینش حکمت نماید، اى آن که در حکمتش مهر ورزد، اى آن که در مهرش دیرینه است.

    (19) یَا مَنْ لا یُرْجَى إِلا فَضْلُهُ یَا مَنْ لا یُسْأَلُ إِلا عَفْوُهُ یَا مَنْ لا یُنْظَرُ إِلا بِرُّهُ یَا مَنْ لا یُخَافُ إِلّا عَدْلُهُ یَا مَنْ لا یَدُومُ إِلّا مُلْکُهُ یَا مَنْ لا سُلْطَانَ إِلا سُلْطَانُهُ یَا مَنْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ رَحْمَتُهُ یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْمُهُ یَا مَنْ لَیْسَ أَحَدٌ مِثْلَهُ

    (19) اى آن که جز به فضلش امید نیست، اى آن که جز عفوش خواهش نشود، اى آن که جز به نیکى اش چشم ندوزند، اى آن که جز از دادش نهراسند، اى آن که پایدار نماند جز فرمانروایی اش، اى آن که جز سلطنتش سلطنتى نیست، اى آن که رحمتش همه را فرا گرفته، اى آن که رحمتش بر خشمش پیشى گرفته، اى آن که دانشش همه را فرو گرفته، اى آن که هیچکس همانندش نیست.

    (20) یَا فَارِجَ الْهَمِّ یَا کَاشِفَ الْغَمِّ یَا غَافِرَ الذَّنْبِ یَا قَابِلَ التَّوْبِ یَاخَالِقَ الْخَلْقِ یَا صَادِقَ الْوَعْدِ یَا مُوفِیَ الْعَهْدِ یَا عَالِمَ السِّرِّ یَا فَالِقَ الْحَبِّ یَا رَازِقَ الْأَنَامِ

    (20) اى گشاینده اندوه، اى برطرف کننده غم، اى آمرزنده گناه، اى پذیرنده توبه، اى آفریننده آفریدگان، اى راست وعده، اى وفادار به پیمان، اى داناى راز نهان، اى شکافنده دانه، اى روزی دهنده بندگان.

    (21) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَلِیُّ یَا وَفِیُّ یَا غَنِیُّ یَا مَلِیُّ یَا حَفِیُّ یَا رَضِیُّ یَا زَکِیُّ یَا بَدِیُّ یَا قَوِیُّ یَا وَلِیُّ

    (21) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى والا، اى وفادار، اى توانگر، اى امان ده، اى پرمهر، ای خشنود، اى پاک، اى نمایان، اى پرتوان، اى فیض بخش.

    (22) یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ یَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَةِ یَا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ یَا عَظِیمَ الْعَفْوِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ یَا صَاحِبَ کُلِّ نَجْوَى یَا مُنْتَهَى کُلِّ شَکْوَى

    (22) اى آن که زیبایى را پدیدار نمودى، اى آن که زشتى را پوشاندی اى آن که بر گناه سرزنش نکردى، اى آن که پرده درى ننمودى، اى که گذشتت بزرگ، اى که نیکو درگذرى، ای آمرزگانیت فراگیر، اى دستت به مهر گشوده، اى شنواى هر نجوى، اى سرانجام هر گلایه

    (23) یَا ذَا النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ یَا ذَا الْمِنَّةِ السَّابِقَةِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ الْبَالِغَةِ یَا ذَا الْقُدْرَةِ الْکَامِلَةِ یَا ذَا الْحُجَّةِ الْقَاطِعَةِ یَا ذَا الْکَرَامَةِ الظَّاهِرَةِ یَا ذَا الْعِزَّةِ الدَّائِمَةِ یَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِینَةِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ الْمَنِیعَةِ

    (23) اى داراى نعمت فراوان، اى داراى رحمت فراگیر، اى داراى بخشش آغازین، اى داراى حکمت رسا، اى داراى نیروى برازنده، اى داراى برهان قطعى، اى داراى کرامت هویدا، اى داراى عزّت پایدار، اى داراى توان استوار، اى داراى عظمت بلندپایه.

    (24) یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ یَا جَاعِلَ الظُّلُمَاتِ یَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ یَا سَاتِرَ الْعَوْرَاتِ یَا مُحْیِیَ الْأَمْوَاتِ یَا مُنْزِلَ الْآیَاتِ یَا مُضَعِّفَ الْحَسَنَاتِ یَا مَاحِیَ السَّیِّئَاتِ یَا شَدِیدَ النَّقِمَاتِ

    (24) اى پدیدآورنده آسمان ها اى برنهنده تاریکی ها، اى رحم کننده اشک هاى ریزان، اى درگذرنده از لغزش ها، اى پوشنده زشتی ها، ای زندگى بخش مردگان، اى فرودآور آیات، اى دوچندان کن خوبی ها، اى ناپدید کننده بدی ها، اى سخت شکنجه.

    (25) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُصَوِّرُ یَا مُقَدِّرُ یَا مُدَبِّرُ یَا مُطَهِّرُ یَا مُنَوِّرُ یَا مُیَسِّرُ یَا مُبَشِّرُ یَا مُنْذِرُ یَا مُقَدِّمُ یَا مُؤَخِّرُ

    (25) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت اى صورتگر، اى سنجیده کار، اى گرداننده، ای پاک کننده، اى روشنى بخش، اى ساده ساز، اى مژده ده، اى بیم ده، اى پیش آور، اى پس آور.

    (26) یَا رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یَا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْحِلِّ وَ الْحَرَامِ یَا رَبَّ النُّورِ وَ الظَّلامِ یَا رَبَّ التَّحِیَّةِ وَ السَّلامِ یَا رَبَّ الْقُدْرَةِ فِی الْأَنَامِ

    (26) اى پروردگار خانه محترم، اى پرودگار ماه محترم، اى پرودگار شهر محترم، اى پروردگار رکن و مقام، اى پروردگار مشعر الحرام، اى پروردگار مسجد الحرام، اى پروردگار حلال و حرام، اى پروردگار روشنى و تاریکى، اى پروردگار تحیّت و سلام، اى پرورنده نیرو در مردمان.

    (27) یَا أَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ یَا أَعْدَلَ الْعَادِلِینَ یَا أَصْدَقَ الصَّادِقِینَ یَا أَطْهَرَ الطَّاهِرِینَ یَا أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ یَا أَشْفَعَ الشَّافِعِینَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ

    (27) اى داورترین داوران، اى دادگرترین دادگران، اى راستگوترین راستگویان، اى پاکترین پاکان، اى بهترین آفرینندگان، اى چابک ترین حسابگران، اى شنواترین شنوندگان، اى بیناترین بینندگان، اى یاورترین یاوران، اى گرامی ترین گرامیان.

    (28) یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ یَا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ یَا مُعِینَ مَنْ لا مُعِینَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا أَمَانَ مَنْ لا أَمَانَ لَهُ

    (28) اى تکیه گاه آن که تکیه گاه ندارد، اى پشتیبان آن که پشتیبانى ندارد، اى اندوخته آن که اندوخته اى ندارد اى پناه آن که پناهى ندارد، اى فریادرس آن که فریادرسى ندارد، اى افتخار آن که افتخارى ندارد، اى عزّت آن که عزّتى ندارد اى مدد رسان آن که مددى ندارد، اى همدم آن که همدمى ندارد، اى ایمنی بخش آن که ایمنى ندارد

    (29) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَاصِمُ یَا قَائِمُ یَا دَائِمُ یَا رَاحِمُ یَا سَالِمُ یَا حَاکِمُ یَا عَالِمُ یَا قَاسِمُ یَا قَابِضُ یَا بَاسِطُ

    (29) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى نگهدار، اى پایدار، اى پاینده، اى مهرورز، اى سلامتی بخش، اى داور، اى دانا، اى بخش کن، ای بازگیر، اى فراخی بخش.

    (30) یَا عَاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَهُ یَا رَاحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ یَا غَافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ یَا نَاصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ یَا حَافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ یَا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ یَا مُرْشِدَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ یَا صَرِیخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ یَا مُعِینَ مَنِ اسْتَعَانَهُ یَا مُغِیثَ مَنِ اسْتَغَاثَهُ

    (30) اى نگهدار آن که از او نگهدارى جوید، اى مهربان بر آن که از او مهر جوید، اى آمرزنده آن که از او آمرزش خواهد اى یاور آن که از او یارى طلبد، اى حافظ آن که از او حفاظت خواهد، اى اکرام کننده آن که از او اکرام خواهد، اى راهنماى آن که از او راهنمایى جوید، اى دادرس آن که از او دادرسى خواهد، اى مددیار آن که از او مدد جوید، اى فریادرس آن که از او فریادرسى خواهد

    (31) یَا عَزِیزاً لا یُضَامُ یَا لَطِیفاً لا یُرَامُ یَا قَیُّوماً لا یَنَامُ یَا دَائِماً لا یَفُوتُ یَا حَیّا لا یَمُوتُ یَا مَلِکا لا یَزُولُ یَا بَاقِیا لا یَفْنَى یَا عَالِماً لا یَجْهَلُ یَا صَمَداً لا یُطْعَمُ یَا قَوِیّاً لا یَضْعُفُ

    (31) اى عزیزى که خوار نگردد، اى لطیفى که دست اندازى نشود، اى پایدارى که خوا او را درنیابد، اى پاینده اى که فنا نپذیرد، اى زنده اى که نمی میرد، اى پادشاهى که از بین نمی رود، اى همیشگى که فانى نمی شود، اى دانایى که نادانى ندارد، اى بی نیازى که خوراک نخواهد، اى توانایى که ناتوان نمیگردد

    (32) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا أَحَدُ یَا وَاحِدُ یَا شَاهِدُ یَا مَاجِدُ یَا حَامِدُ یَا رَاشِدُ یَا بَاعِثُ یَا وَارِثُ یَا ضَارُّ یَا نَافِعُ

    خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى یکتا، اى یگانه، اى گواه، اى بزرگوار، اى ستایش پذیر، اى راهنما اى برانگیزنده، اى میراث برنده، اى زیان رسان، اى سودبخش

    (33) یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدِیمٍ یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبِیرٍ یَا أَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ یَا أَجَلَّ مِنْ کُلِّ جَلِیلٍ یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزِیزٍ

    (33) اى بزرگ تر از هر بزرگ، اى کریم تر از هر کریم، اى مهربان تر از هر مهربان، اى داناتر از هر دانا، اى فرزانه تر از هر فرزانه، اى دیرینه از هر دیرینه، اى بزرگ تر از هر بزرگ، اى لطیف تر از هر لطیف، اى باشکوه تر از هر باشکوه، اى عزیزتر از هر عزیز.

    (34) یَا کَرِیمَ الصَّفْحِ یَا عَظِیمَ الْمَنِّ یَا کَثِیرَ الْخَیْرِ یَا قَدِیمَ الْفَضْلِ یَا دَائِمَ اللُّطْفِ یَا لَطِیفَ الصُّنْعِ یَا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ یَا مَالِکَ الْمُلْکِ یَا قَاضِیَ الْحَقِّ

    (34) اى گذشت کریمانه، اى نعمتت بزرگ، اى خیرت بسیار، اى فضلت دیرینه، اى لطفت همیشگى، اى ضنعت چشم نواز، اى گره گشاى گرفتارى، اى بردارنده زیان، اى پادشاه هستى، اى داور بر حق،

    (35) یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی وَفَائِهِ قَوِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی عُلُوِّهِ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ فِی قُرْبِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ شَرِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی شَرَفِهِ عَزِیزٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عِزِّهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ مَجِیدٌ یَا مَنْ هُوَ فِی مَجْدِهِ حَمِیدٌ

    (35) اى آن که در پیمانش وفادار است، اى آن که در وفاداری اش پایدار است، اى آن که در پایداریاش والاست، اى آن که در والایی اش نزدیک است، اى آن که در نزدیکی اش با نرمى است، اى آن که در نرمیاش شریف است، اى آن که در شرفش با عزّت است، اى آن که در عزّتش بزرگ است، اى آن که در بزرگی اش شکوه مند است، اى آن که در شکوهش ستوده است.

    (36) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا کَافِی یَا شَافِی یَا وَافِی یَا مُعَافِی یَا هَادِی یَا دَاعِی یَا قَاضِی یَا رَاضِی یَا عَالِی یَا بَاقِی

    (36) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى بسنده، اى درمان بخش، اى وفادار، اى تندرستی ده اى راهنما، اى به نیکى خوان، اى داور، اى خشنود، اى بلندمرتبه، اى ماندگار.

    (37) یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خَاضِعٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خَاشِعٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ کَائِنٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ مَوْجُودٌ بِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ مُنِیبٌ إِلَیْهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خَائِفٌ مِنْهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ قَائِمٌ بِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ صَائِرٌ إِلَیْهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ

    (37) اى آن که هرچیز برایش فروتن است، اى آن که هر چیز از او هراسان است، اى آن که هستى هرچیز از او است، اى آن که هرچیز به او پدیدار است، اى آن که هرچیز به سوى او بازگشت کند، اى آن که هرچیز از او ترسان است، اى آن که هرچیز به او بر پاست، اى آن که هر چیز به سوى او دگرگون می شود، اى آن که هر چیز به ستایش او تسبیح گو است، اى آن که هرچیز جز جلوه اش نابود است

    (38) یَا مَنْ لامَفَرَّ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَفْزَعَ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَقْصَدَ إِلّا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَنْجَى مِنْهُ إِلّا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا یُرْغَبُ إِلّا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِهِ یَا مَنْ لا یُسْتَعَانُ إِلّا بِهِ یَا مَنْ لا یُتَوَکَّلُ إِلّا عَلَیْهِ یَا مَنْ لا یُرْجَى إِلّا هُوَ یَا مَنْ لا یُعْبَدُ إِلّا هُوَ

    (38) اى آن که گریزگاهى نیست جز به بارگاهش، اى آن که پناهى جز به درگاهش نیست، اى آن که مقصدى جز به سوى او نیست، اى آن که از خشمش رهاى نیست جز به مهرش، اى آن که جز به سوى او میلى نیست، اى آن که جنبش و نیرویى نیست جز به او، اى آن که جز از او مدد نجویند، اى آن که جز بر او توکلّ نشود، اى آن که جز به او امیدى نیست، اى آن که جز او پرستیده نشود.

    (39) یَا خَیْرَ الْمَرْهُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَرْغُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَطْلُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ یَا خَیْرَ الْمَقْصُودِینَ یَا خَیْرَ الْمَذْکُورِینَ یَا خَیْرَ الْمَشْکُورِینَ یَا خَیْرَ الْمَحْبُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَدْعُوِّینَ یَا خَیْرَ الْمُسْتَأْنِسِینَ

    (39) اى بهترین هراس ان گیزان، اى بهترین شوق آفرینان، اى بهترین جویاشدگان، اى بهترین پاسخ دهان، اى بهترین قصد شدگان اى بهترین یادشدگان، اى بهترین ستودگان، اى بهترین دلبران، اى بهترین خواندگان، اى بهترین همدمان.

    (40) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا غَافِرُ یَا سَاتِرُ یَا قَادِرُ یَا قَاهِرُ یَا فَاطِرُ یَا کَاسِرُ یَا جَابِرُ یَا ذَاکِرُ یَا نَاظِرُ یَا نَاصِرُ

    (40) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى آمرزگار، اى پرده پوش، اى توانا، اى چیره، اى آفریننده اى شکننده، اى شکسته بند، اى یادآور، اى بینا، اى یاور.

    (41) یَا مَنْ خَلَقَ فَسَوَّى یَا مَنْ قَدَّرَ فَهَدَى یَا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوَى یَا مَنْ یَسْمَعُ النَّجْوَى یَا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقَى یَا مَنْ یُنْجِی الْهَلْکَى یَا مَنْ یَشْفِی الْمَرْضَى یَا مَنْ أَضْحَکَ وَ أَبْکَى یَا مَنْ أَمَاتَ وَ أَحْیَا یَا مَنْ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثَى

    (41) اى آن که آفرید پس متناسب نمود، اى آن که اندازه نهاد پس رهنمون شد اى آن که بلا را برگیرد، اى آن که زمزمه نهان را بشنود، اى آن که غرق شدگان را برهاند، اى آن که از نابودى رهایى بخشد، اى آن که بیماران را شفا دهد.
    اى آن که خنداند و گریاند، اى آن که میراند و زنده کند، اى آن که دوگونه مرد و زن آفرید.

    (42) یَا مَنْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ سَبِیلُهُ یَا مَنْ فِی الْآفَاقِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی الْآیَاتِ بُرْهَانُهُ یَا مَنْ فِی الْمَمَاتِ قُدْرَتُهُ یَا مَنْ فِی الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ یَا مَنْ فِی الْقِیَامَةِ مُلْکُهُ یَا مَنْ فِی الْحِسَابِ هَیْبَتُهُ یَا مَنْ فِی الْمِیزَانِ قَضَاؤُهُ یَا مَنْ فِی الْجَنَّةِ ثَوَابُهُ یَا مَنْ فِی النَّارِ عِقَابُهُ

    (42) اى آن که در خشکى و دریا راه اوست، اى آن که در کرانه هاى هستى نشانه هاى اوست، اى آن که در نشانه هایش برهان روشن اوست، اى آن که در مرگ آفریدگان قدرت نمایى اوست، اى آن که در قبرها پندآموزى اوست، اى آن که در رستاخیز فرمانروایى بی حدّ اوست، اى آن که در حسابرسی اعمال شکوه اوست، اى آن که در سنجش کردارها داورى اوست، اى آن که در بهشت پاداش اوست، اى آن که در دوزخ کیفر اوست

    (43) یَا مَنْ إِلَیْهِ یَهْرُبُ الْخَائِفُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَقْصِدُ الْمُنِیبُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْغَبُ الزَّاهِدُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَلْجَأُ الْمُتَحَیِّرُونَ یَا مَنْ بِهِ یَسْتَأْنِسُ الْمُرِیدُونَ یَا مَنْ بِهِ یَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ یَا مَنْ فِی عَفْوِهِ یَطْمَعُ الْخَاطِئُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ یَا مَنْ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ

    (43) اى آن که هراسندگان به درگاه او گریزند، اى آن که گنهکاران به سوى او پناه برند، اى آن که پشیمانان آهنگ او کنند، اى آن که پارسایان به او میل نمایند، اى آن که سرگشتگان به او پناه برند، اى آن که ارادتمندان به او انس گیرند، اى آن که شیفتگان به او افتخار کنند، اى آن که خطاکاران در عفوش طمع ورزند، اى آن که یقین یافتگان به سوى او آرام گیرند، اى آن که توکّل کنندگان بر او توکّل کنند.

    (44) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَبِیبُ یَا طَبِیبُ یَا قَرِیبُ یَا رَقِیبُ یَا حَسِیبُ یَا مَهِیبُ [مُهِیبُ ] یَا مُثِیبُ یَا مُجِیبُ یَا خَبِیرُ یَا بَصِیرُ

    (44) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى دوست داشتنى، ای شفابخش، اى نزدیک، اى دیده بان، اى حسابرس، اى هراس انگیز، اى پاداش ده، اى اجابت کننده، اى آگاه اى بینا.

    (45) یَا أَقْرَبَ مِنْ کُلِّ قَرِیبٍ یَا أَحَبَّ مِنْ کُلِّ حَبِیبٍ یَا أَبْصَرَ مِنْ کُلِّ بَصِیرٍ یَا أَخْبَرَ مِنْ کُلِّ خَبِیرٍ یَا أَشْرَفَ مِنْ کُلِّ شَرِیفٍ یَا أَرْفَعَ مِنْ کُلِّ رَفِیعٍ یَا أَقْوَى مِنْ کُلِّ قَوِیٍّ یَا أَغْنَى مِنْ کُلِّ غَنِیٍّ یَا أَجْوَدَ مِنْ کُلِّ جَوَادٍ یَا أَرْأَفَ مِنْ کُلِّ رَءُوفٍ

    (45) اى نزدیک تر از هر نزدیک، اى محبوب تر از هر محبوب، اى بیناتر از هر بینا، اى آگاه تر از هر آگاه، اى شریف تر از هر شریف، اى برتر از هر بلند، اى تواناتر از هر توانا، اى توانگرتر از هر توانگر، اى بخشنده تر از هر بخشنده، اى مهربان تر از هر مهربان

    (46) یَا غَالِبا غَیْرَ مَغْلُوبٍ یَا صَانِعا غَیْرَ مَصْنُوعٍ یَا خَالِقا غَیْرَ مَخْلُوقٍ یَا مَالِکاً غَیْرَ مَمْلُوکٍ یَا قَاهِراً غَیْرَ مَقْهُورٍ یَا رَافِعاً غَیْرَ مَرْفُوعٍ یَا حَافِظاً غَیْرَ مَحْفُوظٍ یَا نَاصِراً غَیْرَ مَنْصُورٍ یَا شَاهِداً غَیْرَ غَائِبٍ یَا قَرِیباً غَیْرَ بَعِیدٍ

    (46) اى چیره شکست ناپذیر، اى سازنده ناساخته، اى آفریننه نا آفریده، اى مالک ما مملوک، اى چیره چیره گی ناپذیر، اى بلندی بخش بلندی ناپذیر، اى نگهدار بی نگهدار، اى یارى کننده یارى نشده، اى گواه همیشه حاضر، اى نزدیک دوری ناپذیر

    (47) یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا بَعْدَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ

    (47) اى روشنى نور، اى روشنی بخش نور اى آفریننده نور، اى گرداننده نور، اى به اندازه ساز نور، اى روشنى هر نور، اى روشنایى پیش از هر نور، ای روشنایى پس از هر نور، اى روشنایى بر فراز هر نور، اى نورى که همانندش نورى نیست

    (48) یَا مَنْ عَطَاؤُهُ شَرِیفٌ یَا مَنْ فِعْلُهُ لَطِیفٌ یَا مَنْ لُطْفُهُ مُقِیمٌ یَا مَنْ إِحْسَانُهُ قَدِیمٌ یَا مَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ یَا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ یَا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ یَا مَنْ عَذَابُهُ عَدْلٌ یَا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ

    (48) اى آن که عطایش چشمگیر است، اى آن که کارش چشم نواز است، اى آن که نوازشش پایدار است، اى آن که نیکی اش دیرینه است، اى آن که سخنش حق است اى آن که وعده اش راست است، اى آن که گذشتش فراتر از شایستگى است، اى آن که کیفرش داد است، اى آن که یادش شیرین است، اى آن که عطایش همگانى است.

    (49) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُسَهِّلُ یَا مُفَصِّلُ یَا مُبَدِّلُ یَا مُذَلِّلُ یَا مُنَزِّلُ یَا مُنَوِّلُ یَا مُفْضِلُ یَا مُجْزِلُ یَا مُمْهِلُ یَا مُجْمِلُ

    (49) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى آسان ساز، اى جداییبخش، اى دگرگون ساز، ای هموار کن، اى فرودآور، اى عطابخش، اى فزون ده، اى بسیاربخش، اى امان ده، اى زیباییآفرین

    (50) یَا مَنْ یَرَى وَ لا یُرَى یَا مَنْ یَخْلُقُ وَ لا یُخْلَقُ یَا مَنْ یَهْدِی وَ لا یُهْدَى یَا مَنْ یُحْیِی وَ لا یُحْیَى یَا مَنْ یَسْأَلُ وَ لا یُسْأَلُ یَا مَنْ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ یَا مَنْ یُجِیرُ وَ لا یُجَارُ عَلَیْهِ یَا مَنْ یَقْضِی وَ لا یُقْضَى عَلَیْهِ یَا مَنْ یَحْکُمُ وَ لا یُحْکَمُ عَلَیْهِ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ

    (50) اى آن که بینده و دیده نشود، اى آن که بیافریده و آفریده نشود، اى آن که راهنمایى کند و راهنمایى نشود، اى آن که زنده کند و زنده اش نکنند، ای آن که پرسد و پرسیده نشود، اى آن که خوراند و خوراک نخواهد، اى آن که پناهد دهد و پناه نجوید، اى آن که داوری کند و بر او داورى نشود، اى آن که فرمان دهد و فرمانش ندهند، اى آن که نزاده، و زاده نشده، و براى او همتایى نبوده است.

    (51) یَا نِعْمَ الْحَسِیبُ یَا نِعْمَ الطَّبِیبُ یَا نِعْمَ الرَّقِیبُ یَا نِعْمَ الْقَرِیبُ یَا نِعْمَ الْمُجِیبُ یَا نِعْمَ الْحَبِیبُ یَا نِعْمَ الْکَفِیلُ یَا نِعْمَ الْوَکِیلُ یَا نِعْمَ الْمَوْلَى یَا نِعْمَ النَّصِیرُ

    (51) اى که چه خوش حسابگرى، اى که چه خوش طبیبى، اى که چه خوش همراهى، اى که چه خوش نزدیکى، اى که چه خوش پاسخ دهى، اى که چه خوش دلبرى، اى که چه خوش سرپناهى، اى که چه خوش کارگشایى، اى که چه خوش مولایى، اى که چه خوش یاورى

    (52) یَا سُرُورَ الْعَارِفِینَ یَا مُنَى الْمُحِبِّینَ یَا أَنِیسَ الْمُرِیدِینَ یَا حَبِیبَ التَّوَّابِینَ یَا رَازِقَ الْمُقِلِّینَ یَا رَجَاءَ الْمُذْنِبِینَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْعَابِدِینَ یَا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبِینَ یَا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومِینَ یَا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ

    (52) اى شادی عارفان، اى آرزوى شیفتگان، اى همدم مریدان، اى محبوب توبه کاران، اى روزی دهنده بی چیزان، ای امید گنهکاران، اى نور چشم عبادت کنندگان، اى گشاینده اندوه دلگیران، اى غم گسار غم زدگان، اى معبود گذشتگان و آیندگان.

    (53) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا رَبَّنَا یَا إِلَهَنَا یَا سَیِّدَنَا یَا مَوْلانَا یَا نَاصِرَنَا یَا حَافِظَنَا یَا دَلِیلَنَا یَا مُعِینَنَا یَا حَبِیبَنَا یَا طَبِیبَنَا

    (53) خدایا! من از تو درخواست میکنم به نامت اى پروردگار ما، اى معبود ما، اى سرور ما اى مولاى ما، اى یاور ما، اى نگهدار ما، اى راهنماى ما، اى مددرسان ما، اى محبوب ما، اى طبیب ما،

    (54) یَا رَبَّ النَّبِیِّینَ وَ الْأَبْرَارِ یَا رَبَّ الصِّدِّیقِینَ وَ الْأَخْیَارِ یَا رَبَّ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ یَا رَبَّ الصِّغَارِ وَ الْکِبَارِ یَا رَبَّ الْحُبُوبِ وَ الثِّمَارِ یَا رَبَّ الْأَنْهَارِ وَ الْأَشْجَارِ یَا رَبَّ الصَّحَارِی وَ الْقِفَارِ یَا رَبَّ الْبَرَارِی وَ الْبِحَارِ یَا رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا رَبَّ الْأَعْلانِ وَ الْأَسْرَارِ

    (54) اى پروردگار پیامبران و نیکان، اى پروردگار صدّیقان و خوبان، اى پروردگار بهشت و دوزخ، اى پروردگار خردسالان و بزرگسالان، اى پروردگار دانه ها و میوه ها، اى پروردگار نهرها و درختان، اى پروردگار دشت ها و بیشه ها، اى پروردگار خشیکی ها و دریاها، اى پروردگار شب و روز، اى پروردگار آشکارها و نهان ها

    (55) یَا مَنْ نَفَذَ فِی کُلِّ شَیْ ءٍ أَمْرُهُ یَا مَنْ لَحِقَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْمُهُ یَا مَنْ بَلَغَتْ إِلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قُدْرَتُهُ یَا مَنْ لا تُحْصِی الْعِبَادُ نِعَمَهُ یَا مَنْ لا تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُکْرَهُ یَا مَنْ لا تُدْرِکُ الْأَفْهَامُ جَلالَهُ یَا مَنْ لا تَنَالُ الْأَوْهَامُ کُنْهَهُ یَا مَنِ الْعَظَمَةُ وَ الْکِبْرِیَاءُ رِدَاؤُهُ یَا مَنْ لا تَرُدُّ الْعِبَادُ قَضَاءَهُ یَا مَنْ لا مُلْکَ إِلا مُلْکُهُ یَا مَنْ لا عَطَاءَ إِلا عَطَاؤُهُ

    (55) اى آن که فرمانش در هرچیز نفوذ یافته، اى آن که دانشش به هر چیز رسیده، اى آن که قدرتش هر چیز را دربر گرفته، اى آن که بندگان از شمردن نعمت هایش ناتوانند، اى آن که آفریدگان به سپاسش نرسند، اى آن که فهم ها بزرگی اش را درنیابند، اى آن که پندارها به ژرفاى هستی اش نرسند، اى آن که بزرگى و بزرگ منشی پوشش اوست، ای که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند، اى آن که فرمانروایى جز فرمانروایى او نیست، اى آن که عطایى جز عطاى او نیست

    (56) یَا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى یَا مَنْ لَهُ الصِّفَاتُ الْعُلْیَا یَا مَنْ لَهُ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى یَا مَنْ لَهُ الْجَنَّةُ الْمَأْوَى یَا مَنْ لَهُ الْآیَاتُ الْکُبْرَى یَا مَنْ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى یَا مَنْ لَهُ الْحُکْمُ وَ الْقَضَاءُ یَا مَنْ لَهُ الْهَوَاءُ وَ الْفَضَاءُ یَا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَ الثَّرَى یَا مَنْ لَهُ السَّمَاوَاتُ الْعُلَى

    (56) اى آن که نمونه اعلى از آن اوست، اى آن که صفات برتر براى اوست، اى آن که سرانجام و سرآغاز از آن اوست، اى آن که بهشت آسایش از آن اوست، اى آن که نشانه هاى بزرگ تر از آن اوست، اى آن که نام هاى نیکوتر از آن اوست، اى آن که فرمان و داورى از آن اوست، اى آن هوا و فضا از آن اوست، اى آن که عرش و فرش از آن اوست، اى آن که آسمانهاى برافراشته از آن اوست.

    (57) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَفُوُّ یَا غَفُورُ یَا صَبُورُ یَا شَکُورُ یَا رَءُوفُ یَا عَطُوفُ یَا مَسْئُولُ یَا وَدُودُ یَا سُبُّوحُ یَا قُدُّوسُ

    (57) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى درگذرنده، اى آمرزنده، اى شکیبا، ای ستایش پذیر، اى مهربان، اى مهرورز، اى خواسته، اى دوست، اى پاک، اى منزّه.

    (58) یَا مَنْ فِی السَّمَاءِ عَظَمَتُهُ یَا مَنْ فِی الْأَرْضِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی کُلِّ شَیْ ءٍ دَلائِلُهُ یَا مَنْ فِی الْبِحَارِ عَجَائِبُهُ یَا مَنْ فِی الْجِبَالِ خَزَائِنُهُ یَا مَنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ یَا مَنْ أَظْهَرَ فِی کُلِّ شَیْ ءٍ لُطْفَهُ یَا مَنْ أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ ءٍ خَلَقَهُ یَا مَنْ تَصَرَّفَ فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ

    (58) اى آن که بزرگی اش در آسمان است، اى آن که نشانه هایش در زمین است، اى آن که دلایلش در هرچیز است، اى آن که شگفتی هایش در دریاست، اى آن که گنیجنه هایش در کوه هاست، اى آن که آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند، اى آن که مه امور به به سوى او بازگردد، اى آن که لطفش را در هر چیز نمایان ساخته، اى آن که آفرینش هر چیز را نیکو پرداخته، اى آن که توانش در آفریدگان کارگر افتاده است.

    (59) یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ یَا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَهُ یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ یَا دَلِیلَ مَنْ لا دَلِیلَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ یَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ

    (59) اى دوست آن که دوستى ندارد، اى پزشک آن که پزشکى ندارد، ای پاسخگوى آن که پاسخگویى ندارد، اى یار مهربان آن که مهربانى ندارد، اى همراه بی همرهان، اى فریادرس آن که فریادرسى ندارد، اى رهنماى آن که رهنمایى ندارد، اى همدم آن که همدمى ندارد، اى رحم کننده آن که رحم کننده اى ندارد اى همنشین آن که همنشینى ندارد

    (60) یَا کَافِیَ مَنِ اسْتَکْفَاهُ یَا هَادِیَ مَنِ اسْتَهْدَاهُ یَا کَالِیَ مَنِ اسْتَکْلاهُ یَا رَاعِیَ مَنِ اسْتَرْعَاهُ یَا شَافِیَ مَنِ اسْتَشْفَاهُ یَا قَاضِیَ مَنِ اسْتَقْضَاهُ یَا مُغْنِیَ مَنِ اسْتَغْنَاهُ یَا مُوفِیَ مَنِ اسْتَوْفَاهُ یَا مُقَوِّیَ مَنِ اسْتَقْوَاهُ یَا وَلِیَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ

    (60) اى کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد، اى راهنماى هرکه از او راهنمایى جوید، اى نگاهبان هرکه از او نگاهبانى خواهد، اى رعایت کننده هرکه از او رعایت خواهد، اى شفادهنده هرکه از او شفا طلبد، اى داور هرکه از او داورى خواهد، اى بی نیاز کننده هرکه از او بی نیازى جوید، اى وفادار به هر که از او وفا جوید، اى نیرو بخش هرکه از او نیرو خواهد، اى سرپرست هرکه از او سرپرستى خواهد.

    (61) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا خَالِقُ یَا رَازِقُ یَا نَاطِقُ یَا صَادِقُ یَا فَالِقُ یَا فَارِقُ یَا فَاتِقُ یَا رَاتِقُ یَا سَابِقُ [فَائِقُ ] یَا سَامِقُ

    (61) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى آفریننده، اى روزی دهنده، اى گویا، اى راستگو اى شکافنده، اى جدا کننده، اى گشاینده، اى پیوند دهنده، اى پیشى گیرنده، اى بلند جایگاه.

    (62) یَا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ یَا مَنْ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ الْأَنْوَارَ یَا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَ الْحَرُورَ یَا مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ یَا مَنْ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ یَا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ یَا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ یَا مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ

    (62) اى آن که شب و روز را دگرگون سازد، اى آن که تاریکی ها و روشنایی ها را قرار داد، اى آن که سایه خنک و گرما را آفرید، اى آن که خورشید و ماه را مسّخر ساخت، اى آن که خیر و شر را مقدّر نمود، اى آن که مرگ و زندگى را آفرید، اى آن که خلق و امر از آن اوست، اى آن که همسر و فرزندى نگرفت، اى آن که در فرمانروایی شریکى برایش نیست، اى آن که از روى خوارى سرپرستى نخواهد.

    (63) یَا مَنْ یَعْلَمُ مُرَادَ الْمُرِیدِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ یَا مَنْ یَسْمَعُ أَنِینَ الْوَاهِنِینَ یَا مَنْ یَرَى بُکَاءَ الْخَائِفِینَ یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَقْبَلُ عُذْرَ التَّائِبِینَ یَا مَنْ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ یَا مَنْ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ یَا مَنْ لا یَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعَارِفِینَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ

    (63) اى آن که خواهش خواهشمندان را میداند، اى آن که از نهاد خاموشان آگاه است، اى آن که ناله درماندگان را می شنود، اى آن که گریه هراسیدگان را میبیند، اى آن که نیازهاى نیازمندان به دست اوست، اى آن بهانه توبه کاران را میپذیرد، اى آن که عمل تبهکاران را صلاح نبخشد، اى آن که پاداش نیکوکاران را تباه نکند، اى آن که از دل عارفان دور نباشد اى بخشنده ترین بخشندگان.

    (64) یَا دَائِمَ الْبَقَاءِ یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ یَا وَاسِعَ الْعَطَاءِ یَا غَافِرَ الْخَطَاءِ یَا بَدِیعَ السَّمَاءِ یَا حَسَنَ الْبَلاءِ یَا جَمِیلَ الثَّنَاءِ یَا قَدِیمَ السَّنَاءِ یَا کَثِیرَ الْوَفَاءِ یَا شَرِیفَ الْجَزَاءِ

    (64) اى همیشه ماندگار، اى شنونده دعا، اى گسترده عطا، اى آمرزنده خطا، اى پدید آورنده آسمان، اى نیک آزمون، اى نیکو ستایش، ای دیرینه بر فراز، اى بسیار وفادار، اى شریف پاداش.

    (65) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا سَتَّارُ یَا غَفَّارُ یَا قَهَّارُ یَا جَبَّارُ یَا صَبَّارُ یَا بَارُّ یَا مُخْتَارُ یَا فَتَّاحُ یَا نَفَّاحُ یَا مُرْتَاحُ

    (65) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى پرده پوش اى آمرزگار، اى چیره، اى جاه مند، اى بس شکیبا، اى نیک بخش، اى برگزیده، اى گشاینده، اى روح بخش، اى راحتی بخش

    (66) یَا مَنْ خَلَقَنِی وَ سَوَّانِی یَا مَنْ رَزَقَنِی وَ رَبَّانِی یَا مَنْ أَطْعَمَنِی وَ سَقَانِی یَا مَنْ قَرَّبَنِی وَ أَدْنَانِی یَا مَنْ عَصَمَنِی وَ کَفَانِی یَا مَنْ حَفِظَنِی وَ کَلانِی یَا مَنْ أَعَزَّنِی وَ أَغْنَانِی یَا مَنْ وَفَّقَنِی وَ هَدَانِی یَا مَنْ آنَسَنِی وَ آوَانِی یَا مَنْ أَمَاتَنِی وَ أَحْیَانِی

    (66) اى آن که مرا آفرید و بیاراست، اى آن که مرا روزى داد و پرورید، اى آن که به من خورانید و نوشانید، اى آن که مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد، اى آن که مرا نگاه داشت و کفایت نمود، اى آن که مرا حفظ کرد و حمایت نمود، اى آن که به من عزّت بخشید و بی نیازم ساخت، ای آن که توفیقم داد و راهنمایى کرد، اى آن که همدمم شد و جایم داد، اى آن که مرا بمیراند و زنده کند.

    (67) یَا مَنْ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ یَا مَنْ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ لا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلا بِإِذْنِهِ یَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ یَا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ یَا مَنْ لا رَادَّ لِقَضَائِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِأَمْرِهِ یَا مَنِ السَّمَاوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ یَا مَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ (67) اى آن که حق را با کلماتش استوار و برجا کند، اى آن که توبه را از بندگانش بپذیرد، اى آن که میان انسان و دلش قرار گیرد، اى آن که شفاعت جز با اجازه اش سود نبخشد، اى آن که به گمراه شدگان راهش داناتر است، اى آن که حکمش دگرگونى نپذیرد، ای آن که رأیش را بازگرداننده اى نیست، اى آن که هرچیز فرمانش را گردن نهد، اى آن که آسمان ها به دست قدرتش پیچیده گشته، اى آن که بادها را مژده دهنده رحمتش فرستد.
    (68) یَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ مِهَاداً یَا مَنْ جَعَلَ الْجِبَالَ أَوْتَاداً یَا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً یَا مَنْ جَعَلَ الْقَمَرَ نُوراً یَا مَنْ جَعَلَ اللَّیْلَ لِبَاساً یَا مَنْ جَعَلَ النَّهَارَ مَعَاشاً یَا مَنْ جَعَلَ النَّوْمَ سُبَاتاً یَا مَنْ جَعَلَ السَّمَاءَ بِنَاءً یَا مَنْ جَعَلَ الْأَشْیَاءَ أَزْوَاجاً یَا مَنْ جَعَلَ النَّارَ مِرْصَادا

    (68) اى آن که زمین را بستر زندگى قرار داد، اى آن که کوه ها را میخهای زمین نهاد، اى آن که خورشدى را چراغ جهانش کرد، اى آن که ماه را تابان ساخت، اى آن که شب را جامه آرامش گرداند، ای آن که روز را مایه روزى قرار داد، اى آن که خواب را وسیله آرامش ساخت، اى آن که آسمان را بنا نهاد، اى آن که از هر چیز گونه هاى مختلف قرار داد، اى آن که آتش را کمین گاه قرار داد.

    (69) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا سَمِیعُ یَا شَفِیعُ یَا رَفِیعُ یَا مَنِیعُ یَا سَرِیعُ یَا بَدِیعُ یَا کَبِیرُ یَا قَدِیرُ یَا خَبِیرُ [مُنِیرُ] یَا مُجِیرُ

    (69) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى شنوا، اى همیار، اى بلندپایه، اى فرازمند، اى شبتابنده، اى نوآفرین، اى بزرگ، اى توانا، اى آگاه، اى پناه ده

    (70) یَا حَیّا قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ یَا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ حَیٌّ یَا حَیُّ الَّذِی لا یُشَارِکُهُ حَیٌّ یَا حَیُّ الَّذِی لا یَحْتَاجُ إِلَى حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یُمِیتُ کُلَّ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یَرْزُقُ کُلَّ حَیٍّ یَا حَیّاً لَمْ یَرِثِ الْحَیَاةَ مِنْ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ

    (70) اى زنده پیش از هر زنده، اى زنده پس از هر زنده، اى زنده اى که مانند او زنده اى نیست، اى زنده اى که هیچ زنده اى شریک او نیست، اى زنده اى که به زنده اى نیاز ندارد، اى زنده اى که همه زندگان را می میراند، اى زنده ای که به زنده ها روزى میدهد، اى زنده اى که زندگى را از زنده اى دیگر به ارث نبرده، اى زنده اى که مردگان را زنده میکند، اى زنده اى به خود پاینده اى که او را چرت و خواب درنگیرد.

    (71) یَا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لا یُنْسَى یَا مَنْ لَهُ نُورٌ لا یُطْفَى یَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ یَا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لا یَزُولُ یَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لا یُحْصَى یَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لا یُکَیَّفُ یَا مَنْ لَهُ کَمَالٌ لا یُدْرَکُ یَا مَنْ لَهُ قَضَاءٌ لا یُرَدُّ یَا مَنْ لَهُ صِفَاتٌ لا تُبَدَّلُ یَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَیَّرُ

    (71) اى آن که یادى دارد فراموش نشدنى، اى آن که نورى دارد خاموش نشدنى، ای آن که عطایایى بخشیده ناشمردنى، اى آن فرمانروایی اش بیزوال است، اى آن که ستایشش بی آمار است، اى آن که شکوهش چگونگی نپذیرد، اى آن که کمالى دارد درک ناشدنى، اى آن که داوری اش بازگشت ناپذیر است، اى آن که صفاتى دارد دگرگون ناپذیر اى آن که جلوه هایى دارد غیر قابل تغییر.

    (72) یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ یَا مَالِکَ یَوْمِ الدِّینِ یَا غَایَةَ الطَّالِبِینَ یَا ظَهْرَ اللاجِینَ یَا مُدْرِکَ الْهَارِبِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ یَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ

    (72) اى پروردگار جهانیان، اى مالک روز جزا، اى مقصود جویندگان اى پشت و پناه پناهندگان، اى دریابنده فراریان، اى آن که شکیبایان را دوست دارد، اى آن که توبه کنندگان را دوست دارد اى آن که پاکیزگان را دوست دارد، اى آن که نیکوکاران را دوست دارد، اى آن که اوست داناتر به راه یافتگان

    (73) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا شَفِیقُ یَا رَفِیقُ یَا حَفِیظُ یَا مُحِیطُ یَا مُقِیتُ یَا مُغِیثُ یَا مُعِزُّ یَا مُذِلُّ یَا مُبْدِئُ یَا مُعِیدُ

    (73) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى مهربان، اى همراه، اى نگهدار، اى فراگیر، اى روزیبخش، اى فریادرس، اى عزّت بخش، اى خوارکن، اى آغازگر، اى برگرداننده.

    (74) یَا مَنْ هُوَ أَحَدٌ بِلا ضِدٍّ یَا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ یَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَیْبٍ یَا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَیْفٍ یَا مَنْ هُوَ قَاضٍ بِلا حَیْفٍ یَا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزِیرٍ یَا مَنْ هُوَ عَزِیزٌ بِلا ذُلٍّ یَا مَنْ هُوَ غَنِیٌّ بِلا فَقْرٍ یَا مَنْ هُوَ مَلِکٌ بِلا عَزْلٍ یَا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبِیهٍ

    (74) اى آن که یکتاست و ضدّ ندارد، اى آن که یگانه است و بیمانند، اى آن که بی نیاز و کاستى است، اى آن که بی همتاى بودن و چگونگى است، اى آن که داورى دادگر است، اى آن که پروردگارى بی وزیر است، اى آن که عزّتمندى بی خوارى است، اى آن که توانگرى بی نیاز است، اى آن که پادشاهى عزل ناپذیر است، اى آن که اوصافش بی مانند است.

    (75) یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرِینَ یَا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحَامِدِینَ یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِیعِینَ یَا مَنْ بَابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِینَ یَا مَنْ سَبِیلُهُ وَاضِحٌ لِلْمُنِیبِینَ یَا مَنْ آیَاتُهُ بُرْهَانٌ لِلنَّاظِرِینَ یَا مَنْ کِتَابُهُ تَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ یَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِینَ وَ الْعَاصِینَ یَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ

    (75) اى آن که ذکرش براى ذاکران شرف است، اى آن که شکرش براى شاکران رستگارى است، اى آن که ستایشش براى ستایشگران عزّت است، اى آن که طاعتش براى مطعیان مایه نجات است، اى آن که درگاهش گشوده است به روى جویندگان، اى آن که راهش براى توبه کاران هموار است، اى آن که نشانه هایش براى بینندگان دلیل قاطع است، اى آن که کتابش براى پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، اى آن که روزی اش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، اى آن که رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.

    (76) یَا مَنْ تَبَارَکَ اسْمُهُ یَا مَنْ تَعَالَى جَدُّهُ یَا مَنْ لا إِلَهَ غَیْرُهُ یَا مَنْ جَلَّ ثَنَاؤُهُ یَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ یَا مَنْ یَدُومُ بَقَاؤُهُ یَا مَنِ الْعَظَمَةُ بَهَاؤُهُ یَا مَنِ الْکِبْرِیَاءُ رِدَاؤُهُ یَا مَنْ لا تُحْصَى آلاؤُهُ یَا مَنْ لا تُعَدُّ نَعْمَاؤُهُ

    (76) اى آن که نامش خجسته است، اى آن که عنایتش بس بلند است، اى آن که معبودى جز او نیست، اى آن که ستایشش والا است، اى آن که نام هایش مقدس است، اى آن که هستی اش پایدار است، اى آن که بزرگى جلوه زیبایى اوست، اى آن که بزرگ منشى پوشش اوست، اى آن که عطاهایش در شمار نیاید، اى آن که نعمت هایش شمرده نشود.

    (77) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُعِینُ یَا أَمِینُ یَا مُبِینُ یَا مَتِینُ یَا مَکِینُ یَا رَشِیدُ یَا حَمِیدُ یَا مَجِیدُ یَا شَدِیدُ یَا شَهِیدُ

    (77) خدایا! از تو میخواهم به نامت اى مددرسان، اى امین، اى آشکار اى استوار، اى ارجمند، اى راهنما، اى ستوده، اى بزرگوار، اى سختگیر (گنهکاران) ، اى گواه.

    (78) یَا ذَا الْعَرْشِ الْمَجِیدِ یَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِیدِ یَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِیدِ یَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِیدِ یَا ذَا الْوَعْدِ وَ الْوَعِیدِ یَا مَنْ هُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ یَا مَنْ هُوَ فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ یَا مَنْ هُوَ قَرِیبٌ غَیْرُ بَعِیدٍ یَا مَنْ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ شَهِیدٌ یَا مَنْ هُوَ لَیْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِیدِ

    (78) اى صاحب عرش پرشکوه، اى صاحب سخن استوار، اى صاحب کردکار برازنده، اى صاحب کوبش سخت، اى صاحب نوید و و تهدید، اى آن که سرپرست ستوده است، اى آن که به نیکى انجام دهد آنچه را خواهد، اى آن که نزدیک دوری ناپذیر است، ای آن که بر هر چیز گواه است، اى آن که بر بندگان ستمکار نیست.

    (79) یَا مَنْ لا شَرِیکَ لَهُ وَ لا وَزِیرَ یَا مَنْ لا شَبِیهَ [شِبْهَ ] لَهُ وَ لا نَظِیرَ یَا خَالِقَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ الْمُنِیرِ یَا مُغْنِیَ الْبَائِسِ الْفَقِیرِ یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِیرِ یَا مَنْ هُوَ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ

    (79) اى آن که شریک و وزیری ندارد، اى آن که مثل و مانندى ندارد، اى آفریننده خورشید و ماه تابان، اى بی نیاز کننده درمانده تهیدست، اى روزی دهنده کودک خردسال، اى مهرورز بر پیر بزرگسال، اى پیونددهنده استخوان شکسته، اى پناه ترسان پناه جو، اى آن که بر بندگانش آگاه و بیناست، اى آن که بر هر چیز تواناست.

    (80) یَا ذَا الْجُودِ وَ النِّعَمِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الْکَرَمِ یَا خَالِقَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ یَا بَارِئَ الذَّرِّ وَ النَّسَمِ یَا ذَا الْبَأْسِ وَ النِّقَمِ یَا مُلْهِمَ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَ الْأَلَمِ یَا عَالِمَ السِّرِّ وَ الْهِمَمِ یَا رَبَّ الْبَیْتِ وَ الْحَرَمِ یَا مَنْ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنَ الْعَدَمِ

    (80) اى صاحب جود و بخشش اى صاحب فضل و کرم، اى آفریننده لوح و قلم، اى پدیدآورنده موران و مردمان، ااى صاحب عذاب و انتقام اى الهام بخش عرب و عجم، اى بردارنده زیان و درد، اى داناى رازها و قصدها، اى پروردگار کعبه و حرم، اى آفریننده هرچیز از نیستى.

    (81) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا فَاعِلُ یَا جَاعِلُ یَا قَابِلُ یَا کَامِلُ یَا فَاصِلُ یَا وَاصِلُ یَا عَادِلُ یَا غَالِبُ یَا طَالِبُ یَا وَاهِبُ

    (81) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى کردگار، ای هستی بخش، اى پذیرنده، اى برازنده، اى جدا، اى پیوند دهنده، اى دادگر، اى چیره، اى جویا، اى بخشنده،

    (82) یَا مَنْ أَنْعَمَ بِطَوْلِهِ یَا مَنْ أَکْرَمَ بِجُودِهِ یَا مَنْ جَادَ بِلُطْفِهِ یَا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ یَا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبِیرِهِ یَا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ یَا مَنْ تَجَاوَزَ بِحِلْمِهِ یَا مَنْ دَنَا فِی عُلُوِّهِ یَا مَنْ عَلا فِی دُنُوِّهِ

    (82) اى آن که به کرمش بخشید، اى آن که به جودش گرامى داشت، اى آن که به لطفش کرم ورزید، اى آن که به نیرویش عزّت یافت، اى آن که به حکمتش سامان داد، اى آن که به تدبیر خود حکم کرد، اى آنکه با علم خود تدبیر کرد، اى آن که با بردباری اش درگذرد، اى آن که به تدبیر خود در عین برتری اش نزدیک است، اى آن که در عین نزدیکی اش برتر است.

    (83) یَا مَنْ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُصَوِّرُ فِی الْأَرْحَامِ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ

    (83) اى آن که هرچه خواهد آفریند، اى آن که هرچه بخواهد بکند، اى آن که هرکه را بخواهد راهنمایى کند، اى آن که هرکه را بخواهد گمراه سازد، اى آن که هرکه را بخواهد عذاب کند، اى آن که هرکه را بخواهد بیامرزد، اى آن که هرکه را بخواهد عزّت بخشد، اى آن که هرکه را بخواهد خوار گرداند، اى آن که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، اى آن که هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند.

    (84) یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَداً یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ ءٍ قَدْراً یَا مَنْ لا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَداً یَا مَنْ جَعَلَ [مِنَ الْمَلائِکَةِ] الْمَلائِکَةَ رُسُلاً یَا مَنْ جَعَلَ فِی السَّمَاءِ بُرُوجاً یَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارا یَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ ءٍ أَمَداً یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْماً یَا مَنْ أَحْصَى کُلَّ شَیْ ءٍ عَدَداً

    (84) اى آن که همسر و فرزندى نگرفت، اى آن که براى هرچیز اندازه نهاد، اى آن که در حکمش کسى را شریک نساخت، اى آن که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، اى آن که در آسمان ها برج هایى گذارد، اى آن که زمین را زیستگاه شایسته نمود، اى آن که آدمى را از آب آفرید، اى آن که براى هرچیز سرانجامى قرار داد، اى آن که با علم خویش هرچیز را دربر گرفته است، اى آن که تعداد هرچیز را شماره نموده است.

    (85) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا أَوَّلُ یَا آخِرُ یَا ظَاهِرُ یَا بَاطِنُ یَا بَرُّ یَا حَقُّ یَا فَرْدُ یَا وِتْرُ یَا صَمَدُ یَا سَرْمَدُ

    (85) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت ای آغاز، اى انجام، اى آشکار، اى نهان، اى نیکوکار، اى حق، اى یگانه، اى یکتا، اى بی نیاز، اى همیشگى.

    (86) یَا خَیْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ یَا أَفْضَلَ مَعْبُودٍ عُبِدَ یَا أَجَلَّ مَشْکُورٍ شُکِرَ یَا أَعَزَّ مَذْکُورٍ ذُکِرَ یَا أَعْلَى مَحْمُودٍ حُمِدَ یَا أَقْدَمَ مَوْجُودٍ طُلِبَ یَا أَرْفَعَ مَوْصُوفٍ وُصِفَ یَا أَکْبَرَ مَقْصُودٍ قُصِدَ یَا أَکْرَمَ مَسْئُولٍ سُئِلَ یَا أَشْرَفَ مَحْبُوبٍ عُلِمَ

    (86) ای بهترین شناخته شده اى که شناخته شده، اى برترین معبودى که عبادت شده، اى والاترین ثناپذیرى که سپاس شده، اى عزیزترین یاد شده اى که یاد شده اى برترین ستوده اى که ستایش شده، اى دیرینه ترین موجودى که خواسته شده، اى بلندترین وصف شده اى که به وصف آمده، اى بزرگترین مقصودی که قصد شده، اى گرامی ترین پرسیده اى که پرسش شده، اى شریف ترین محبوبى که دانسته شده.

    (87) یَا حَبِیبَ الْبَاکِینَ یَا سَیِّدَ الْمُتَوَکِّلِینَ یَا هَادِیَ الْمُضِلِّینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا أَنِیسَ الذَّاکِرِینَ یَا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفِینَ یَا مُنْجِیَ الصَّادِقِینَ یَا أَقْدَرَ الْقَادِرِینَ یَا أَعْلَمَ الْعَالِمِینَ یَا إِلَهَ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ

    (87) اى محبوب گریه کنندگان، اى سرور توکّل کنندگان، اى راهنماى گمراهان، اى سرپرست مؤمنان، اى همدم ذاکران، اى پناه جان سوختگان اى رهایی بخش راستگویان، اى تواناترین توانایان، اى داناترین دانایان، اى پرستیده همه آفریدگان.

    (88) یَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ یَا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ یَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ یَا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ یَا مَنْ عُصِیَ فَغَفَرَ یَا مَنْ لا تَحْوِیهِ الْفِکَرُ یَا مَنْ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ أَثَرٌ یَا رَازِقَ الْبَشَرِ یَا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ

    (88) ای آن که فراتر رفت و چیره گشت، اى آن که دارا گشت و توان یافت، اى آن که نهان شد و آگاهى یافت، اى آن که پرستش شد و ارج نهاد، اى آن که نافرمانى شد و آمرزید، اى آنکه اندیشه ها او را فرا نگیرد، اى آن که دیده اى او را در نیابد، اى آن که اثرى بر او پوشیده نماند، اى روزی دهنده آدمیان، اى اندازه دهنده هر اندازه.

    (89) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَافِظُ یَا بَارِئُ یَا ذَارِئُ یَا بَاذِخُ یَا فَارِجُ یَا فَاتِحُ یَا کَاشِفُ یَا ضَامِنُ یَا آمِرُ یَا نَاهِی

    (89) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى نگهدار، اى آفریننده، اى پدید آورنده، اى بسیار بخشنده، اى گشایشگر، اى فراخی بخش، اى برگیرنده زیان، اى ضمانت کننده، اى فرمان ده، اى بازدارنده.

    (90) یَا مَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُتِمُّ النِّعْمَةَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُحْیِی الْمَوْتَى إِلا هُوَ

    (90) اى آن که جز او غیب نداند، اى آن که برنگرداند بدى را جز او، اى آن که آفریدگان را جز او نیافریند، اى آن که گناه را جز او نیامرزد، اى آن که نعمت را جز او کامل نکند، اى آن که دلها را جز او دگرگون نکند، اى آن که کارها را جز او تدبیر ننماید، اى آن که باران را جز او فرو نبارد، اى آن که روزى را جز او نگستراند، اى آن که مردگان را جز او زنده نسازد.

    (91) یَا مُعِینَ الضُّعَفَاءِ یَا صَاحِبَ الْغُرَبَاءِ یَا نَاصِرَ الْأَوْلِیَاءِ یَا قَاهِرَ الْأَعْدَاءِ یَا رَافِعَ السَّمَاءِ یَا أَنِیسَ الْأَصْفِیَاءِ یَا حَبِیبَ الْأَتْقِیَاءِ یَا کَنْزَ الْفُقَرَاءِ یَا إِلَهَ الْأَغْنِیَاءِ یَا أَکْرَمَ الْکُرَمَاءِ

    (91) اى یاور ضعیفان، اى همراه غریبان، اى یار دوستان، اى چیره بر دشمنان اى بالا برنده آسمان، اى مونس برگزیدگان، اى محبوب پروا پیشگان، اى گنجینه تهیدستان، اى معبود توانگران اى کریم ترین کریمان.

    (92) یَا کَافِیا مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ یَا قَائِما عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ لا یُشْبِهُهُ شَیْ ءٌ یَا مَنْ لا یَزِیدُ فِی مُلْکِهِ شَیْ ءٌ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیْ ءٌ یَا مَنْ لا یَنْقُصُ مِنْ خَزَائِنِهِ شَیْ ءٌ یَا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ یَا مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَیْ ءٌ یَا مَنْ هُوَ خَبِیرٌ بِکُلِّ شَیْ ءٍ یَا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَیْ ءٍ

    (92) اى کفایت کننده از هرچیز، اى پاینده بر هرچیز، اى آن که چیزى مانند او نیست، اى آن که چیزى بر فرمانروایی اش نیفزاید، اى آن که چیزى بر او پوشیده نیست، اى آن که چیزى از خزانه هایش نکاهد، اى آن که مانندش کسى نیست، اى آن که چیزى از علمش پنهان نماند، اى آن که به همه چیز آگاه است، اى آن که همه رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.

    (93) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُکْرِمُ یَا مُطْعِمُ یَا مُنْعِمُ یَا مُعْطِی یَا مُغْنِی یَا مُقْنِی یَا مُفْنِی یَا مُحْیِی یَا مُرْضِی یَا مُنْجِی

    (93) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى اکرام کننده، اى روزی بخش اى نعمت دهنده، اى عطابخش، اى بی نیازکننده، اى ذخیره گذار، اى نابودکننده، اى زنده ساز، اى خشنودکننده، اى رهایی بخش.

    (94) یَا أَوَّلَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ آخِرَهُ یَا إِلَهَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ مَلِیکَهُ یَا رَبَّ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ صَانِعَهُ یَا بَارِئَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ خَالِقَهُ یَا قَابِضَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ بَاسِطَهُ یَا مُبْدِئَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ مُعِیدَهُ یَا مُنْشِئَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ مُقَدِّرَهُ یَا مُکَوِّنَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ مُحَوِّلَهُ یَا مُحْیِیَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ مُمِیتَهُ یَا خَالِقَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ وَارِثَهُ

    (94) اى آغاز و انجام هرچیز، اى پرستیده و دارنده هرچیز، اى پروردگار و سازنده هرچیز، اى آفریننده و برآورنده هرچیز، اى گیرنده و گشاینده هرچیز، اى آغاز کننده هرچیز، اى پدیدآورنده و اندازه بخش هرچیز، اى هستی بخش و جنباننده هرچیز، اى زنده کننده و می راننده هرچیز، اى آفریننده و میراث بر هرچیز

    (95) یَا خَیْرَ ذَاکِرٍ وَ مَذْکُورٍ یَا خَیْرَ شَاکِرٍ وَ مَشْکُورٍ یَا خَیْرَ حَامِدٍ وَ مَحْمُودٍ یَا خَیْرَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ یَا خَیْرَ دَاعٍ وَ مَدْعُوٍّ یَا خَیْرَ مُجِیبٍ وَ مُجَابٍ یَا خَیْرَ مُونِسٍ وَ أَنِیسٍ یَا خَیْرَ صَاحِبٍ وَ جَلِیسٍ یَا خَیْرَ مَقْصُودٍ وَ مَطْلُوبٍ یَا خَیْرَ حَبِیبٍ وَ مَحْبُوبٍ

    (95) اى بهترین یادکننده و یادشده، اى بهترین ثناپذیر و ثناشده، اى بهترین ستاینده و ستوده، اى بهترین گواه و گواه پذیر، اى بهترین خواهنده و خوانده شده، اى بهترین پاسخ دهنده و پاسخ داده شده، اى بهترین یار و همدم، اى بهترین همراه و همنشین، اى بهترین سویه و آهنگ، اى بهترین دوستدار و دوستی پذیر.

    (96) یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعَاهُ مُجِیبٌ یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ أَطَاعَهُ حَبِیبٌ یَا مَنْ هُوَ إِلَى مَنْ أَحَبَّهُ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی إِحْسَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ أَرَادَهُ عَلِیمٌ

    (96) اى آن که به خواهنده اش پاسخ گوید، اى آن که براى فرمانبرش دوست است، اى آن که به دوستدارش نزدیک است، اى آن که براى کسی که از او نگهدارى طلبد دیده بان است، اى آن که به هرکه به او امید بندد کریم است، اى آن که هرکه از او نافرمانى کند بردبار است، اى ان که در بزرگیاش مهربان است، اى آن که در فرزانگى بزرگ است، اى آن که در نیکی اش دیرینه است، اى آن که به هر که او را خواهد دانا است.

    (97) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُسَبِّبُ یَا مُرَغِّبُ یَا مُقَلِّبُ یَا مُعَقِّبُ یَا مُرَتِّبُ یَا مُخَوِّفُ یَا مُحَذِّرُ یَا مُذَکِّرُ یَا مُسَخِّرُ یَا مُغَیِّرُ

    (97) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت اى سبب ساز، اى شوق آفرین، اى برگرداننده، ای پیگیر، اى سامان بخش، اى هراس آور، اى برحذر دار، اى یادآور، اى تسخیرگر، اى دگرگون ساز

    (98) یَا مَنْ عِلْمُهُ سَابِقٌ یَا مَنْ وَعْدُهُ صَادِقٌ یَا مَنْ لُطْفُهُ ظَاهِرٌ یَا مَنْ أَمْرُهُ غَالِبٌ یَا مَنْ کِتَابُهُ مُحْکَمٌ یَا مَنْ قَضَاؤُهُ کَائِنٌ یَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِیدٌ یَا مَنْ مُلْکُهُ قَدِیمٌ یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ یَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِیمٌ

    (98) اى آن که علمش پیش است، اى آن که وعده اش راست است، اى آن که لطفش آشکار است، اى آن که فرمانش چیره است، اى آن که کتابش استوار است.
    اى آن که حکمش شدنى است، اى آن که قرآنش باشکوه است، اى آن که فرمانروایی اش دیرین است، اى آن که بخشش فراگیر است، اى آن که پایگاهش بس بزرگ است.

    (99) یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ یَا مَنْ لا یَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ یَا مَنْ لا یُلْهِیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ یَا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ سُؤَالٌ عَنْ سُؤَالٍ یَا مَنْ لا یَحْجُبُهُ شَیْ ءٌ عَنْ شَیْ ءٍ یَا مَنْ لا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ یَا مَنْ هُوَ غَایَةُ مُرَادِ الْمُرِیدِینَ یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى هِمَمِ الْعَارِفِینَ یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى طَلَبِ الطَّالِبِینَ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ ذَرَّةٌ فِی الْعَالَمِینَ

    (99) اى آن که شنیدنى از شنیدن دیگر بازش ندارد، اى آن که کارى از کار دیگر منعش نکند، اى آن که گفتارى از گفتار دیگر سرگرمش نکند، اى آن که درخواستى از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، اى آن که چیزى از چیز دیگر پرده اش نشود، اى آن که اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، اى آن که آرمان واپسین جویندگان است، اى آن که نهایت همّت عارفان است، اى آن که پایان جستجوى جویندگان است، اى آن که غبارى در سراسر هستى بر او پوشیده نیست.

    (100) یَا حَلِیما لا یَعْجَلُ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ یَا صَادِقا لا یُخْلِفُ یَا وَهَّابا لا یَمَلُّ یَا قَاهِرا لا یُغْلَبُ یَا عَظِیما لا یُوصَفُ یَا عَدْلا لا یَحِیفُ یَا غَنِیّا لا یَفْتَقِرُ یَا کَبِیرا لا یَصْغُرُ یَا حَافِظا لا یَغْفُلُ سُبْحَانَکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ

    (100) اى بردبارى که شتاب نکند، اى بخشنده اى که بخل نورزد، اى راستگویى که تخلّف نکند، اى عطاکننده اى که خستگى نپذیرد، اى چیره اى که شکست ناپذیر است، اى بزرگى که به وصف در نیاید، اى دادگرى که ستم ننماید، اى توانگرى که نیازمند نشود، اى بزرگى که کوچک نگردد، ای نگهدارى که غفلت ننماید.
    منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایى بخش پروردگار
    ۰ نظر ۰۴ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۸
    محمّد امین سرلکی
    جانشین فرمانده انتظامی شهرستان قدس از دستگیری کلاهبردار 100 میلیون ریالی اینترنتی توسط پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات این شهرستان خبر داد.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سرهنگ"علی محمد احمدی"در تشریح این خبر گفت:با مراجعه یکی از شهروندان و اعلام گزارش سرقت 100 میلیون ریالی از حساب بانکی اش ،موضوع به صورت ویژه در دستور کار کارشناسان پلیس فتای این شهرستان قرار گرفت. 

    این مقام انتظامی خاطر نشان کرد:کارشناسان پلیس فتا با استعلام از بانک های عامل صورتحساب گردش مالی شاکیه را دریافت و در برسی ها زمان برداشت و محل انتقال وجه مشخص گردید. 

    سرهنگ"احمدی افزود:ماموران پلیس فتا با استفاده از مکا